
10-22-2011
|
 |
مدیر تاریخ و بخش فرهنگ و ادب کردی 
|
|
تاریخ عضویت: Aug 2009
محل سکونت: مهاباد
نوشته ها: 19,499
سپاسها: : 3,172
3,713 سپاس در 2,008 نوشته ایشان در یکماه اخیر
|
|
کتابسوزي مسلمانان افسانه اي باطل
نويسنده: فريدون اسلامنيا
استعمارگران بخصوص انگليس براي پيشبرد اهداف استعماري خود در جهان اسلام (بخصوص در ايران) دست به تبليغات بسيار وسيعي در زمينهي مخدوش کردن چهرهي اسلام زدند، از جمله تبليغات آنها بر عليه اسلام ساختن افسانهايي بود بنام افسانه کتابسوزي مسلمانان در هنگام فتح ايران و مصر، دشمنان اسلام کتابخانهاي فرضي را به ايران و مصر نسبت دادند و شايع کردند که دين اسلام مخالف علم است و به همين علت مسلمانان بدستور حضرت عمر -رضی الله عنه- کتابخانه اسکندريه مصر و کتابخانه جندي شاپور را در ايران آتش زدند. از جمله پيشگامان اين افسانه کاپيتان سرجان ملکم انگليس بود که از عوامل اصلي شکست ايران در برابر روسيه تزاري و تجزيه ايران ميباشد. اين انگليسي در کتاب تاريخ ايران با طرح اين افسانه به مخدوش کردن اذهان جوانان مسلمان ايراني پرداخت.دکتر بهرام فرهوشي در کتاب ايرانويج مينويسد: محل کتابخانهاي اصلي ايران در ساختمان سارويه در شهر جي بوده است. سارويه يکي از بناهاي محکم ايراني است همانند اهرام ثلاثه مصر. چنين پيداست که زرتشتيان در اواخر سلطه ساساني که شايع شده بود هزارهاي آنها نزديک است، صاحب برخي از کتابخانه که در انتظار نابسامانيها و قتل و غارتهاي آخر زمان بودند کتابهاي خود را پنهان کردند تا به آنها آسيبي نرسد.
اين استاد دانشگاه تهران سپس به نقل ازمحمدبن اسحاق مينويسد: يکي از اشخاص مؤثق به من خبر داد که در سال 350 هجري و قمري سقفي فروريخت و از آن کتابهاي بسيار به دست آمد که هيچ کس قدرت خواندن آنها را نداشت ميگويد: من به چشم خودم ديدم ابوالفضل بن عميد آن کتابها را فرستاده بود، کتابهاي پاره پارهاي بود که در باروي شهر اصفهان ميان صندوقهايي بدست آمده بود به زبان يوناني.
همچنان که ميدانيم کتابهاي زيادي نيز در دوران اوليهاي اسلامي از طرف ابن مقفع به عربي ترجمه شده است. بنابراين افسانه کتابسوزي ايران محلي از اعراب ندارد. بقول مرحوم مرتضي مطهري در کتاب آتش سوزي کتاخانه ايران و مصر اگر چنين کاري صورت گرفته بود قطعاً سياهجامگان و سرخجامگان از آن سخن به ميان ميآوردند.
اما افسانهاي کتابسوزي اسکندريه از کتابسوزي در ايران نيز مسخرهتر است. اينکه کتابخانهايي در اسکندريه آن هم با هفتصد هزار جلد کتاب وجود داشته است از دروغهاي بزرگ غربيها است. هيچ منبع تاريخي معتبري اين خبر را درج نکرده است. تاريخنويسان بزرگ غربي مانند کارل گريمبرگ در تاريخ بزرگ جهان و ويل دورانت در تاريخ تمدن و گوستاولوبون در تاريخ تمدن اسلام و عرب همگي افسانهاي کتابسوزي را رد کردهاند.
کارل گريمبرگ مينويسد: در حملهاي سزار قيصر به مصر در تعقيب پمپه در سال 48 ق – م در جنگ بين آندو در شهر اسکندريه ساختمانهاي گوناگون اسکله و بويژه کتابخانه مشهور اسکندريه در آتش سوخت.
آنچه که ظاهراً باقي مانده بود در سال 389 ميلادي توسط تئوفيلوس پطرس اسکندريه سوزانده شد. بدستور ژوستي نين اول (519-565 م) امپراطور متعصب روم شرقي کليه مدارس غيرمذهبي در سراسر روم بسته شد و بسياري از پزشکان و عالمان به ايران تحت حاکميت انوشيروان گريختند. و اين سر آغاز قرون وسطا در اروپا بود که طي آن ميليونها انسان بيگناه کشته، سوزانده و شکنجه شدند. بالاخره سعيد بن البطريق اسقف اسکندريه و تاريخنويس مسيحي در 933 ميلادي در کتاب تاريخش اگر چنان که اين افسانه رايج بود قطعاً آنرا مينوشت.
اگر افسانهاي کتابسوزي درست ميبود بطور يقين کليهاي کتب مربوط به دوران باستان از صفحه تاريخ حذف ميشدند. اما امروزه همهاي آن کتابها در دسترس ماست و ميدانيم که همة آنها در چند قرن اول هجري قمري به عربي ترجمه شدهاند. افسانهاي کتابسوزي اسکندريه با يک محاسبهي ساده رياضي نيز کاملاً باطلشدني است. طبق اين افسانه در شهر اسکندريه هشتاد گرمابهي عمومي وجود داشته است که بصورت شبانه روز در عرض شش ماه هيزم آنها کتابهاي کتابخانهاي اسکندريه بوده است. اگر براي هر گرمابه تنها روزانه هزار جلد کتاب را منظور بداريم رقمي که بدست ميآيد چهارده ميليون و چهارصد هزار جلد کتاب ميشود. براي صاحبان بصيرت قضاوت کنيد.
----------------------------------
نگاهي به تاريخ ايران بعد از اسلام / مؤلف: فريدون اسلامنيا / ناشر: مؤسسه انتشاراتي حسيني اصل
__________________
شاره که م , به ندی دلم , ئه ی باغی مه ن
ره وره وه ی ساوایه تیم , سابلاغی مه ن
دل به هیوات لیده دا , لانکی دلی
تو له وه رزی یادی مه ن دا , سه رچلی
خالید حسامی( هیدی )
|
|
جای تبلیغات شما اینجا خالیست با ما تماس بگیرید
|
|