
10-28-2011
|
 |
مدیر تاریخ و بخش فرهنگ و ادب کردی 
|
|
تاریخ عضویت: Aug 2009
محل سکونت: مهاباد
نوشته ها: 19,499
سپاسها: : 3,172
3,713 سپاس در 2,008 نوشته ایشان در یکماه اخیر
|
|
گلی از گلستان
باب سوم در فضیلت قناعت یکی از ملوک عجم طبیبی حاذق به خدمت مصطفی (ص ) فرستاد . سالی در دیار عرب بود و کسی تجربه پیش او نیاورد و معالجه از وی در نخواست. پیش پیغمبر آمد و گله کرد که مرین بنده را برای معالجتِ اصحاب فرستاده اند و در این مدت کسی التفاتی نکرد تا خدمتی که بر بنده معین است به جای آورد و رسول علیه السلام گفت این طایفه را طریقتیست که تا اشتها غالب نشود نخورند و هنوز اشتها باقی بود که دست از طعام بردارند . حکیم گفت این است موجب تندرستی. زمین ببوسید و برفت. سخن آنگه کند حکیم آغاز یا سرانگشت سوی لقمه دراز که زنا گفتنش خلل زایــد یا ز ناخـوردنش به جــان آید لاجـرم حکمتش بود گفتار خـوردنش تنـدرستـی آرد بـار
__________________
شاره که م , به ندی دلم , ئه ی باغی مه ن
ره وره وه ی ساوایه تیم , سابلاغی مه ن
دل به هیوات لیده دا , لانکی دلی
تو له وه رزی یادی مه ن دا , سه رچلی
خالید حسامی( هیدی )
|
|
جای تبلیغات شما اینجا خالیست با ما تماس بگیرید
|
|