
11-12-2011
|
 |
مدیر تاریخ و بخش فرهنگ و ادب کردی 
|
|
تاریخ عضویت: Aug 2009
محل سکونت: مهاباد
نوشته ها: 19,499
سپاسها: : 3,172
3,713 سپاس در 2,008 نوشته ایشان در یکماه اخیر
|
|
امیر بزرگ دیروز امروز فردا
به تاریخ شمسی ۲۰ دی ۱۲۳۰ و با قمری ۱۷ ربیع الاول سال ۱۲۶۸. میرزا تقی خان امیر کبیر فراهانی را که می شناسید!! این تاریخ شهادت این مرد بزرگه. یکی از مردان هوشیار و توانای ایران که به توطئه های استعمارگران پی برده بود و با تمام توان خود در جهت پیشرفت و بیداری ایرانیان تلاش می نمود. جزئیات زندگی امیر کبیر را همه میدانیم پس جهت پرهیز از اطاله کلام فقط به شعر زیر بسنده میکنم که تا حدودی گویای کل مطلب هست. فکر میکنم آنچه که مسلم است اگر امیر کبیر بر کنار و کشته نمیشد امروز ما تاریخ ایران را به شکل دیگری می خواندیم و ایران ما هم همانند سایر کشورهای پیشرفته دنیا در عرصه بین المللی دارای وجاهت و اهمیت بیشتری میشد.
ملک الشعراء بهار نیز نظم محمد تقی خان را میستاید و می سراید که پس از مرگ امیر کبیر "فکر نام و ننگ" هم در ایران از بین رفت.
ناصر الدین شه جوانی بود نادانسته کار
مهد علیا مادرش در کارها دایر مدار
مردم دربار هریک ناکسی مردم شکار
بود تنها صدر اعظم در پی اصلاح کار
فکرتش آن بود که تا با روسیان آید کنار
وز هرات آرد به کف تا غزنی و تا قندهار
روس و ایران متحد در آسیا جولان کنند
انگلیسان را برون از خاک هندوستان کنند
اندرین فکر وزیر شه میان را تنگ بست
ریشه بیداد کند و گردن رشوت شکست
پیل هندوستان بلی دنبال کرد آن شیر را
تا به کاشان سرخ کرد از خون او شمشیر را
مادر شه با دگر درباریان شور بخت
همره درباریان گشتند و کوشیدند سخت
شاه را دادند بیم از انتقال تاج و تخت
شاه چربک خورد و بنهاد اره بر پای درخت
خواجه شد خلوت گزین آخر به کاشان برد رخت
شد دل دانشوران اندر فراقش لخت لخت
پس به امر شاه دژخیمی پی اهلاک او
رفت و در گرمابه فین ریخت خون پاک او
از پس مرگش در ایران فکر نام و ننگ مرد
خون او گفتی که نقش عزت از ایران سترد
ماند ایران در شمر همباز کشورهای خرد
انگلیس و روس از آن ساعت در ایران دست برد
قدرت همسایگان یکسان گلوی ما فشرد
گشت برپا فتنه ایلات ترک و لر و کرد
مرکزیت رفت و هر سو والی و شهزاده ای
برده اقطاعی و مردم را به غارت داده ای
توضیح لغات و اصطلاحات دشوار شعر(به زبان طنز و کنایه) :
ناصرالدین شه:دایی بچه های امیر کبیر
مهد علیا (مادر ناصر الدین شاه) و درباریان شوربخت: بچه های بالا
یکی از درباریان شوربخت: میرزا آقا خان نوری, مزدور انگلیس
خواجه: امیر کبیر
دژخیم:کنایه از قاتل امیر, حاجی علیخان
کاشان: شهری بسیار خوش آب و هوا که به پیشنهاد خان دایی تفرجگاه امیر و خانواده شد
امر شاه: کنایه از مهر و امضای فرمان قتل در حالت مستی که در آن زمان( و نه در هیچ زمان دیگر) راحتترین روش مهر گرفتن از سران حکومتی بود
فتنه:آشوب و شورشهای خیابانی خودگردان و غیر قانونی این طوایف که احتمالا از طریق سران فتنه هدایت میشد
__________________
شاره که م , به ندی دلم , ئه ی باغی مه ن
ره وره وه ی ساوایه تیم , سابلاغی مه ن
دل به هیوات لیده دا , لانکی دلی
تو له وه رزی یادی مه ن دا , سه رچلی
خالید حسامی( هیدی )
|
|
جای تبلیغات شما اینجا خالیست با ما تماس بگیرید
|
|