نمایش پست تنها
  #1758  
قدیمی 11-26-2011
behnam5555 آواتار ها
behnam5555 behnam5555 آنلاین نیست.
مدیر تاریخ و بخش فرهنگ و ادب کردی

 
تاریخ عضویت: Aug 2009
محل سکونت: مهاباد
نوشته ها: 19,499
سپاسها: : 3,172

3,713 سپاس در 2,008 نوشته ایشان در یکماه اخیر
behnam5555 به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض

زبانهاي ايراني
برگرفته از كتاب: زبان پهلوي
نوشته خانم ژاله آموزگار و آقاي احمد تفضلي
انتشارات معين
زبانهاي ايراني به گروهي از زبانها و لهجه ها اطلاق مي شود كه از نظر ويژگيهاي زباني وجوه مشترك دارند. در اين نامگذاري معيارهاي زبان شناختي مورد نظر است و نه مرزهاي جغرافيايي يا سياسي كنوني ايران. از اين رو مثلا زبان آسي كه در قفقاز بدان سخن گفته مي شود يا پشتو كه در افغانستان كنوني معمول است، از زمره زبانهاي ايراني به شمار مي روند، اما زبان تركي يا عربي كه در بخشي از ايران كنوني بدانها سخن گفته مي شود، جزء زبانهاي ايراني نيست.
زبانهاي ايراني شاخه اي از گروه زبانهاي ""هند و ايراني"" هستند كه خود شاخه عمده اي از زبانهاي ""هند و اروپايي"" است. گروه زبانهاي""هند و ايراني"" به دو شاخه هندي و ايراني تقسيم مي شود. از لحاظ تحول تاريخي مي توان براي زبانهاي ايراني سه دوره قائل شد: 1. دوره باستان، 2. دوره ميانه، 3. دوره جديد.

1) دوره باستان: از دوراني كه نخستين آثار زبانهاي ايراني وجود دارد، يعني زمان تاليف گاهان يا گاتهاي اشو زرتشت(احتمالا حدود سده12 تا10 قبل از ميلاد)، آغاز مي شود و در اواخر دوره هخامنشي( حدود300 ق. م.) پايان مي پذيرد. از اين دوره از دو زبان آثار مكتوب در دست است.
الف- زبان اوستايي كه از نظر ويژگيهاي زباني متعلق به شرق و شمال شرقي ايران باستان يا ايران بزرگ است و كتاب اوستا بدان نوشته شده است. ميان زمان تاليف قديم ترين بخش اوستا، يعني گاهان تا زمان تدوين و به نگارش درآمدن مجموعه اوستا (احتمالا در سده چهارم ميلادي) قرنها فاصله است و در اين مدت اين كتاب سينه به سينه حفظ مي شده است. هيچ يك از زبانهاي بعدي را نمي توان دنباله مستقيم و تحول يافته زبان اوستايي دانست.
ب- زبان فارسي باستان در جنوب غربي ايران معمول بوده و كتيبه هاي پادشاهان هخامنشي( قرن ششم تا چهارم ق. م. ) بدان نوشته شده است. بر خلاف زبان اوستايي، كتابت آثار فارسي باستان همزمان با تاليف آنهاست.
از ديگر زبانهاي اين دوره آثار مكتوبي در دست نيست. تنها از زبان سكايي و مادي واژه هايي در منابع خارجي بر جاي مانده است. صورتهاي تحول يافته برخي از اين زبانها را در ميان زبانهاي دوره ميانه يا دوره نوين مي يابيم.

2) دوره ميانه: از اواخر دوره هخامنشي ( در حدود300 ق. م.) آغاز مي شود و در اوايل دوره اسلامي (قرن هفتم م.) پايان مي پذيرد، ولي نگارش به زبانهاي اين دوره تا قرن سوم و چهارم هجري و در مواردي ( مانند زبان خوارزمي) تا قرن هفتم هجري نيز ادامه مي يابد. زبانهاي معمول در اين دوره را بنابر موازين زباني و جغرافيايي به دو گروه تقسيم مي كنند:
الف- زبانهاي شرقي كه دو شاخه شمالي و جنوبي تقسيم مي شوند. سغدي و خوارزمي جزء زبانهاي شرقي شمالي و سكايي (ختني) و بلخي جزء زبانهاي شرقي جنوبي هستند.
ب- زبانهاي غربي نيز به دو شاخه شمالي و جنوبي تقسيم مي شوند. شاخه غربي شمالي در قلمرو پارتها يا اشكانيان متداول بوده است و آن را پهلوانيگ، پهلوي اشكاني يا پارتي مي نامند. شاخه غربي جنوبي اساسا زبان متداول در فارس، در دوره ساسانيان بوده كه در نواحي ديگر گسترش يافته است. دانشمندان جديد اين زبان را در مقايسه با فارسي باستان و فارسي جديد، فارسي ميانه مي نامند، ولي بنابر سنت، نام آن پهلوي است.

3) دوره جديد: از اواخر زمان ساساني آغاز گرديده است و تاكنون ادامه دارد. مهمترين زبان اين دوره فارسي است. زبانها و لهجه هاي ايراني گوناگوني كه در قلمرو كنوني ايران و خارج از ايران معمول اند، مانند كردي، بلوچي، آسي، گيلكي، مازندراني و غيره همه به اين دوره تعلق دارند.
__________________
شاره که م , به ندی دلم , ئه ی باغی مه ن
ره وره وه ی ساوایه تیم , سابلاغی مه ن

دل به هیوات لیده دا , لانکی دلی
تو له وه رزی یادی مه ن دا , سه رچلی

خالید حسامی( هیدی )
پاسخ با نقل قول
جای تبلیغات شما اینجا خالیست با ما تماس بگیرید