نمایش پست تنها
  #1794  
قدیمی 12-01-2011
behnam5555 آواتار ها
behnam5555 behnam5555 آنلاین نیست.
مدیر تاریخ و بخش فرهنگ و ادب کردی

 
تاریخ عضویت: Aug 2009
محل سکونت: مهاباد
نوشته ها: 19,499
سپاسها: : 3,172

3,713 سپاس در 2,008 نوشته ایشان در یکماه اخیر
behnam5555 به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض


آیا می دانید انسان از چه زمانی کشیدن نقاشی را آغاز کرد؟


معنا و مفهوم نقاشی‌های عصر یخبندان همواره مورد بحث بوده است، اما اکنون پل باهن، باستان‌شناس، با استفاده از شواهد موجود، نکات تازه‌ای را در مورد این نقاشی‌ها مطرح کرده است.

انسان از ۳۵ هزار سال پیش کشیدن نقاشی را شروع کرد.
غارنشینان در انتخاب محل نقاشی‌ها علاوه بر معماری طبیعی غارها به کیفیت پژواک صدا در محل هم توجه می‌کردند، یا بعضی از نقاشی‌های خود را تنها با انگیز‌ه‌های مذهبی می‌کشیده‌اند.
اجداد بشر حداقل ۷۰ هزار سال پیش شروع به تزئین بدن‌های خود با مهره‌ها، آویزها، و حتی خالکوبی کردند و از ۳۵ هزار سال پیش شروع به نقاشی و حکاکی حیوانات، انسان‌ها، و طرح‌های انتزاعی بر دیوار غار‌ها کردند، که نمونه‌هایی از آنها در لاسکوی فرانسه و در آلتامیرای اسپانیا کشف شده است. آنها همچنین مجسمه‌هایی خوش‌اندام از عاج یا سنگ می‌تراشیدند که از آن جمله می‌توان به ونوس ویلندورف اشاره کرد.
از زمان کشف هنر عصر یخبندان در حدود یک قرن پیش، همواره این سوال مطرح بوده است که معنی این نقاشی‌ها چه بوده است. نظریه‌های مختلفی در این خصوص مطرح شده است: هنر برای هنر، توتم‌گرایی، شکار جادو و غیره. اما شواهد به دست آمده از آن حکایت داشت که همه این نظریه‌ها در بهترین حالت ناقص و معمولاً توجیه‌ناپذیر هستند.
مطالب زیادی در مورد شمن‌ها (جادوگران و حاکمان قبیله)، توهمات مردمان و مسایل این‌چنینی ارائه شد، اما این نظریات در واقع مردمان عصر یخبندان را فاقد هرگونه خلاقیت می‌داند و آثار هنری آن‌ها را تنها نتیجه ثبت تصاویری می‌داند که ‌آنها در “شرایط غیرعادی هوشیاری” می‌دیده‌اند.
اکنون پل باهن با بررسی‌های خود به نتایج تازه‌ای درمورد آثار هنری غارها دست یافته است.
به گفته او، یکی از مهم‌ترین عناصری که در مطالعه هنر غارنشینی یا صخره‌ای مفید واقع می‌شود آن است که محل اثر را نمی‌توان تغییر داد. اثر همان‌جایی است که هنرمند می‌خواست باشد و بیننده باید از همان فضایی استفاده کند که هنرمند استفاده می‌کرد.
نقش ویژگی‌های مکانی مرتبط با افسانه‌ها و رویداد‌های خاص، حوزه‌های سنتی و قبیله‌ای، نواحی مقدس، یا موارد بارز هر فرهنگ در آن فرهنگ، یکی از نکاتی است که باید همواره به آن توجه کرد. به این ترتیب در هر فرهنگی بعضی اماکن خوب و بعضی بد هستند و حتی در داخل غارها هم این فاکتور‌های غیرملموس نقش مهمی را در نوع انتخاب نقاط و تزئینات دیوارها بازی می‌کردند.
باهن و جان فایفر، نویسنده آمریکایی، در دهه ۱۹۸۰به غار فون دو گوم، در دوردونی فرانسه، رفتند. هردوی آن‌ها در داخل غار در بخشی که پرستشگاه بود و با طرح‌های مختلف تزئین شده بود احساس راحتی می‌کردند، اما در بخش دیگری از غار که فاقد هرگونه تزئینی بود احساس بدی داشتند و از ترک آن‌ محل خوشحال شدند. جالب این‌‌جا بود که مسئول غار هم در این احساسات با آن‌ها شریک بود.
معماری طبیعی غارها در نوع تزئین آنها نقش مهمی را ایفا می‌کرده است. در بسیاری از غارها به نظر می‌رسد که هنرمندان ساختار اتاق‌ها، راهروها، و اجسام سنگی مهم را بررسی ‌کرده‌اند و در بعضی موارد نشانه‌هایی هم در نقاط مهم برجا گذاشته‌اند.
یکی دیگر از عناصری که در انتخاب محل آثار هنری نقش داشته است کیفیت صدارسانی و پژواک صدا بوده است. هنرمندان اصلی یا غارنشینان احتمالاً در همان مکان‌هایی که کارشناسان امروزی با صدای آرام صحبت می‌کنند، آواز می‌خوانده‌اند یا با صدای بلند دعا می‌کرده‌اند و تصاویر خود را بر روی دیوار‌ها می‌آفریده‌اند.
بررسی‌های صدا در بعضی از غارهای عصر یخبندان نشان می‌دهد که میان محل نقاشی‌ها و حکاکی‌ها و کیفیت صدایی ارتباط مستقیم وجود دارد. هرجا که صدا بهتر شنیده می‌شود تزئینات بهتری انجام شده و هرجا که کیفیت صدا در سطح پایینی است هیچ تزئینی دیده نمی‌شود. در واقع این هنرمندان علاوه بر توجه به اشکال مختلف موجود در غارها، به شرایط صدایی هم توجه می‌کردند.
یکی دیگر از ویژگی‌های هنر غارنشینی استفاده از حالت‌های موجی دیوار‌ غارها بوده است. این مساله از زمان کشف طرح گاومیش بر برآمدگی‌های سقف غار آلتامیرا در سال ۱۸۷۹برای محققان آشکار شد و برای درک بهتر این نکته که مردمان عصر یخبندان چگونه این آثار را می‌دیده‌اند باید از همان منابع نوری که آنها استفاده می‌کرده‌اند، استفاده کرد.
به گفته باهن، بسیاری از آثاری که در غارها به‌جا مانده است عمومی دانسته می‌شود، اما ما دقیقاً نمی‌دانیم که کدام اعضای جامعه می‌توانسته‌اند آن‌ها را ببینند. در بعضی موارد مردمان عصر یخبندان به طور عمد سنگ‌ها را طوری می‌تراشیدند تا این تصاویر بهتر دیده شوند. اما در بسیاری از موارد آنها تصاویر خود را به عمد در ارتفاع زیاد داخل دودکش‌ها، زیر سنگ‌های برآمده‌ کم ارتفاع، یا در فرورفتگی‌های دیوار پنهان می‌کردند. این تصاویر قرار نبوده است توسط مردمان دیده شود و منظور از کشیدن آنها چیز دیگری بوده است: آنها را برای اهدای به خدایان، ارواح یا اجدادشان می‌کشیدند. به عبارت دیگر بعضی از آثار هنری غارنشینان به وضوح ریشه مذهبی داشته‌اند و با انگیزه‌های قوی کشیده شده‌اند.
مهم‌ترین نمونه این تصاویر در غار پرگوسه در منطقه لات فرانسه کشف شده است. آثار هنری این غار در انتهای راهرویی باریک، کم‌ارتفاع، و مرطوب کشیده شده است، راهرویی نامطبوع که برای گذر از آن باید خوابیده و سینه‌خیز حرکت کرد.
یکی از این آثار سر یک اسب است که در داخل یک شکاف حکاکی شده و مسلما خود هنرمند هم نتوانسته برای خلق آن سر خود را داخل ببرد و حتی خود او هم اثرش را ندیده است. در واقع اصلاً قرار نبوده چشمان آدمیزاد به این اثر بیفتد.
تمدن مایا در آمریکای مرکزی یکی از چند تمدن باستانی است که معمولاً اعماق غارها را برای تزئینات خود انتخاب می‌کرده‌اند. بر اساس شواهد موجود چنین به نظر می‌رسد که این آثار برای ماندگاری خلق نشده‌اند، بلکه قرار دادن آنها در نقاط دور از دسترس با دور بودن آنها از زندگی عادی روزمره در ارتباط بوده است و همین دور بودن این آثار را مقدس می‌ساخته است.
یکی دیگر از این نمونه آثار، گاومیش مشهوری است که بعد از طی مسافت ۹۰۰متر در غار لو توک دودوبر در کوه‌های پیرنه فرانسه یافت ‌شده است. این تصاویر تا زمان کشف در اوایل قرن بیستم قرن‌ها در تاریکی مطلق فرو رفته بود و تقریبا هیچ‌کس موفق به دیدن آنها نشده بود. به نظر می‌رسد که عدم دسترسی به آثار هنری «خصوصی» یکی از مهم‌ترین فاکتورهای خلق این آثار بوده است. در واقع غلبه بر مشکلات، سختی‌ها، و خطرات موجود مهم‌تر از خود اثر بود.

__________________
شاره که م , به ندی دلم , ئه ی باغی مه ن
ره وره وه ی ساوایه تیم , سابلاغی مه ن

دل به هیوات لیده دا , لانکی دلی
تو له وه رزی یادی مه ن دا , سه رچلی

خالید حسامی( هیدی )
پاسخ با نقل قول
جای تبلیغات شما اینجا خالیست با ما تماس بگیرید