شکوفه
[آیکون ِ غزل سرخ می شود..]
آریانا
اتفاقا همون پریشب که پست زدم کز کرده بودم گوشه ی اتاقم غزل ِ بهمنی رو هی زمزمه می کردم ..... از خانه بیرون می زنم اما کجا امشب/شاید تو می خواهی مرا در کوچه ها امشب..
اما ایی غزلشو نشنیده بودم.. شاید چون من همه کتاباشو ندارم/گزیده آثارشو دارم فقط/ نگفتمم از رو دست من نوشته !! گفتم تعجب کردم که شبیه غزل منه ! این یک
دوم.شهرِ پشت دریاهای سهراب اینی نبود که گفتی [آیکون ِ کتک کاری!!]
الو الو مینا ؟ صدات تیکه تیکه میاد مینا.. باز که آنتن پرید !!
اوهوم مهرگان گیان .. خیلی زود یلدا شد ....
__________________
آدمی شده ام ک شب ها لواشک به دست بی هدف خیابان های شهرش را راه می رود؛ گاهی می ایستد. به آدم ها .. دیوار ها .. خیابان ها .. خیره می شود وُ دوباره راه می رود وَ نمی داند چرا راه می رود!
غزل/.
|