نمایش پست تنها
  #1893  
قدیمی 12-19-2011
behnam5555 آواتار ها
behnam5555 behnam5555 آنلاین نیست.
مدیر تاریخ و بخش فرهنگ و ادب کردی

 
تاریخ عضویت: Aug 2009
محل سکونت: مهاباد
نوشته ها: 19,499
سپاسها: : 3,172

3,713 سپاس در 2,008 نوشته ایشان در یکماه اخیر
behnam5555 به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض


شب يلدا

گرد آمدیم:
شبچره ای بود و آتشی،
گفت و شنود و قصه و نقلی ز سیر و گشت ...
وقتی که برشکفت گل هندوانه، سرخ
در اوج سرگذشت
یلدا، شب بلند، شب بی ستارگی
لختی به تن طپید و به هم رفت و درشکست
با خانه می شدیم که گرد سپیده دم
بر بام می نشست

سیاوش کسرایی


شب یلدا که آن را شب چلّه نیز می نامند از دیر سال ترین سنت های ایرانیان است؛ که نخستین شب فصل زمستان (یا یکم دی ماه به تقویم امروزی) است. ایرانیان‎‎ که همواره خواهان پاکی‎‎ و روشنی بوده اند، این‎‎ شب‎ بلند را جشن می‎‎ گیرند و شب‎ زنده‌داری‎ می‌کنند چرا که از این پس نور خورشید رو به فزونی می گذارد. در ایران هیچ خانواده‌ای وجود ندارد که این شب را فراموش کند و همه ی مردم ایران این شب را به فرخندگی، خنده ، شادی و جمعی دوستانه و ایرانی با خوراکی‌های ویژه ی این شب سپری می کنند.
هندوانه، انار، آجیل، پشمک و سایر شیرینی‌های محلی، شب یلدا در خانه ی همه دیده می‌شود. سفره‌ای شیرین و خوش‌رنگ که دور آن تمام لب‌ها خندان است و شاد.امّا در شب یلدا به جز شادی و خوش‌خوراکی چیز دیگری نیز روی می دهد که تنها باید با یک ستاره ‌شناس آن را دید و آزمود.
جشن زایش خورشید در بلند‌ترین شب سال روی می دهد. در آخرین ساعت های این‌شب ستاره‌ها در موقعیتی قرار می‌گیرند که به وضوح می‌توان دگرگونی های گوی آتشین را به چشم دید.

پیشینه یلدا

«اگر به گذشته هاى دور تاریخ قوم ایرانى باز گردیم با اندیشه هاى پویایى روبرو مىشویم که تضّاد طبیعت را خوب مى فهمید. گرما، روشنى و تاریکى و نیکى و بدى. اینگونه بود که براى هر قطب سالارى برگزید ویکى را اهریمن و دیگرى را اورمزد نامید. در این میان سرما هم زاده اهریمن بود. »
«یلدا» واژه ای سریانی و به‎‎ معنی زادروز است‎ (رومیان آن را ناتالیس انویکتوس یعنی روز زایش ( مهر ) شکست ناپذیر نامند.) و این شب را به این نام می خوانند زیرا بر اساس‎ اندیشه‎ ایرانیان‎‎ کهـن، از فـردای‎ شـب‎ یلدا از مدت شب یعنی پلیدی سیاهی و اهریمنی کاسته می شود و بر مدت‎ روز افزوده‎ و خورشید (اهورا مزدا) از نـو زاده می‎ شود. « ... نام این روز میلاد اکبر است، مقصود از آن انقلاب شتوی است. گویند در این روز نور از حد نقصان به حد زیادت خارج می شود، و آدمیان نشو و نما آغاز می کنند و "پری" ها به ذبول و فنا روی می آورند. »
زایش خورشید و آغاز دی را، آیین ها و فرهنگ های بسیاریاز سرزمین های کهن آغاز سال قرار دادند(رسم شب یلدا ویژه ی آریایی هاست)، به شگون روزی که خورشید از چنگ شب های اهریمنی نجات می یافت و روزی مقدس برای مهر پرستان بود.
در این شب که بلند ترین شب از شب هاى سرد سال است خانواده های ایرانیان گرد هم تا صبح در کنار نور و روشنى بیدار مىنشستند تا از پلیدى اهریمن در امّان باشند. در قدیم که آتش، روشنى بخش خانه ها بودهمگى تا صبح در کنار آتش مى نشستند و از خاموش شدن آن جلوگیرى مى کردند چرا کهمعتقد بودند در خاموشى، ارواح زیانگر به خانه ها مى تازند.
گفته اند «در زمان ابوریحان بیرونی به دی ماه، «خور ماه» (خورشید ماه) نیز می‌گفتند که نخستین روز آن خرّم روز نام داشت و ماهی بود که آیین‌های بسیاری در آن برگزار می‌شد.» ابوریحان بیرونی می گوید : (( دی ماه را خور ماه نیز می گویند . نخستین روز آن خرّم روز است و این روز و این ماه هـر دو به نام خدای بزرگ اسـت . )) از آن جا که خرّم روز، نخستین روز دی ماه، بلندترین شب سال را پشت سر دارد، پیوند آن با خورشید معنایی ژرف می‌یابد. از پس بلندترین شب سال که یلدا نامیده می‌شود خورشید از نو زاده می‌شود و طبیعت دوباره آهنگ زندگی ساز می‌کند و خرّمی جهان را فرا می‌گیرد.

آجیل:
در شب یلدا به غیر از انار و هندوانه مردم ایران آجیل نیز می خورند که به دلیل اینکه بخش عمده ی آجیل از تخمه ی هندوانه تشکیل شده می تواند مظهر باروری باشد.خوردن آجیل نه تنها در شب یلدا بلکه در جشن های بسیار دیگری که ایرانیان دارند(مانند نوروز) نقشی مهم دارد! آجیل شب یلدا به دلیل مغزها وخشکبار فراوان ومتنوعی که دارد از نظرارزش غذایی بسیارسودمند است .آجیل از جمله مواد غذایی است که در میهمانی های رسمی ما به کار می رود وجزء موادغذایی گران قیمت است.آجیل این شب برخلاف آجیل عیدنوروز،خام بوده ونمک ندارد این آجیل به نام آجیل شیرین شناخته شده است وازآنجایی که بوداده نیست ، از نظرکارشناسان تغذیه هم مفیدتر است. آجیل معمولن شامل پسته، بادام، فندق، نخودچی و کشمش است.

فال حافظ:
یکی از آیین های شب یلدا در ایران، فال گرفتن با دیوان حافظ است. مردم دیوان اشعار لسان الغیب را با نیت بهروزی و شادکامی می‌گشایند و فال دل خویش را از او می خواهند. این رسم از قرن 18 به بعد رواج یافته است.
فال حافظ گرفتن، در شب نشینی های زمستان و مناسبت هایی چون چهارشنبه سوری، بعد ازظهر سیزده بدر، تیرما سیزه شو ( جشن تیرگان در مازندران ) نیز از باورهای همگانی است ولی در شب یلدا گویا بیشتر انجام شده است.
در روستای کاورد دودانگه ساری، خواندن کتاب حافظ چندان رونقی ندارد. تنها در سال یک بار، آن هم در شب یلدا از دیوان حافظ فال می گیریم. برای فال گرفتن غروب شب یلدا همسایگان و نزدیکان، با آجیل و میوه به خانه ی باسواد ده می روند، که فالشان را گرفته و ببیند چه سرگذشتی درباره ی آن ها نوشته است.
در برخی دیگر از نقاط ایران نیز شاهنامه‌خوانی رواج دارد. نقل خاطرات و قصه‌گویی پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها نیز یکی از مواردی است که یلدا را برای خانواده ایرانی دلپذیرتر می‌کند. امّا همه این‌ها ترفندهایی است تا خانواده‌ها گرد یکدیگر آیند و بلندترین شب سال را با شادی و صفا سحر کنند.

یلدا در جای جای ایران
شیراز: مردم شیراز در شب یلدا به شب زنده‌داری می‌پردازند و برخی نیز بسیاری از دوستان و بستگان خود را به میهمانی خویش فرا می خوانند. در این شب میزبان سفره‌ای می‌گسترانند که بی‌شباهت به سفره هفت‌سین نوروز نیست و در آن آینه و یکی دو شاخه گل لاله چند شمع زیبا و رنگین و ظرفهایی از اسپند به همراه میوه‌هایی چون انار و به ویژه هندوانه وآجیل و تنقلاتی چون نخودچی، کشمش، حلوا ارده، رنگینک، ارده شیر حلوا شکری، و خرما و انجیر را جای می‌دهند. مردم این خطّه معتقدند در این شب افرادی که گرم مزاجند، باید از انواع خوردنیهای سردمانند هندوانه بخورند و برعکس سرد مزاجان، از انواع خوراکیهای سرد مانند خرما،رنگینک، انجیر و ارده شیر.

آذربایجان : مردم آذربایجان در این شب برای دختری که نامزد خانواده است باتازه عروس ها، هدایایی می فرستادند که اطرافش با هندوانه و شال قرمز بزرگی کهگرداگرد آن انداخته بودند تزئین شده بود چرا که معتقدند شال قرمز باعث خوشبختی شادیو بخت زیبای عروس می شود. همچنین در آذربایجان مردم هندوانه چلّه (چیله قارپوزی) می‌خورند و باور دارند که با خوردن هندوانه لرز و سوز و سرما به تن آنها تاثیری ندارد.
اردبیل: در اردبیل رسم است که مردم، چلّه بزرگ را قسم می‌دهند که زیاد سخت نگیرد و معمولن گندم برشته (قورقا) و هندوانه و سبزه و مغز گردو و نخودچی و کشمش می‌خورند.
مردم شمال کشور: مردم اقوام شمالی کشور نیز تمام وسایل شب یلدا را با تزئین به همراه ماهی بزرگتزئین شده ای برای عروس پیش کش می برند.

گیلان: در گیلان هندوانه را حتمن فراهم می‌کنند و معتقدند که هر کس در شب چلّه هندوانه بخورد در تابستان احساس تشنگی نمی‌کند و در زمستان سرما را حس نخواهد کرد. «آوکونوس» یکی دیگر از میوه‌هایی است که در این منطقه در شب یلدا رواج دارد و به روش خاصی تهیه می‌شودو شیوه ی تهیه ی آن به این صورت است: در فصل پاییز، ازگیل خام را در خمره می‌ریزند، خمره را پر از آب می‌کنند و کمی نمک هم به آن می‌افزایند و در خم را می‌بندند و در گوشه‌ای خارج از هوای گرم اطاق می‌گذارند. ازگیل سفت و خام، پس از مدتی پخته و آبدار و خوشمزه می‌شود. آوکونوس ازگیل در اغلب خانه‌های گیلان تا بهار آینده یافت می‌شود و هر وقت هوس کنند ازگیل تر و تازه و پخته و رسیده و خوشمزه را از خم بیرون می‌آورند و آن را با گلپر و نمک در سینه‌کش آفتاب می‌خورند.
کرمان: در کوهبنان ( از بخش های کرمان )، در خانه های روستایی، خربزه و هندوانه و انار را در انبار گندم می گذاشتند و انگور را یا همچنان که بر درخت بود، در کیسه ها می کردند و یا در جایی خنک به بند می آویختند. و در شب یلدا تمامی آنها می بایستی خورده شود.
در شهر کرمان دراین شب مردم تا بامداد به خیال اینکه قارون به شکل هیزم شکنى که پشته هیزم به خانه نیکوکاران مستمند مى برد و هیزم آن ها را زرین می کند، بیدارمى نشستند و تاریکى و سنگینى شب را با حلاوت و شیرینى قصه و پند وحکایت به پایان مى بردند.
در روستاهای خراسان و آذربایجان در این شب، خانواده پسری که با دختری نامزد شده، طی مراسمی شاد با ساز و دف هدایایی برای دختر می فرستادند. در شهر خوی هدیه دادن شیرینی پشمک رواج داشت و این کار گویا به مناسبت شباهت پشمک با برف بوده است.
زرتشتیان در این شب جشن می‌گیرند و فدیه می‌دهند. فدیه، سفره‌ای است که در هر خانه گسترده می‌شود و در آن خوراکی‌های مرسوم شب یلدا چیده می‌شود. زرتشتیان در این شب دعایی به نام "نی ید" را می‌خوانند که دعای سپاس نعمت است. خوراکی‌هایی که در این جشن استفاده می کردند، گوشت و 7 میوه خشک شده خام (لورک) را شامل می شوند.
آشوریان نیز در شب یلدا آجیل مشکل گشا می‌خوردند و تا پاسی از شب را به شب نشینی و بگو بخند می‌گذراندند و در خانواده‌های تحصیل کرده آشوری فال‌گرفتن با دیوان حافظ نیز رواج داشت.

همه رسم ها و آیین های شب یلدا را ( بجز دور کرسی نشستن، که به اصطلاح نتوانسته است حرف خود را بر کرسی بنشاند ) تا آنجا که پژوهش ما اجازه می دهد، در همه ی شهرها و آبادی ها سراغ داریم.

یلدا در روسیه
یلدا که جشنی ایرانی است در کشور روسیه که زمانی همسایه شمالی ما بود نیز رواج دارد. این جشن در روسیه از دیرباز، از روزگاری که هنوز مسیحیت به آنجا راه نیافته بود، به مدت 12 روز پر سرور با آداب ویژه‌ای برگزار می‌شده است و گویا هنوز هم در میان دهقانان و روستاییان معمول است. در روسیه جشن یلدا، عید سالانه دهقانان و روستاییان بود. پختن نان شیرینی محلی به شکل موجودات زنده، بازی‌های محلی گوناگون، کشت و بذر پاشی به صورت تمثیلی و بازسازی مراسم کشت، پوشانیدن سطح کلبه با چربی، گذاشتن پوستین روی هره پنجره‌ها، آویختن پشم از سقف، پاشیدن گندم به محوطه حیاط، ترانه‌خوانی و رقص و آواز و مهم‌تر از همه قربانی کردن جانوران از آیین‌های ویژه این جشن بوده و هست. یکی دیگر از آیین‌های شب‌های یلدا، فالگیری بوده و پیشگویی رویدادهای احتمالی سال آینده. همین آیین‌ها در روستاهای ایران نیز مرسوم بوده و هم اکنون نیز کم و بیش به چشم می‌خورند که نشان از همانندی جشن یلدا در ایران و روسیه دارد.

همه ی شب های غم آبستن روز طرب است
یوسف روز ز چاه شب یلدا آید


جشن یلدا را با چامه ای از محمدرضا ترکی به پایان می بریم:

یلدا برای بچه‌ها، آجیل و طعم هندونه‌ست
ولی برا بزرگترا، یه خاطره، یه نشونه‌ست
یلدا شب ولادته؛ این جوره تو نوشته‌ها:
خورشید و دنیا می‌آرن، تو دل شب فرشته‌ها
فرشته‌های مهربون، فرشته‌های نازنین
از اوج ِ اوج ِ آسمون، میان پایین، روی زمین
شبیه دونه‌های برف، روی درختا می‌شینن
تا خورشید و بغل کنن، تا صُب یه وختا می‌شینن
قصه می‌گن برای هم؛ گر چه شبیه قصه نیست
قصه‌ی اون‌ها مثل ِ ما، نون و پنیر و پسه نیست
می‌گن: یه شب از آسمون پولک آبی می‌باره
تا دم دمای صُب بشه برف حسابی می‌باره
وقتی گمون نمی‌کنی، ستاره‌ای پر می‌زنه
یه آفتاب مهربون، از تو افق سر می‌زنه
یه شب تو اوج تیرگی، ستاره رو نشون می‌دن
تو دل ِ شب، شب سیا، صُب می‌شه و اذون می‌دن
می‌آد و مرهم می‌ذاره به ساقه‌ی مَلَخ زده
نماز حاجت بخونید، مردم ِ شهر ِ یخ زده!


یادداشت:
کرسی وسیله ای است شامل:

منقل که در آن ذغال گداخته می گذاشتند یک چهارپایه ی چوبی و یک لحاف(چیز گسترده ای مانند پتو از جنس پنبه با روکش پارچه ای) منقلی که در ان ذغال گداخته گذاشته اند را در میان اطاق می نهادند و چهار پایه را به طوری که منقل در میان آن باشد را روی زمین می گذاشتند و لحاف را روی آن می پوشاندند و افراد خانواده برای گرم شدن تا کمی بیشتر از نیمه ی تن خود را در آن می کردند.


م :
نیمکت های انتظار
__________________
شاره که م , به ندی دلم , ئه ی باغی مه ن
ره وره وه ی ساوایه تیم , سابلاغی مه ن

دل به هیوات لیده دا , لانکی دلی
تو له وه رزی یادی مه ن دا , سه رچلی

خالید حسامی( هیدی )
پاسخ با نقل قول
جای تبلیغات شما اینجا خالیست با ما تماس بگیرید