.
نفي عقلانيت و فلسفه و منطق
اوشو :
با الفاظ مختلف و به مناسبتهاي گوناگون عليه عقل و ذهن و منطق و فلسفه سخن مي گويد.
و به جاي آن بر پيروي از استاد و سرسپردگي دربرابر او تأکيد مي کند.
من صاحب هيچ نظام فلسفي نيستم. ...
من حتي نميدانم که ديروز چه گفته ام.
به اين موضوع اصلاً فکر نميکنم. من فقط پاسخگوي اين لحظه ام. من پاسخگوي حرفهاي ديروز نيستم.
برو از ديروزي بپرس. قطعاً پيدايش نخواهي کرد. فردا نيز مرا نخواهي يافت.
نه ديروزي وجود دارد و نه فردايي تنها همين لحظه است که واقعيت دارد.
اگر کسي مدعي باشد با اصول فلسفه و منطق و عقل مي تواند همة رازها و حقايق عالم را کشف نمايد،
روشن است که ادعايي بلندپروازانه و دست نايافتني دارد.
در عين حال، اگر کسي گمان کند که با بي اعتنايي به عقل و منطق نيز مي تواند به حقايق دست يابد، او نيز در خيالي خام به سر مي برد.
عرفان حقيقي، عرفاني عقلاني است.
نه تنها با عقلانيت سازگار است که همراه آن است.
عرفان بدون عقلانيت، عرفاني انساني نخواهد بود
همانطور که عقلانيت منهاي عرفان، از انسان، موجودي تک ساحتي و خشک و خشن مي سازد.
انسان کامل، از ديدگاه اسلام، انساني است که همة ابعاد وجودي اش هماهنگ با هم، پيشرفت نمايند.
هيچ بعدي را فداي بعد ديگر نکند.
عقلانيت مورد تأييد برخي معنويتهاي نوظهور عقلانيتي مادي و اين جهاني است.
به همين دليل عقلانيتي منهاي دين و ناسازگار با دين و مدافع تساهل و تسامح است.
|