افسانه جون کاش نمی گفتی!
الآن من کاملا تشویق شدم که لیست بزنم پشت در!
آنا فقط انگلیسی می تونه صحبت کنه!
آلمانی هم بلد نیست!
نمی خوام قطع کنم کامل! می خوام ببرمش برای خودم!
آخه دیدم ممد داره از حسین کمک میگیره! اونم که اینجا هم یه هفته در میون میاد چه برسه به اونجا، گفتم به کمک ممد بشتابم!
منم با معرفت!
در جریانین که!
__________________
I know that in the morning now
I see ascending light upon a hill
Although I am broken, my heart is untamed, still