نمایش پست تنها
  #1996  
قدیمی 03-24-2012
behnam5555 آواتار ها
behnam5555 behnam5555 آنلاین نیست.
مدیر تاریخ و بخش فرهنگ و ادب کردی

 
تاریخ عضویت: Aug 2009
محل سکونت: مهاباد
نوشته ها: 19,499
سپاسها: : 3,172

3,713 سپاس در 2,008 نوشته ایشان در یکماه اخیر
behnam5555 به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض میر نوروزی


میر نوروزی



یکی از مراسم کهن نوروز در کردستان

مردم آزاده و سنت پرست کردستان قرنهاست که در اغوش دره ها و دامنه های سرسبز و خرم در کنار رودخانه ها و چشمه سارهای پر آب و روان در پیچ و خم سلسله کوههای سر به اسمان کشیده مکری ارارات و زاگرس زندگی می کنند .
هر گوشه ای از دهات و شهرهای کردستان یا هندوستان ایران زمین را بگردیم با هزاران راز و نکته غیر مکشوف بر می خوریم شهری که داریم در باره یکی از سنتهای نیمه فراموش شده ساکنین ان بحث می کنیم مهاباد امروز ساوجبلاغ مکری دیروز و شهر ویران سابق است که بطلیموس به عنوان یکی از شهرهای مادی بنام داروشا از آن یاد کرده است و رولنسن آن را با دارایاس تطبیق نموده و یکی دانسته است .
شهر زیبای مهاباد ، مرکز کردستان مکری ، با یک سلسله مشخصات برجسته زنده از قدیم الایام جلب توجه محققین و سیاحان و مسافرینی که از این سامان گذاشته اند کرده است . جشنهای ملی در کردستان و مخصوصآ در مهاباد همیشه با شوق و شور و شعف و شادی فراوانی برگزار می شود ، کردان به اعیاد مذهبی هم رنگ محلی و ایرانی داده و با شکوه و شادمانی بیشتر از سایر مسلملنان آن جشنها را برگزار می کنند از آن جمله به دیدن یکدیگر می روند و برای تجلیل و احترام این روزهای گرامی تشریفات و ترتیبات خاص قائلند ولی یکی از مهمترین جشنهای تفریحی و عمومی کردان بویژه در شهرستانهای مهاباد و بوکان و حومه بنام "میر میرین " که مراسم جشن امیر بهاری در سایر صفحات کردستان میان قاطبه کردان از آن جمله میان کردان خراسان که اصالت ایرانی و خصایل نیاکان خود را به خوبی حفظ کرده اند نیز معمول است .
از قدیم الایام جشن امیر بهاری (میر نوروزی ) در شهر مهاباد و بوکان و حومه معمول بوده و هست اهالی از میان خود یک مرد عامی را به امارت و حکومت موقتی انتخاب می کرده اند به قرار معمول در زمانهای پیشین امیران و حکام وقت ، محض تابعیت سنت عمومی ، در آن چند روزه خود را بر حسب ظاهر از امارت و حکومت خلع می کرد ه و نام حکومت و امارت را با جمیع لوازم ظاهری آن از فرمانروایی مطلق و اطاعت عموم عمال دیوان و اوامر و نواهی به امیر بهاری واگذار می کرده اند. اعیان و اشراف لباسهای عالی و جواهر نشان ، تاج مکلل به گوهرهای قیمتی ، کمربند و بازوبند شاهانه ، اسب و چکمه و مهمیز و شمشیر و خنجر و اسلحه های گرانبهای خود را در اختیار امیر بهاری می گذاشتند و اهالی شهر هم هرچه اسب و قاطر و زر و زیور و وسایل تزئینات و تشریفات داشتند برای اجرای مراسم جشن به عنوان امانت در اختیار هیئت مدیره امیر بهاری می گذاشته اند .
در نخستین چهارشنبه سال در یکی از میدانهای بزرگ شهر یا آبادی ، امیر بهاری در حالیکه تاج مکلل و یکدسته گل گزیزه و پر طاووس بر سر داشت و بالای سرش پرچم و چتر بر می افراشتند با طلوع آفتاب بر مسند امارت می نشست .
سپس مرد گوپال زیوین خود را به پیشگاه میر بهاری می رساند و تعظیم کنان کسب اجازه می کرد تا وزیر و گزیر و خدمتگزاران آستانه امیر بهاری را معرفی کند ، امیر بهاری اجازه می فرمود و گوپال زیوین ، کهن وزیر وفادار ، وزیر دست راست ، وزیر دست چپ ، گزیر ف میرزا و خدمتگزاران را معرفی می نمود .
اعضاء تشکیلات امیر بهاری به قرار زیر است
1- امیر بهاری
2- کهن وزیر که گهگاگی برای حل معضلات و مشکلات با او مشاوره می کرده اند و معمولآ پیران شوخ و بذله گو را برای این سمت انتخاب می کردند .
3- وزیر دست راست که از طرف امیر بهاری احکام معتدل و منطقی و قابل اجرا صادر می کرده است .
4- وزیر دست چپ که از طرف امیر بهاری معمولآ احکام مسخره و عجیب ، فرامین خلاف توازن اخلاقی و غالبآ غیر قابل اجرا صادر می کرده است .
5- میرزا عبارت از یک نفر باسواد بود که در دستگاه امیر بهاری سمت دبیری دااشت .
6- فراشان و خدمتگزاران که تعداد آنان معلوم نبوده ولی وظایف آنان معین بوده است
7- دسته خنجر زنان یا جلادان که غالبآ لباس سرخ می پوشیده اند
8- مرد گوپال زیوین که چنانکه معرفی شد مردی بود که یک کوپال سیمین بزرگ در دست داشته و مامور ابلاغ فرمانهای امیر بهاری بوده است
9- دسته موزیک تمام هنرمندان و نوازندگان افتخارآ در دسته موزیک انجام وظیفه می نموده اند و گاهی تعداد آنان به 25 نفر می رسیده است
10- آوازخوانان و سرود خوانان و چرگران ، گاهی به صورت دسته جمعی و گاهگاهی نوبتی و گاهی هم بصورت مشاعره آواز می خواندند ، تعداد آوازخوانان و چرگران گاهی بیش از صد نفر بوده است .
11- وشکه رن کة غالبآ لباس او را از پوست حیوانات از قبیل شیر و پلنگ و اگر به دست نمی آمد از پوست گوسفند درست می کرده اند دهها زنگوله کوچک به لباسش آویزان بود به شانه ها و سینه اش آینه نصب می کردند کاله شمامه بندی یا کلاش به جای کفش می پوشید انواع حرکات و سکنات و اطوار مسخره را در می آورد و به هر کس هرچه دلش می خواست می گفت به غیر از شخص امیر بهاری که از متلک های جالب و احیانآ زننده او معاف بود .
به مجرد جلوس امیر بهاری ،قاطبه اهالی شهر و اطراف برای تبریک و تهنیت و شرکت در جشن شادمانی عمومی ، که یک وظیفه اجتماعی و ملی بود شرفیاب پیشگاه امیر بهاری می شدند . بله محض اعلام اطاعت و انقیاد قاطبه اهالی ، امیر بهاری با دستجات نگهبانان خود که گهگاهی از چند هزار مرد مسلح تجاوز می کرده است با جلال و شکوه تمام در حالی که سکنه را بدنبال داشت بعنوان کاروان شادی در کوچه های معتبر شهر و بازار و روستا گشتی می زد در حالیکه بازار به کلی تعطیل می شد ، برای عزل امیر و یا حاکم واقعی به نزد او میر فت .
جشن امیر بهاری بویژه در مهاباد ، به کرات موجب برانگیختن احساسات مردم علیه حکام ناصالح بوده و سکنه شهر با استفاده از موقعیت ، امیر یا حاکم حقیقی را کتک کاری کرده و یا کشته اند ، از این رو در این اواخر امیر بهاری ( میر نوروزی) به توسط سربازان و نمایندگان حکام که مامور جلوگیری از تجاوز و تخطی از حدود شوخی هستند همراهی می گردد .
آنگاه امیر بهاری در حالیکه پرچم فیروزی امارت بهاری را بر می افراشت به مقر خود بر می گشت و بر مسند امارت خود می نشست و به شکایات مردم رسیدگی ! و همچنین مسخره ترین دعاوی را قضاوت می کرد .
گنهکاران را که عبارت بودند از دروغ گویان ، ربا خواران ، فتنه بر انگیزان ، عناصر مادی ، لئیم و مهمان ناپذیر بودند به عناوین خیلی مسخره ای به مردم معرفی و محکوم به مجازات و ادای جریمه نقدی می کرد و اغلب چند تازیانه هم حلال جانشان می کردند منتهی در جرایمی که تعیین مشد یک صدم آن اخذ می گردید و اشخاصی که جلب یا احضار می شدند محض متابعت سنت عمومی چندین برابر جریمه را می پرداختند و هدایای قابل توجهی را هم به عنوان احترام به دستگاه امیر بهاری تقدیم می کردند .
احکام جالبی که بوسیله وزیر دست راست و چپ صادر می گردید
طبق فرمان امیر بهاری حاکم باید زندانیان بی گناه را آزاد کند ، خانواده هایی که با هم اختلاف دارند طبق بر طبق دستور امیر بهاری فوری آشتی نمایند ، ثروتمندان باید ذکات خود را مطابق شرع به فقرا بدهن ، فردا باید بر روی رودخانه پلی عالی ساخته شود ، هر کس از این فرامین سرپیچی کند طبق امر امیر بهاری به ده ضربه شلاق و یک روز زندان محکوم خواهد شد .
وزیر دست چپ هم این احکام را صادر می کرد : بنام امیر بهاری دستور میدهد که باید تمام مردان نصف سبیلشان را بتراشند وگرنه فردا کسانی که از این دستور شانه خالی کرده اند گوششان بریده خواهد شد ، حاکم شهر موظف است تا فردا صبح کاخی از سنگ مرمر بنا کند و گرنه باید شهر را برای همیشه ترک کند ، از امروز تا فردا کلیه جوانان از 13 سال به بالا باید زن بگیرند و گرنه اجبارآ با یک پیرزن هشتاد ساله ازدواج نمایند ، بر طبق فرمان امیر بهاری کلیه شهرنشینان فردا باید به دهات نقل مکان کرده و دهاتی ها به شهر بیایند و...
بعد از چند روز امارت ،امیر بهاری قصد سیر و سفر می کرد و به یکی از سیاحتگاههای عمومی می رفت ، علاوه از کارگزاران و خدمتگزاران و وابستگان امیر بهاری اکثر جوانان و هنرمندان اهل حال در رکاب امیر بهاری به گردش و تفریح می رفتند و از پولی که جمع آوری می کردند برای مستحق ترین جوانان غالبآ زن می گرفتند و هفت شبانه روز رقص و پایکوبی و شادی می کردند ، در آن ایام تفریح انواع مسابقات فنی ، ذوقی و ورزشی از قبیل تیراندازی ، اسب سواری ، کشتی و، موسیقی و آوازه خوانی را انجام می دادند بعد از انجام مسابقات و هنرنماییها به شهر مراجعت می کردند .
سقوط امیر بهاری : شگفت انگیز تر از انتخاب امیر بهاری سقوط آن بود زیرا امیر بهاری به محض خندیدن و یا صحبت کردن با یک نفر غیر از وزیران و مرد کوپال سیمین مفتضحانه عذل میشد ، علی الخصوص هنگامی که مردم مصمم به پایان دادن جشن بودند بیشتر فشار می آوردند و دلقک مسخره گریهایی میکرد که امیر را بخنداند ، امیر هم که متوجه امر می شد و می فهمید که حکومت او محکوم به زوال و به یک لبخند بسته است از ترس نتایجی که این خنده در برداشت خود را به محل امنی ، خانه یکی از محترمین میر ساند و ناگهان در یک فرصت مناسب در میرفت و با تحصن در خانه شخص قابل احترام خود را از مهلکه دور میکرد ، این نکته را یادآور می شود که اگر امیر بهاری در نقشه خود یعنی پناه بردن به یکمامن محفوظ شکست می خورد به دست جماعت متبوعش چنان مفتضح و رسوا می شد و مورد توهین و کتک کاری قرار میگرفت که سهل است لذات دوران امارت را فراموش می کرد اصولآ هرگز هوس امیر شدن و حکمفرمایی چند روزه را به قلب خود راه نمیداد و بدین صورت امارت صوری و کوتاه امیر بهاری به پایان می رسید و کارها باز به مجار عادی خود بر می گشت به قول ژاک دومرگان در سابق رژه امیر بهاری بسیار اعجاب آورتر از عصر ما بوده است : تمامی کردها جوشن و زره و کلاه خودآهن و نیزه های بلند در دست داشتند ، اما امروزه این سلاحهای تزئینی جای خود را به اسلحه های آتشین داده و جشن شکل و قیافه باستانی و اصلی خود را از دست داده است .
ژاک دومرگان که در سال 1890 برای تحقیقات جغرافیایی به مهاباد ۀآمده بود در مورد امیر بهاری تحقیقاتی کرده و می گوید علی رغم تحقیقات محلی من نتوانستم اصل و منشاء این رسم را بشناسم در پاسخ سوالات من جواب دادند که پدران ما آن را از پدران پدران خود گرفته اند ، منشاء آن هرچه باشد جشن عجیبی است و امر انتخاب یک رئیس در تمامی منطقه کمتر از آن عجیب نیست ، کلیه اهالی مکری با عشق و علاقه در اینمراسم شرکت نموده و تفریح می کنند در حقیقت ، این زمان امارت امیر بهاری ، بمنزله کارناول مکری است .
این سنت کهن ایرانی ، جشن میر نوروزی ، دیر زمانی است که در کردستان و خصوصآ میان کردهای مکری معمول بوده و هست ولی در این اواخر از سال 1315 شمسی به بعد این جشن در شهر مهاباد برگزار نمی گردید و این رسم باستانی داشت فراموش می شد که ناگاه مردم در سال 1324 شمسی مجددآ در مهاباد جشن امیر بهاری را با شکوه و جلال خاصی برپا کردند و امیر بهاری مدت پانزده روز در مهاباد امارت کرد ، با وجود قدرتهایی که در کمین بودند امیر نوروزی ایجاد هیچگونه بی نظمی ننمود و جریان جشن از شکل و حدود بازی عمومی تجاوز نکرد و جشن امیر بهاری در محیط آرام و گرم و صمیمانه ای برگزار گردید .


برگرفته از کتاب آداب و رسوم کردان نوشته ملا محمود بایزیدی ترجمه عزیز محمد پور داشبندی

__________________
شاره که م , به ندی دلم , ئه ی باغی مه ن
ره وره وه ی ساوایه تیم , سابلاغی مه ن

دل به هیوات لیده دا , لانکی دلی
تو له وه رزی یادی مه ن دا , سه رچلی

خالید حسامی( هیدی )
پاسخ با نقل قول
کاربران زیر از behnam5555 به خاطر پست مفیدش تشکر کرده اند :
جای تبلیغات شما اینجا خالیست با ما تماس بگیرید