نمایش پست تنها
  #2063  
قدیمی 05-31-2012
behnam5555 آواتار ها
behnam5555 behnam5555 آنلاین نیست.
مدیر تاریخ و بخش فرهنگ و ادب کردی

 
تاریخ عضویت: Aug 2009
محل سکونت: مهاباد
نوشته ها: 19,499
سپاسها: : 3,172

3,713 سپاس در 2,008 نوشته ایشان در یکماه اخیر
behnam5555 به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض پنجره از نفس گلدان تر شده بود


پنجره از نفس گلدان تر شده بود
همان گلدان کوچک نشسته در قاب
همانی که غنچه هایش نشکفته پر پر شدند
همان که نگاه خیره اش کوچه را شرمنده کرده بود
همان که غم ها در دلش تهنشین شده بودند
همان گلدان ترک خورده ی تنهایی که انگار به پنجره دوخته بودندش
همانی که وجودش برای خودش هم انگار مبهم بود
زمانی بود که پنجره هم دیگر حضورش را از یاد برده بود
حضور گلدان را
همان آرام نشسته در کنج
از فردا کوچه چیزی کم داشت
دگر سنگینی نگاهی بر پشتش نبود
پنجره هم پی گمشده ای می گشت
آری گلدان هوای پرواز داشت
اما
ندانست با خاک های خشک و شاخه های نحیفش در دل کوچه می شکند.
__________________
شاره که م , به ندی دلم , ئه ی باغی مه ن
ره وره وه ی ساوایه تیم , سابلاغی مه ن

دل به هیوات لیده دا , لانکی دلی
تو له وه رزی یادی مه ن دا , سه رچلی

خالید حسامی( هیدی )
پاسخ با نقل قول
جای تبلیغات شما اینجا خالیست با ما تماس بگیرید