نمایش پست تنها
  #2065  
قدیمی 05-31-2012
behnam5555 آواتار ها
behnam5555 behnam5555 آنلاین نیست.
مدیر تاریخ و بخش فرهنگ و ادب کردی

 
تاریخ عضویت: Aug 2009
محل سکونت: مهاباد
نوشته ها: 19,499
سپاسها: : 3,172

3,713 سپاس در 2,008 نوشته ایشان در یکماه اخیر
behnam5555 به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض عشق حقیقی


عشق حقیقی
موسی مندلسون پدر بزرگ آهنگساز شهیر آلمانی انسانی زشت و عجیب الخلقه بود . قدی بسیار کوتاه و قوزی بد شکل بر پشت داشت .
موسی روزی در هامبورگ با تاجری آشنا شد که دختری بسیار دوست داشتنی به نام فرو متزه داشت.
موسی در کمال نا امیدی عاشق آن دختر شد ولی دختر از ظاهر و هیکل از شکل افتاده او منزجر بود .
زمانی که قرار شد موسی به شهر خود باز گردد آخرین ذرات شجاعتش را به کار گرفت تا به اتاق دختر برود و از آخرین فرصت برای گفتگو با او استفاده کند .
دختر حقیقتا از زیبایی به فرشته ها شباهت داشت ولی ابدا به او نگاه نکرد . قلب موسی از اندوه به درد آمد . موسی پس از آنکه تلاش فراوان کرد تا صحبت کند با شرمساری پرسید :
_آیا می دانید که عقد ازدواج انسان ها در آسمان بسته می شود ؟
دختر در حالی که هنوز به کف اتاق نگاه می کرد گفت :
- _ بله شما چه عقیده ای دارید ؟
_ من معتقدم خداوند در لحظه تولدهر پسری مقررمی کند که او باکدام دخترازدواج کند .هنگامی که من به دنیا آمدم عروس آینده ام را به من نشان دادند ولی خداوند به من گفت :
( همسر تو بر پشت خود قوز بزرگی خواهد داشت .)
درست همانجا و همان موقع من از ته دل فریاد بر آوردم و گفتم :
_ اوه خداوندا ؟!!!!! داشتن قوز برای یک زن فاجعه است. لطفا آن قوز را به من بده و هرچه زیبایی است به او عطا کن .
فرومتزه سرش را بلند کرد و خیره به او نگریست و از تصور چنین واقعه ای بر خود لرزید .
او سالهای سال همسر فدا کار موسی مندلسون بود .
__________________
شاره که م , به ندی دلم , ئه ی باغی مه ن
ره وره وه ی ساوایه تیم , سابلاغی مه ن

دل به هیوات لیده دا , لانکی دلی
تو له وه رزی یادی مه ن دا , سه رچلی

خالید حسامی( هیدی )
پاسخ با نقل قول
جای تبلیغات شما اینجا خالیست با ما تماس بگیرید