
05-31-2012
|
 |
مدیر تاریخ و بخش فرهنگ و ادب کردی 
|
|
تاریخ عضویت: Aug 2009
محل سکونت: مهاباد
نوشته ها: 19,499
سپاسها: : 3,172
3,713 سپاس در 2,008 نوشته ایشان در یکماه اخیر
|
|
پسر بچه گفت: من گاهی قاشقم رو می اندازم.
پيرمرد گفت:من هم همين طور.
پسر بچه زمزمه کرد:شلوارم رو هم خيس می کنم.
پير مرد خنديدو گفت:من هم همين طور.
پسر بچه گفت :من اغلب گريه ميکنم.
پيرمرد سرش رو تکون دادو گفت:من هم همينطور.
پسربچه گفت:ولی از همه بدتر اين که بزرگتر ها بهم اعتنا نمی کنن.
و گرمای دست پيرو چروکيده رو روی دست خودش احساس کرد
پيرمرد کوچک گفت:
به من هم همين طور..........................................
__________________
شاره که م , به ندی دلم , ئه ی باغی مه ن
ره وره وه ی ساوایه تیم , سابلاغی مه ن
دل به هیوات لیده دا , لانکی دلی
تو له وه رزی یادی مه ن دا , سه رچلی
خالید حسامی( هیدی )
|
|
جای تبلیغات شما اینجا خالیست با ما تماس بگیرید
|
|