نمایش پست تنها
  #2068  
قدیمی 05-31-2012
behnam5555 آواتار ها
behnam5555 behnam5555 آنلاین نیست.
مدیر تاریخ و بخش فرهنگ و ادب کردی

 
تاریخ عضویت: Aug 2009
محل سکونت: مهاباد
نوشته ها: 19,499
سپاسها: : 3,172

3,713 سپاس در 2,008 نوشته ایشان در یکماه اخیر
behnam5555 به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض


پسر بچه گفت: من گاهی قاشقم رو می اندازم.
پيرمرد گفت:من هم همين طور.
پسر بچه زمزمه کرد:شلوارم رو هم خيس می کنم.
پير مرد خنديدو گفت:من هم همين طور.
پسر بچه گفت :من اغلب گريه ميکنم.
پيرمرد سرش رو تکون دادو گفت:من هم همينطور.
پسربچه گفت:ولی از همه بدتر اين که بزرگتر ها بهم اعتنا نمی کنن.
و گرمای دست پيرو چروکيده رو روی دست خودش احساس کرد
پيرمرد کوچک گفت:
به من هم همين طور..........................................

__________________
شاره که م , به ندی دلم , ئه ی باغی مه ن
ره وره وه ی ساوایه تیم , سابلاغی مه ن

دل به هیوات لیده دا , لانکی دلی
تو له وه رزی یادی مه ن دا , سه رچلی

خالید حسامی( هیدی )
پاسخ با نقل قول
جای تبلیغات شما اینجا خالیست با ما تماس بگیرید