نمایش پست تنها
  #53  
قدیمی 06-10-2012
گمشده.. آواتار ها
گمشده.. گمشده.. آنلاین نیست.
کاربر خوب
 
تاریخ عضویت: Aug 2010
محل سکونت: کرمانشاه_ تهران
نوشته ها: 457
سپاسها: : 266

481 سپاس در 138 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض

عمید دست به زیر تشکچه ای که بر آن نشسته بود، برد، نامه ی رابعه را در آورد، نامه را به سوی حکیم شفیق دراز کرد:
ـ بگیر این نامه را، بخوان، ببین دخترم چه آتشی به دامان کلمات انداخته است.
حکیم نامه را از میزبانش گرفت، آن را گشود و چشم به متن آن دوخت، نامه ای کوتاه و مختصر، خوش خط و خوانا، با افراط در اعراب گذاری تا خواننده هنگام مطالعه دست اندازی در نثرش نیابد، رابعه نوشته بود:
« بزرگوارانم، ای کسانی که در مکتب شما، محبت را آموخته ام، و ای کسانی که به کلمات پدر و مادر، معنایی بس والا بخشیده اید، فرسنگ ها از شما دورم و همچنان دوست تان دارم، مهر شما جامه ای از عاطفه بر تنم کرده است، هنگامی که می خواستم به باغ بلخ باز گردم این پرسش برایم به وجود آمده بود ، بی وجود شما چه کنم؟ به کجا بروم تا محبتی همپایه ی محبت شما را به دست آورم، به چه کسی پناه جویم که چون شما، ناب ترین مهربانی ها را به دل داشته باشد، خودم می دانستم ، به غیر از باغ عمید، در هیچ جا نمی توانم چنان مهربانی هایی بی غش و محبت هایی بی ریا را سراغ بگیرم، اما چاره ای نبود، پدرم وصله ی بستر بیماری بود و من به توصیه ی استاد بابایم به بلخ بازگشتم، تا کعب آخرین ساعات زندگی اش را در جوار دخترش باشد.
اینک کعب به دیاری دیگر شتافته است، یادش از خاطرم نمی رود، همچنان که یاد و خاطرات شما در مغزم ماندگار است، همچنان که محبت شما از دلم رفتنی نیست.
به جهاتی باید در بلخ ماندگار شوم، باید نظارتی بر کارها داشته باشم، حارث جانور درنده خویی است که اگر زنجیر از دست و پایش بردارند، بس ستم ها در حق دیگران روا می دارد، من بسان زنجیری، بر دست و پاهای برادرم بسته شده ام، وجود من باعث می شود که نامردی هایش تخفیف یابد.
عزیزانی که به نزدتان فرستاده ام، از جمله کسانی هستند که از توطئه های رذیلانه ی حارث، جان به سلامت برده اند، حکیم شفیق می تواند همدم مناسبی برای استادبابایم باشد و رعنا هم می تواند، جای مرا در دلتان بگیرد، هر چند می دانم وقتی که مهر و محبتی در دلی ریشه دواند، باز هم برای مهرهای دیگر جا هست. عجایب خلقتی است این دل ما، از مشت یک دست بزرگ تر نیست، اما می تواند دنیایی ...


« پایان صفحه 175 »

پاسخ با نقل قول
جای تبلیغات شما اینجا خالیست با ما تماس بگیرید