
06-10-2012
|
 |
مدیر تاریخ و بخش فرهنگ و ادب کردی 
|
|
تاریخ عضویت: Aug 2009
محل سکونت: مهاباد
نوشته ها: 19,499
سپاسها: : 3,172
3,713 سپاس در 2,008 نوشته ایشان در یکماه اخیر
|
|
حکایت :
روزي مردي خواب عجيبي ديد، او ديد كه پيش فرشتههاست
و به كارهاي آنها نگاه ميكند، هنگام ورود، دسته بزرگي از فرشتگان را ديد كه سخت
مشغول كارند و تند تند نامههايي را كه توسط پيكها از زمين ميرسند،
باز ميكنند، و آنها را داخل جعبه ميگذارند. مرد از فرشتهاي پرسيد، شما چكار
ميكنيد؟
فرشته در حالي كه داشت نامهاي را باز ميكرد، گفت:
اين جا بخش دريافت است و ما دعاها و تقاضاهاي مردم از خداوند را تحويل ميگيريم.
مردكمي جلوتر رفت، باز تعدادي از فرشتگان را ديد كه كاغذهايي را داخل پاكت
ميگذارند
و آنها را توسط پيكهايي به زمين ميفرستند.
مرد پرسيد: شماها چكار ميكنيد؟ يكي از فرشتگان با عجله گفت:
اين جا بخش ارسال است، ما الطاف و رحمتهاي خداوندي را براي بندگان ميفرستيم.
مرد كميجلوتر رفت و ديد يك فرشتهاي بي كار نشسته است
مرد با تعجب از فرشته پرسيد: شما چرا بي كاريد؟
فرشته جواب داد: اين جا بخش تصديق جواب است.
مردميكه دعاهايشان مستجاب شده، بايد جواب بفرستند، ولي فقط عده بسيار
كميجواب ميدهند. مرد از فرشته پرسيد: مردم چگونه ميتوانند جواب بفرستند؟
فرشته پاسخ داد: بسيار ساده فقط كافيست بگويند “خدايا شكر”
__________________
شاره که م , به ندی دلم , ئه ی باغی مه ن
ره وره وه ی ساوایه تیم , سابلاغی مه ن
دل به هیوات لیده دا , لانکی دلی
تو له وه رزی یادی مه ن دا , سه رچلی
خالید حسامی( هیدی )
|
|
جای تبلیغات شما اینجا خالیست با ما تماس بگیرید
|
|