نمایش پست تنها
  #2100  
قدیمی 06-25-2012
behnam5555 آواتار ها
behnam5555 behnam5555 آنلاین نیست.
مدیر تاریخ و بخش فرهنگ و ادب کردی

 
تاریخ عضویت: Aug 2009
محل سکونت: مهاباد
نوشته ها: 19,499
سپاسها: : 3,172

3,713 سپاس در 2,008 نوشته ایشان در یکماه اخیر
behnam5555 به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض شعری نگفته ام که بنویسم


شعری نگفته ام
که بنویسم

تا بگویی , وای چه زیباست
تنها چند خط گریسته ام
میان دفتری که سالهاست
لذت خودکاری را به خویش ندیده است:
من نمیدانم چرا سهراب گفت:
"چشمها را باید شست جور دیگر باید دید"
من همه چیز را همانگونه که هست می بینم
آیا آن کودکی را که دراز کردست دست
و یا آ ن گل که ز بی مهری دهر پژمردست
و یا آن کس که از تنهایی
به نوشتن ترانه دل بست
جور دیگر دیدنش انصاف هست؟
وقتی می بینی که زنی با فریاد
بهر فرزندانش
تن به هر کاری داد
وقتی می بینی که غروب خورشید
همه جا را گرفته
چون باد
وقتی می بینی که همه غمگینند
با نقاب گشتند شاد
وقتی می بینی که سکوت در ظلمت
با هزار آه و صد ها فریاد
ناله ها را سر داد
باز هم میگوی جور دیگر باید دید
وقتی خط به خط متن ها ی همه نیست جز آه
وقتی مردن همه در شهر سیاه
وقتی که بر لب هر پیر و جوان
هست زندگیم گشت تباه
باز هم میگویی جور دیگر باید دید؟
با هزار خنده تلخ میگویم
که به این حرف تو باید خندید
شا ید آن روز که سهراب میگفت:
"تا شقایق هست زندگی باید کرد"
خبر از داغ دله نسترن سرخ نداشت
شاید آن روز سهراب
به قد قامت موج ایمان داشت
شاید آن روز سهراب
...؟؟!!

مجتبی صحی

__________________
شاره که م , به ندی دلم , ئه ی باغی مه ن
ره وره وه ی ساوایه تیم , سابلاغی مه ن

دل به هیوات لیده دا , لانکی دلی
تو له وه رزی یادی مه ن دا , سه رچلی

خالید حسامی( هیدی )
پاسخ با نقل قول
کاربران زیر از behnam5555 به خاطر پست مفیدش تشکر کرده اند :
جای تبلیغات شما اینجا خالیست با ما تماس بگیرید