
07-21-2012
|
 |
مدیر تاریخ و بخش فرهنگ و ادب کردی 
|
|
تاریخ عضویت: Aug 2009
محل سکونت: مهاباد
نوشته ها: 19,499
سپاسها: : 3,172
3,713 سپاس در 2,008 نوشته ایشان در یکماه اخیر
|
|
اگر...
اگر...
... و اگر یک روز بی خبر بازگشت، به او چه بگویم؟
بگو که من تا دم مرگ همچنان در انتظار او بودم.
و اگر مرا نشناسد و باز از من چیزهای تازه بپرسد....؟
با او حرف بزن مثل خواهر درد دل کن، شاید در دل خود رنج می برد و سراغ همدردی می گیرد.
و اگر بپرسد تو کجا هستی، به او چه جواب بدهم؟
این حلقه ی طلای مرا به او بده، اما هیچ پاسخی مگوی.
.... و اگر سؤال کند که چرا تالار خالی و خاموش است؟
چراغ خاموش و در گشوده را بدو نشان بده.
بگو که من لبخند بر لب داشتم. می ترسم اگر چنین نگویی او اشک در دیده بیاورد.
__________________
شاره که م , به ندی دلم , ئه ی باغی مه ن
ره وره وه ی ساوایه تیم , سابلاغی مه ن
دل به هیوات لیده دا , لانکی دلی
تو له وه رزی یادی مه ن دا , سه رچلی
خالید حسامی( هیدی )
|
|
جای تبلیغات شما اینجا خالیست با ما تماس بگیرید
|
|