یه دنیا سلام
از وقتی که اومدم حرفا و دردودلا و...خوندم. میخواستم بگم منم بازی!!!
اما فکر کردم شماها مدتهاست که با همین ،با خودم گفتم نیام و یهو خودمو عین این قاشق نشسته ها نندازم وسط...
این روزا خیلی خیلی روزای بدی شده برام...
من عادت کردم...
تحمل میکنم...
حرفی نمیزنم...
گله ای هم نمیکنم...
اما دیدین ،گاهی نمیشه...گاهی واقعا سخته...گاهی دوست داری یکی بدونه چقدر خسته ای از این همه ...
این روزا برای من همون گاهی شده... غیر قابل تحمل و سخت...
میخواستم بگم الان فقط به دوستانی مثل شماها احتیاج دارم ...
که فقط دوستند ...بدون قضاوت...بدون کنجکاوی...میشنون ...بدون حرف...
همین بود...
حرفایی که اینبار نتونستم قورتشون بدم...