
11-11-2012
|
 |
کاربر فعال
|
|
تاریخ عضویت: Jun 2012
نوشته ها: 1,375
سپاسها: : 4,241
3,143 سپاس در 1,388 نوشته ایشان در یکماه اخیر
|
|
حوض ............سهراب سپهری
رفته بودم سر حوض ، تا ببینم شاید
عکس تنهایی خود را در آب
آب در حوض نبود
ماهیان می گفتند :
هیچ تقصیر درختان نیست
ظهر دم کرده تابستان بود
پسر روشن آب لب پاشویه نشست
و عقاب خورشید ، آمد او را به هوا برد که برد
به درک راه نبردیم به اکسیژن آب
روزنی بود به اقرار بهشت
تو اگر در تپش باد خدا را دیدی
همت کن و بگو :ماهی ها
حوضشان بی آب است
باد می رفت به سر وقت چنار
من به سر وقت خدا می رفتم.
سهراب سپهری
__________________
هر چه در فهم تو آید ،
آن بود مفهوم تو !
عطار
|
|
جای تبلیغات شما اینجا خالیست با ما تماس بگیرید
|
|