
11-12-2012
|
 |
مسئول ارشد سایت ناظر و مدیر بخش موبایل  
|
|
تاریخ عضویت: Sep 2007
محل سکونت: تهرانپارس
نوشته ها: 8,211
سپاسها: : 8,720
6,357 سپاس در 1,362 نوشته ایشان در یکماه اخیر
|
|
دوستان و عزیزان سلام و درود بر شما
  
نقل قول:
نوشته اصلی توسط امیر عباس انصاری
تقدیم به همسرم که امروز خود مادری است بیخواب و پرکار
تاج از فرق فلک برداشتن ،
جاودان آن تاج بر سرداشتن :
در بهشت آرزو ره یافتن،
هر نفس شهدی به ساغر داشتن،
روز در انواع نعمت ها و ناز،
شب بتی چون ماه در بر داشتن ،
صبح از بام جهان چون آفتاب ،
روی گیتی را منور داشتن ،
شامگه چون ماه رویا آفرین،
ناز بر افلاک اختر داشتن،
چون صبا در مزرع سبز فلک،
بال در بال کبوتر داشتن،
حشمت و جاه سلیمان یافتن،
شوکت و فر سکندر داشتن ،
تا ابد در اوج قدرت زیستن،
ملک هستی را مسخر داشتن،
برتو ارزانی که ما را خوش تر است :
لذت یک لحظه "مادر" داشتن !
شاعر بی همتا : فریدون مشیری
از مستور گرامی بابت اشاره شون جهت تصحیحح این مصرع متشکرم
حشمت و جاه سلیمان یافتن (سلیمانی غلط بود)
|
در پی اشاره دوست محترم مستور به حذف حرف ی از انتهای واژه سلیمان جهت تصحیح ریتم مصرع و تنظیم شعر من تنظیم فاصله بین خطوط رو هم دوباره نگاه کردم و هر بیت رو بیشتر به هم چسبوندم...
و البته شعر رو دوباره عمیقتر خوندم
پشیمونم چرا این شعر رو گذاشتم

چون من در مقام یک همسر و یک شریک زندگی میتونم با این شعر هم همسرم و هم همه مادرها رو ستایش کنم و در کنار وصف مقام بلند مادر.... مصیبت عروج مادر همسرم را هم به ایشان تسلیت بگم(تقریبا دوسال پیش فوت کردند) و سنگ صبور ایشان باشم
اما الان می ترسم نکنه ناخواسته دلی غمگین و سنگین از غم فراغ مادر را بیدار کرده باشم
عزیزان منو ببخشید که شعری سنگین و برای دوستان گرفتار هجران مادر.... بسیار تلخ رو... انتخاب کردم
خداوند شاهده که عمدی نبود
اگر دلی رو آزردم و بر چشمی ناخواسته اشک نشاندم عذرخواهی میکنم
منو عفو کنید

نقل قول:
نوشته اصلی توسط افسون 13
کسی بی خبر آمد ، مرا دست خودم داد
کسی مثل خودم غم ، کسی مثل خودم شاد
کسی مثل پرستو در اندیشه ی پرواز
کسی بسته و آزاد اسیر قفسی باز
کسی خنده کسی غم کسی شادی و ماتم
کسی ساده کسی صاف کسی در هم و برهم
کسی پُر ز ترانه کسی مثل خودم لال
کسی سرخ و رسیده کسی سبز و کسی کال
کسی مثل تو ای دوست! مرا یک شبه رویاند
کسی مرثیه آورد برای دل من خواند
من از خواب پریدم ، شدم یک غزل زرد
و یک شاعر غمگین مرا زمزمه می کرد
|
خانم افسون این شعر از جناب دکتر سید محمود انوشه روانشناس مشهور و خالق سلسله سخنرانیهای روابط دختر و پسره
ایشون دارای تخصص تیپولوژی هستند و سخنوری بسیار حاذق و پر ارزش بوده و شاعر هم هستند
شعر دیگر ایشان
بیا وقتی برای عشق هورا می کشد احساس
به روی اجتماع بغض حسرت گاز اشک آور بیندازیم
بیا با خود بیندیشیم
اگر یک روز تمام جاده های عشق را بستند
اگر یک سال چندین فصل برف بی کسی بارید
اگر یک روز نرگس در کنار چشمه غیبش زد
اگر یک شب شقایق مرد
تکلیف دل ما چیست؟
و من احساس سرخی می کنم چندیست
و من از چند شبنم پیشتر خواب نزول عشق را دیدم
*****************
چرا بعضی برای عشق دلهاشان نمی لرزد
چرا بعضی نمیدانند که این دنیا به تار موی یک عاشق نمی ارزد
چرا بعضی تمام فکرشان ذکر است
و در آن ذکر هم یاد خدا خالیست
وگویی میوه ی اخلاصشان کال است
چرا شغل شریف و رایج این عصر رجالیست
چرا در اقتصاد راکد احساس این مکاره بازاران صداقت نیز دلالیست
کاش میشد لحظه ای پرواز کرد
حرفهای تازه را آغاز کرد
****************
کاش میشد خالی از تشویش بود
برگ سبزی تحفه ی درویش بود
کاش تا دل می گرفت و می شکست
عشق می آمد کنارش می نشست
کاش با هر دل دلی پیوند داشت
هر نگاهی یک سبد لبخند داشت
کاش که این لبخند ها پایان نداشت
سفره ها تشویش آب و نان نداشت
کاش می شد ناز را دزدیدو برد
بوسه را با غنچه هایش چید و برد
کاش دیواری میان ما نبود
بلکه میشد آن طرف تر را سرود
کاش من هم یک قناری میشدم
در تب آواز جاری میشدم
بال در بال کبوتر میزدم
آن طرفتر ها کمی سر میزدم
با پرستو ها غزل خوان میشدم
پشت هر آواز پنهان میشدم
کاش هم رنگ تبسم می شدم
در میان خنده ها گم می شدم
آی مردم من غریبستانیم
امتداد لحظه ای بارانیم
شهر من آن سو تر از پرواز هاست
در حریم آبی افسانه هاست
شهر من بوی تغزل می دهد
هر که می آید به او گل میدهد
دشت های سبز وسعت های ناب
نسترن نسرین شقایق آفتاب
باز این اطراف حالم را گرفت
لحظه ی پرواز بالم را گرفت
می روم آن سو تورا پیدا کنم
در دل آینه جایی وا کنم
سید محمود انوشه
لینک تاپیک ایشان در فروم خودمان
دکتر انوشه - متن سخنرانی دکتر انوشه(روانشناس معروف) در مورد روابط ...
__________________
This city is afraid of me
I have seen its true face
|
|
جای تبلیغات شما اینجا خالیست با ما تماس بگیرید
|
|