شیطنت بچه ها
سلام بر دوستان
هوا گاهی بارونی گاهی هم ابری
خیلی لذت بخشه ......
تازه امروز رفتم بیرون خرید برگشتنی دیدم
دسته ی عزاداران امام حسین خیابون رو بند آوردن 
از حالا شروع شده ماه محرم ؟؟؟؟؟؟
=============
بعد هم ارشیا بهم زنگ زده می گه لوله بخاری دراومده .
به سرعت خودم رو رسوندم .
میبینم تو خونه انگار بمب منفجر شده
تو آشپزخونه که کلی آرد ریخته بودن . بعدش اومدن تمیز کنن با پارچه ی خیس . شده بود خمیر
دیگه منو تو اون وضعیت مجسم کنید خودتون
=======================
هنوز تموم نشده .....
بعدش گوشت مرغ گذاشتم پخته تا برگردم غذا بپزم . تا ته همه رو خوردن .
من هم بی خیال غذا شدم . شب باید نون و پنیر بدم بخورن تا یاد بگیرن دست درازی نکنن
ماهین جون .. چه حافظه ای داشتن این آقا .........
==========================
حالا چندین سال پیش . برادر شوهرم . دخترش دنیا اومده بود .
تهران بهش شناسنامه با اسم ( آرمیتا .. فلورا ) نمیدادن ..
مدارک رو فرستاد کرمانشاه تا باباش براش شناسنامه بگیره .
ایشون هم . میرن ثبت احوال بهش میگن که با این اسم شناسنامه نمیدیم
برو . مشورت کن ببین غیر از این ها چه اسمی می خوان بزارن ..
ایشون هم میگه . بزار (ثریا )هرچی بهش میگن گوش نمیده .
اسم دختر رو ثریا میزاره ..... وقتی برگشت و فهمیدیم .
دیگه کار از کار گذشته بود.. طفلکی ها نمیدونی چقدر ناراحت شدن ...
بهش گفتن چرا این کار رو کردی . میگفت مگه ثریا چشه 
ویرایش توسط Afsaneh_roj : 11-13-2012 در ساعت 08:56 PM
دلیل: جمله ی تکراری
|