
11-16-2012
|
 |
کاربر فعال
|
|
تاریخ عضویت: Jun 2012
نوشته ها: 1,375
سپاسها: : 4,241
3,143 سپاس در 1,388 نوشته ایشان در یکماه اخیر
|
|
لحظه ها را دریاب چشم فردا کور است
چه گریزی است ز من ؟
چه شتابی است به راه ؟
به چه خواهی بردن
در شبی این همه تاریک پناه ؟
مرمرین پله آن غرفه عاج !
ای دریغا که ز ما بس دور است
لحظه ها را دریاب
چشم فردا کور است.
نه چراغی است در آن پایان
هر چه از دور نمایان است .
شاید آن نقطه ی نورانی
چشم گرگان بیابان است .
من فرو مانده به جام
سر به جاده نهادن تا کی ؟
او در این جاست نهان
می درخشد در می
گر بهم آویزیم
ما دو سرگشته تنها ، چون موج
به پناهی که تو می جویی، خواهیم رسید
اندر آن لحظه ی جادویی اوج !
فروغ فرخزاد
__________________
هر چه در فهم تو آید ،
آن بود مفهوم تو !
عطار
ویرایش توسط ماهین : 11-16-2012 در ساعت 01:17 AM
|
|
جای تبلیغات شما اینجا خالیست با ما تماس بگیرید
|
|