جز من ، میان این گل و باران کسی نبود کو موزه ای بپا و کلاهی بسر نداشت آخر، تفاوت من و طفلان شهر چیست ایین کودکی ، ره رسم دگر نداشت م
هر چه در فهم تو آید ، آن بود مفهوم تو ! عطار