نمایش پست تنها
  #5851  
قدیمی 12-01-2012
Afsaneh_roj آواتار ها
Afsaneh_roj Afsaneh_roj آنلاین نیست.
کاربر فعال
 
تاریخ عضویت: Dec 2011
محل سکونت: اصفهان
نوشته ها: 636
سپاسها: : 6,774

4,753 سپاس در 854 نوشته ایشان در یکماه اخیر
Afsaneh_roj به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض به به به دوستان اینجا هستن


سلام بر دوستان
خوبه خدا روشکر یه تکونی دادین به کلوپ
نقل قول:
نوشته اصلی توسط مهدی نمایش پست ها
سلام بر افسانه خانوم
خانواده گرامی خوبند؟
هوا که سرده و هیچ چیز هم بدتر از سوز برف نیست
اینم بحث جدید پارسال یادمه بارون نمی اومد میخواستین ادمین بندازید تو آب تا بارون بیاد برای برف اومدن باید چیکار کرد؟



سلام بر آقا مهدی .....
شما خوبید ؟
خدا رو شکر بد نیستیم ..
آره خدایی اسم ادمین که اومد بارون سرازیر شده امسال
میترسم برای برف اسمش رو بیاریم از برف و سرما قندیل ببندیم
البته این هوای امروز اصفهان



حداقل دما
-3 درجه سانتیگراد

حداکثر دما
11 درجه سانتیگراد




نقل قول:
نوشته اصلی توسط Saba_Baran90 نمایش پست ها
آنا ولی جدی جدی دیگه سرما هم حدی داره بخدا!
بزنم بشدان؟
صبا جون کم پیدایی چرا گلم ؟؟؟ ما بزنیم بشد ؟؟؟؟
مامان خوبن .... خبری از مامان هم نیست . سلام برسون
نقل قول:
نوشته اصلی توسط Saba_Baran90 نمایش پست ها
بابا ایول!
این چیه من و حسین و دایی ممد و پسردایی همش باید آتیش بسوزونیم تا اینجا گرم شه؟
پسردایی من اصولا در حال آتیش سوزوندن به سر می برم و در نتیجه یه کوچولو سرما هم به نظرم زیاده!
یالا بدویین یه کاری بکنین و گرنه با یکی همکاری می کنم برای یکی دیگه دردسر درست می کنم ها!
می دونین که ازم برمیاد!

الآن یه آهنگ کردی دارم گوش می دم که اینطوریه :

آخ چون تو این سرما آتیش خیلی میچسبه
منم خبر کنید لطفا
نقل قول:
نوشته اصلی توسط ماهین نمایش پست ها
درود
شبتون همراه با آرامش...
منم اتیش سوزوندن و دوست می دارم ...
همکاری کردن با یکی تا برای یکی دیگه دردسر درست شه رو هم هستم ...
منم بازی ؟!
من هم همینطور
یه خاطره تعریف کنم ...
پارسال چهارشنبه سوری یه میز چوبی داشتیم .
گفتم خوبه آتیشش بزنیم .
همسایه مون هم بود البته خانوادگی ....
آتیش رو روشن کردیم و دورش جمع بودیم .
مرد گفت از روش بپرم هرچی گفتیم نکن نمیتونی گفت نه میتونم

خلاصه از روش اومد بپره یه پاش گیر کرد به کمد و افتاد کنار آتیش

همه با هم همچین جیغ بنفش زدیم که خودش ترسید
گفت بابا چیزیم نشده .
خدا رو شکر هیچیش نشد فقط شلوارش کمی سوخت .
نقل قول:
نوشته اصلی توسط ترنم نمایش پست ها
سلامــــــــــــــــــ
به به خوشحالم دوباره پاتوق انرژی گرفته
اما فعلا جای خاله رزیتا خالیه

من امروز که شنبه باشه ارائه دارم
الان ساعت3:10 دقیقه س
کلی زحمت کشیدیم
برق رفت
نصف زحمتمان را به باد داد
دوباره درست کردم پاورپوینت ارائه مو
اما الان دیگه تموم شد
خلاص شدم

------------
یه چیز خیلی بد شایدم خوب
وقتی طول روز مجبورم با کامپیوتر کارامو انجام بدم
هر یک ساعت یه بار میام اینجا سر میکشم

دیگه برم لالا
ترنم جون موفق باشی ....
خواب های خوب خوب ببینی
__________________

پاسخ با نقل قول
8 کاربر زیر از Afsaneh_roj سپاسگزاری کرده اند برای پست مفیدش:
جای تبلیغات شما اینجا خالیست با ما تماس بگیرید