
12-30-2012
|
 |
کاربر عالی
|
|
تاریخ عضویت: Jun 2012
محل سکونت: تهران
نوشته ها: 2,255
سپاسها: : 3,026
3,197 سپاس در 1,890 نوشته ایشان در یکماه اخیر
|
|
چه گریزی ست ز من ؟
چه شتابی ست به راه ؟
به چه خواهی بردن
در شبی این همه تاریک پناه ؟
مرمرین پله آن غرفه عاج
ای دریغا که زما بس دور است
لحظه ها را دریاب
چشم فردا کور است
نه چراغیست در آن پایان
هر چه از دور نمایانست
شاید آن نقطه نورانی
چشم گرگان بیابانست
مِی فرومانده به جام
سر به سجاده نهادن تا کی ؟
او در اینجاست نهان
می درخشد در مِی
گر به هم آویزیم
ما دو سرگشته تنها چون موج
به پناهی که تو می جویی
خواهیم رسید
اندر آن لحظه جادویی اوج !!
"فروغ فرخزاد"
ویرایش توسط افسون 13 : 12-30-2012 در ساعت 03:20 PM
|
|
جای تبلیغات شما اینجا خالیست با ما تماس بگیرید
|
|