نمایش پست تنها
  #2367  
قدیمی 07-20-2013
behnam5555 آواتار ها
behnam5555 behnam5555 آنلاین نیست.
مدیر تاریخ و بخش فرهنگ و ادب کردی

 
تاریخ عضویت: Aug 2009
محل سکونت: مهاباد
نوشته ها: 19,499
سپاسها: : 3,172

3,713 سپاس در 2,008 نوشته ایشان در یکماه اخیر
behnam5555 به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض فردوسی در ادبیات فرانسه


فردوسی در ادبیات فرانسه

Le livre des rois: Ferdowsi

فردوسی،که اروپائیان او را هومر ایران، پدر شعر فارسی، زنده کننده فرهنگ و زبان ایران زمین، هنرمندی بلند پایه، سراینده سرود آزادی و یکی از بزرگترین شاعران جهان نامیده اند، دیر گاهی است که بر ادبیات فرانسه سایه گسترده است . نخستین ایرانشناس فرانسوی که در آثار خود از فردوسی و شاهنامه یاد کرده"شاردن" جهانگرد معروف فرانسوی است. ولی او نیز، با وجود اطلاعات وسیعی که در باره ایران، فرهنگ، زبان و ادب ایران داشت، فردوسی را حوب نمی شناخت . زیرا اورا تاریخ نویس و وقایع نگار می پنداشت و از ارزش هنری و حما سی شاهنامه آگاه نبود. از این رو "دربلو " مولف فرهنگ خاوری و پس از او " اوهسن " نویسنده تاریخ مشرق زمین نیز به پیروی از شاردن، فردوسی را مورخ دانسته و اصولا تاریخ سراسر آسیا را از روی سرگذشت دلاوران شاهنامه تنظیم کردند .
نخستین ادیب و خاور شناس فرانسوی که تا حدی از روی تحقیق در باره فردوسی و شاهنامه سخن گفت "لویی لانگلسن" بود . وی در سال ۱۷۸۸میلادی سحرگاه انقلاب فرانسه، خلاصه ای از شاهنامه را همراه با مقدمه ای بسیار ستایش آمیز در باره فردوسی و زندگی او منتشر نمود و اورا همال سعدی دانسته و در شگفت است که چگونه شاعری چنین بزرگ در میان فرانسویان ناشناحته مانده است . بعداز لانگلسن، خاور شناس دیگری از اهالی اتریش به نام "ژاک دووالنبورگ" به ترجمه شاهنامه پرداخت و چند سال تمام اوقات فراغت خود را بر سر این کار گذاشت و حتی از همسر خود برای رونویس کردن ترجمه ها یاری گرفت، ولی بخت با او یاری نداشت و در سال ۱۸۰۶ میلادی در سن ۴۶ سالگی مرگ او را در ربود و در واپسین لحظات به دوستش گفت : " دلم می خواست زنده می ماندم... و تربیت فرزندانم و شاهنامه را تمام می کردم. " دوست وی " بیانکی " خاور شناس دیگری است که در سال ۱۸۱۰ میلادی به یاد همکار از دست رفته اش، آن قسمت از شاهنامه را که وی به زبان فرانسه ترجمه کرده بود، همراه با مقدمه ای به چاپ رساند . گفتنی است تا این زمان شاهنامه هنوز به هیچ زبان اروپایی به طورکامل ترجمه نشده بود و این کار بزرگ به همت مردانه" ژول مول " انجام پذیرفت. ترجمه او هنوز زیباترین و شیواترین ترجمه ای است که از شاهنامه در زبان فرانسه وجود دارد .
" ژول مول " اصالتا آلمانی و اهل اشتوتگارت بود که تحصیلات خود را در دانشگاه توبینگن با عنوان دکتر در فلسفه به پایان رسانده بود . وی برای فراگرفتن زبان های شرقی به پاریس آمد و در مدرسه زبان های شرقی به تحصیل پرداخت . در سال ۱۸۲۶م دولت فرانسه اورا مامور ترجمه شاهنامه کرد . او هم از این تاریخ تا پایان عمر یعنی ۱۸۷۶م همه اوقات فراغت خود را بر سر این کار گذاشت . نسخه های متعددی را بررسی و مقابله کرد و برای حل مشکلات خود از هر وسیله ای یاری گرفت و حتی از صاحب نظران ایرانی در باره تفسیر برخی از اشعار فردوسی نظر خواست. تا آن که در سال ۱۸۳۸م جلد اول شاهنامه را همراه با مقدمه ای بسیار مجققانه که هنوز ارزش خود را حفظ کرده است ، به چاپ رسانید. این مقدمه نخستین تحقیق عمیق است که به زبان فرانسه در باره شاهنامه و ارزش حماسی و هنری و تاریخی و شیوه نگارش و تدوین آن، ماخذ کتبی و شفا هی فردوسی و امانتداری او در نقل روایات، انجام شده و بدین ترتیب مورد استفاده دیگر خاور شناسان قرار گزفته است .
" ژول مول " در سال ۱۸۷۶م ، که در راه ترجمه شاهنامه چهل سال رنج برده بود ، در گذشت و آخرین جلد شاهنامه را پس از او " باربیه دومنار " استاد زبان و ادبیات فارسی در مدرسه زبان های شرقیادامه داد و جلد هفتم را به سبک مجلدات پیشین چاپ و در سال ۱۸۷۸ م منتشر نمود. همسر مول نیز در همان سال چاپ ساده ای بدون متن فارسی و تذهیب کاری انتشار داد . اینک شاهنامه به تمامی در دسترس همگان بود و می توانست نویسندگان را بیش از پیش در نگارش داستانها و شاعران را در سرودن اشعار زیبا یاری کند . بدین سان فردوسی از قلمرو محدود ادبیات ایران فراتر رفت و به پهنه ادبیات جهان پیوست. در سال ۱۸۸۸م محقق دیگری به نام " آدولف آوریل " که به همانندی های شاهنامه و برخی از داستان های اروپایی پی برده بود، برآن شد که زنان نامور شاهنامه را با زنان مشهور داستان های قرون وسطایی بسنحد و نشان دهد که زن در شاهنامه ، موحود ضعیف و خوار نیست . "موریس مترلینگ " نیز بر اساس نمونه ی رودابه ، همسر زال و مادر رستم ، نمایشنامه " پلئاس و ملیزاند " را پدید آورد و آن را برای اولین بار در ۱۷ ماه می ۱۸۹۵م برای نخستین بار به نمایش گذاشت و این اثر را رستاخیزی در تاریخ ادبیات فرانسه دانسته اند . آنچه در این نمایشنامه تحسین همگان را بر انگیخته بود پرده های اول و سوم بود که به عینه از شاهنامه گرفته شده است . پس از مترلیتگ ، " آبل بونار" به فردوسی روی آورد و حماسه ای زیبا و سراسر لطف و صفا در وصف پادشاهی و عشق وزندگی ساخت و نام "شهریار ایرانی" را بر آن نهاد . بونار شاهکار فردوسی را خوب می شناخت ، ولی در خلق " شهریار ایرانی " تنها به شاهنامه اکتفا نکرد ، بلکه از مجموع مطالعات خود در باره تاریخ ایران و ادبیات فرانسوی و همچنین از سفرنامه های شاردن و تاورنیه یاری گرفت . بونار به فردوسی عشق می ورزید و اورا سرآمد شاعران حماسه سرا می دانست . در سال ۱۹۳۴م هنگامی که دولت فرانسه برای بزرگداشت فردوسی حشن هزاره اورا برپا داشت ، بونار نیز از طرف همه شاعران فرانسوی در آن شرکت جست و در سخنرانی زیبا و مفصل خود ستایش " هومر ایران " را از سر گرفت . سخنرانی او که بعدها در " نامه هزاره فردوسی" به چاپ رسید، زیباترین و ستایش آمیزترین مدیحه ای است که تاکنون در باره فردوسی به زبان فرانسه نوشته شده است .

__________________
شاره که م , به ندی دلم , ئه ی باغی مه ن
ره وره وه ی ساوایه تیم , سابلاغی مه ن

دل به هیوات لیده دا , لانکی دلی
تو له وه رزی یادی مه ن دا , سه رچلی

خالید حسامی( هیدی )
پاسخ با نقل قول
کاربران زیر از behnam5555 به خاطر پست مفیدش تشکر کرده اند :
جای تبلیغات شما اینجا خالیست با ما تماس بگیرید