نمایش پست تنها
  #2401  
قدیمی 08-02-2013
behnam5555 آواتار ها
behnam5555 behnam5555 آنلاین نیست.
مدیر تاریخ و بخش فرهنگ و ادب کردی

 
تاریخ عضویت: Aug 2009
محل سکونت: مهاباد
نوشته ها: 19,499
سپاسها: : 3,172

3,713 سپاس در 2,008 نوشته ایشان در یکماه اخیر
behnam5555 به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض


امروز که آمدی هر چند بسيار اندک و زودگذر بود , اما خانه ام را منور گرداندی , ميگويی : « تو نبايد اغراق کنی . » ولی من بر عکس شما می گويم : چگونه می شود ابراز محبت نکرد آنگاه که در برابر خود چشمهايی را نظاره ميکنم که تلاوت محبت هستند , لبهايت را بوسه ترنم که خود لبهايت بارانی بهارانه برای قلب و وجود خشک منه تنها و عاشق , پايان خشکسالی دل و وجودم هستند .آخر بی وفا تو بگو که چگونه دستانت را نفشارم و نبوسم در حاليکه دست ها يت از خورشيد هم مهربانتر و گرمتر و پر حرارترند که تنم را داغ و عطش عشق را در وجودم بارور می نمايد ؟ ..
بيا دعا کنيم . . . نه تو دعا کن . . . چون دعای تو بيشتر مستجاب ميگردد که . . . که دمی , تو باشيم . . . اينگونه بودن , پرواز کردن هم آسان و سفر به کهکشانها هم سهل است .
عزيزم , نور چشمانم . . . دلت می خواهد . . . ولی دلت خواست و نخواستی .
تا دير وقتها چشم به درم , لحظه های بيشمار گوش به زنگم , بسيار اوقات در انتظارم نيامدی .
من ماندم و آينه ی اتاقم , سخن گفتن با او در خلوت و تاقم , ميان من و آينه ديواری افتاد ولی تو نيامدی .
آه خدای من تا به کی آن همه اميد و اين همه رنجيده خاطرها ؟
عزيزم من بدم , زشتم , به دور از عقلم ولی دلت آمد , نيامدی . . . ؟
__________________
شاره که م , به ندی دلم , ئه ی باغی مه ن
ره وره وه ی ساوایه تیم , سابلاغی مه ن

دل به هیوات لیده دا , لانکی دلی
تو له وه رزی یادی مه ن دا , سه رچلی

خالید حسامی( هیدی )
پاسخ با نقل قول
کاربران زیر از behnam5555 به خاطر پست مفیدش تشکر کرده اند :
جای تبلیغات شما اینجا خالیست با ما تماس بگیرید