
08-06-2013
|
 |
مدیر تاریخ و بخش فرهنگ و ادب کردی 
|
|
تاریخ عضویت: Aug 2009
محل سکونت: مهاباد
نوشته ها: 19,499
سپاسها: : 3,172
3,713 سپاس در 2,008 نوشته ایشان در یکماه اخیر
|
|
همیشه جاودان "مادرم"
همیشه جاودان "مادرم"
روزگار همچنان می گذرد...
و من در واپسین روزهای زندگی اوج می گیرم،
و با بال های خیالی، در آسمان پرواز می کنم،
بدون هیچ بهانه ای به باران دل می سپارم،
و موج دریا را در آغوش می گیرم،
و در کوچه های پرتعبیر گیتی گام های تو را حس می کنم.
زلال هستم...
آنچنان که اگر گودال کوچک آبی باشم و یا دریایی بی کران.
عشق تو را خاصیت خود،
و به اندازه ی آرزوهایم برایت تلاش خواهم کرد.
با باوری سبزتر از پیچک،
نازکتر از نیلوفران دل به دریا سپرده،
داغ تر از شراره های آتش،
و شفافتر از شبنمی که نوازشگر گیاهان است،
تو را با آغوش باز می پذیرم؛
و در لابه لای ابرهای پر مهر،
یا که در نوازش بی دریغ صبای قلبم،
حبس می کنم.
دلتنگی من، حس نبودن توست؛
تویی که تمام وجودم به یکباره تمنای بودنت را می کند.
مثالی نیست...
از برای تو را به تصویر کشیدن،
و توصیف چشمان پر از مهرت.
قلب پاک و دلسوز توست،
زیباتر از تمام مساجد و معابد جهان.
سوگند خواهم خورد به زیبایی چشمانت،
و به ریزش همیشگی اشک هایم،
که من با خیال با تو بودن نیز قانعم؛
زیرا که خیالت زیباترین تصویر عالم است.
و باز با هر بهانه،
با هر باران،
و روی شن های ساحل،
هر آنچه که باشد...
اسمت را حک می کنم.
برای باره ای دیگر و هزاران بار،
قدردان زحمات بی دریغت،
ای همیشه جاودان در یادم "مادرم"
نویسنده : بهزاد قادری
__________________
شاره که م , به ندی دلم , ئه ی باغی مه ن
ره وره وه ی ساوایه تیم , سابلاغی مه ن
دل به هیوات لیده دا , لانکی دلی
تو له وه رزی یادی مه ن دا , سه رچلی
خالید حسامی( هیدی )
|
|
جای تبلیغات شما اینجا خالیست با ما تماس بگیرید
|
|