
08-06-2013
|
 |
مدیر تاریخ و بخش فرهنگ و ادب کردی 
|
|
تاریخ عضویت: Aug 2009
محل سکونت: مهاباد
نوشته ها: 19,499
سپاسها: : 3,172
3,713 سپاس در 2,008 نوشته ایشان در یکماه اخیر
|
|
دزدی کردن هم عقل می خواهد! خیلی از دزدهای خرده پا هستند که به خاطر گوشی موبایل، ضبط ماشین، قالپاق! یا چیزهایی در این حد خودشان را به خطر می اندازند. به این کار می گویند دله دزدی! اما آدم هایی هم هستند که دله دزدی را کنار گذاشته و عمده می دزدند! (ریچارد پودلیکوت) چنین آدمی نبود! البته نیازی هم به دله دزدی نداشت. او یک تاجر انگلیسی در قرن چهاردهم بود که نقشه ای برای سرقت از خزانه سلطنتی کشید و در این راه مجبور شد به عده زیادی پول بدهد و بسیاری دیگر را با وعده تقسیم سکه هایی که قرار بود بدزدد با خود همراه کند. پودلیکوت توانست خود را به عنوان یک سنگ تراش جا زده و مشغول کار روی بخشی از دیوار کاخ سلطنتی شود. او مقدار زیادی شاهدانه در اطراف این قسمت کاشت تا آن بخش از دیوار را پنهان کند. بعد دیوار را سوراخ کرد و وارد خزانه شد. دو روز تمام در خزانه مشغول بسته بندی طلا و جواهرات بود تا اینکه بالاخره یک شب به همراه چند نفر دیگر فرار کرد. به ادوارد پادراز، پادشاه انگلستان که در جنگ با اسکاتلندی ها بود خبر دادند که والاحضرت! چه نشسته ای که خزانه را بردند! در روزهای بعد عده زیادی دستگیر و بازجویی شدند تا اینکه در نهایت ریچارد به دام افتاد. او در سال 1305 دار زده شد و پوست بدنش را به در کاخ ویندورز آویزان کردند تا همه عبرت بگیرند! او وقتی تحت تعقیب بود مقدار زیادی از طلاها را به رودخانه تایمز ریخته بود. این طلاها آنقدر زیاد بودند که ماهی گیرها تا چند ماه در تورهایشان طلا پیدا می کردند!
__________________
شاره که م , به ندی دلم , ئه ی باغی مه ن
ره وره وه ی ساوایه تیم , سابلاغی مه ن
دل به هیوات لیده دا , لانکی دلی
تو له وه رزی یادی مه ن دا , سه رچلی
خالید حسامی( هیدی )
|
|
جای تبلیغات شما اینجا خالیست با ما تماس بگیرید
|
|