موضوع: طومار تاریخ
نمایش پست تنها
  #4  
قدیمی 08-30-2013
behnam5555 آواتار ها
behnam5555 behnam5555 آنلاین نیست.
مدیر تاریخ و بخش فرهنگ و ادب کردی

 
تاریخ عضویت: Aug 2009
محل سکونت: مهاباد
نوشته ها: 19,499
سپاسها: : 3,172

3,713 سپاس در 2,008 نوشته ایشان در یکماه اخیر
behnam5555 به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض


« از کجا فهمید؟ »

در آن تاریخ که ابوعلی سینا از علاالدوله دیلمی از همدان بگریخت متوجه بغداد شد چون به بغداد رسید بر کنار شط مردی را دید که هنگامه گرفته و ادویه می فروخت و دعوی طبابت می کرد ابوعلی زمانی آنجا بتفریح ایستاد و در رفتار طبیب دقیق شد زنی فاروره ( به اصطلاح امروزی ادرار) بیماری را نزد او آورنده را نگاه کرد گفت این بیمار جهود است باز نگاه کرد و گفت خانه بیمار در طرف مشرق است زن گفت آری طبیب گفت دیروز ماست خورده است گفت آری مردم از درجه علم او تعجب کردند و ابوعلی را حیرت دست داد.
لذا در آنجا توقف کرد آن مرد ......از کار فارغ شد آنگاه پیش رفت و گفت اینها را از کجا معلوم کردی گفت از آنجا که تو را نیز شناختم که ابوعلی سینا هستی گفت ابوعلی این مشکلتر.
چون ابن سینا اصرار کرد گفت چون آن زن فاروره را بمن سپرد دستش کثیف بود و غبار بر آستینش دیدم دانستم که جهود است و چون جامعه هایش کهنه و ژنده بود دانستم خدمتکار است و نظر باینکه جهود خدمت مسلمان نمی کند دانستم که بیمار جهود باشد و پاره ماست بر جامه چکیده دانستم که در آن خانه ماست خورده اند و قدری هم به بیمار داده اند و چون خانه های جهودان در طرف مشرق است دانستم که خانه او نیز در آن جاست ابوعلی گفت اینها درست مرا از کجا شناختی؟! گفت امروز خبر رسیده که بدینجا آید و اکنون هم دانستم که بجز تو کسی نیست که ذهنش بطبابت و این بازی که من کردم متوجه گردد ابوعلی از فراست آن مرد متعجب شد و وی را آفرین گفت.

__________________
شاره که م , به ندی دلم , ئه ی باغی مه ن
ره وره وه ی ساوایه تیم , سابلاغی مه ن

دل به هیوات لیده دا , لانکی دلی
تو له وه رزی یادی مه ن دا , سه رچلی

خالید حسامی( هیدی )
پاسخ با نقل قول
جای تبلیغات شما اینجا خالیست با ما تماس بگیرید