موضوع: طومار تاریخ
نمایش پست تنها
  #6  
قدیمی 08-30-2013
behnam5555 آواتار ها
behnam5555 behnam5555 آنلاین نیست.
مدیر تاریخ و بخش فرهنگ و ادب کردی

 
تاریخ عضویت: Aug 2009
محل سکونت: مهاباد
نوشته ها: 19,499
سپاسها: : 3,172

3,713 سپاس در 2,008 نوشته ایشان در یکماه اخیر
behnam5555 به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض استبداد يعني اين


استبداد يعني اين

سلطان ابراهيم غزنوي از ميدان غزنين عبور مي‌كرد، كارگري را ديد سنگي گران برسرنهاده براي ساختمان مي‌برد، به كارگر دستور داد كه سنگ را بر زمين بگذارد و كارگر نيزاطاعت كرد سنگ را در ميدان غزنين به زمين گذاشت. سنگ همچنان در وسط ميدان باقي بود تا روزي عده اي از محارم كه كارگزاران نزديك او بودند به وي گفتند كه آن سنگ بزرگ در وسط ميدان مزاحم دولتيان است اسب آنان با ديدن سنگ رم مي‌كند و يا هنگام سواري پاي اسب به سنگ مي‌خورد و سوار سرنگون مي شود، اگر اعليحضرت قدر قدرت قوي شوكت ما اجازه فرمايند آن سنگ گران را از ميدان بردارند.
پادشاه فرمود:
-چون خودم فرمان داده ام آن سنگ در آنجا باشد، اگر بگويم آن را بردارند، مردم آن سخن را بر سستي اراده ما حمل خواهند كرد... براي خدشه‌دار نشدن هيبت!! سلطان آن سنگ همچنان در ميدان غزنين بود و فرزندان وي نيز براي احترام حرف پدر حكم او را رد نكردند.

__________________
شاره که م , به ندی دلم , ئه ی باغی مه ن
ره وره وه ی ساوایه تیم , سابلاغی مه ن

دل به هیوات لیده دا , لانکی دلی
تو له وه رزی یادی مه ن دا , سه رچلی

خالید حسامی( هیدی )
پاسخ با نقل قول
جای تبلیغات شما اینجا خالیست با ما تماس بگیرید