نمایش پست تنها
  #267  
قدیمی 09-11-2013
fatemiii آواتار ها
fatemiii fatemiii آنلاین نیست.
کاربر خوب
 
تاریخ عضویت: May 2012
محل سکونت: تهران
نوشته ها: 486
سپاسها: : 797

987 سپاس در 452 نوشته ایشان در یکماه اخیر
fatemiii به MSN ارسال پیام fatemiii به Yahoo ارسال پیام فرستادن پیام با Skype به fatemiii
پیش فرض

رباعیات اشغری
ای دوشت، به من وَشله ی ناژور نژن
قَشّاب شِفَت ژربت شاطور نژن
توهین به خودم هرشِه دلت خواشت بکُن
شَرکوفت به منقل و به وافور نژن
***
ای دوشت، بیا کنار منقل باشیم
پای بَشِ وافور معطل باشیم
بُگژار که لِژّت ببریم اژ دَم و دود
هرشَند در اِژتماع، انگل باشیم
***
گویند که اهل شِرت و پِرتیم، بگَن
دارای بشات و خرت و پرتیم، بگن
امابخدا ما بَشِه شهری هشتیم
هرشند که اهل شهرهِرتیم،بگن
***
هرشند که توی گَند و مَندیم همه
یا اهل اراژیف و شَرَندیم همه
اما شروژُلف و یال و کوپال ببین
تا پی ببری که شَربلندیم همه
***
هرشند که اهل دود و مودیم رفیق
یا یکشره درحال رکودیم رفیق
اما توبیا ببین که اژ کوهِ ژغال
بی دغدغه در حال شعودیم رفیق
***
خوابیدم ودیدم که شِه بَش ها ژده ام
کردم شِه نژاعی و شِه کَش ها ژده ام
القِشه ژخواب خوش که بیدار شدم
دیدم عَژَبا ، فقط مگش ها ژده ام!
***
ژانا ، ژ بخار آب ، غِلژت نطلب
وژ زِنشِ تقلبی تو لِژّت نطلب
گرمُتٌشِلی به اشغری های ژمان
باننگ بشاژ و هیش عِژّت نطلب
***
یک روژ، ژمیع اشغری های وَلات
رفتیم به قشد پیک نیک شوی قَلات
آنژا به کنار منقل و ژیر درخت
گفتم به ژمال اشغری ها،شَلَوات
پاسخ با نقل قول
3 کاربر زیر از fatemiii سپاسگزاری کرده اند برای پست مفیدش:
جای تبلیغات شما اینجا خالیست با ما تماس بگیرید