
09-18-2013
|
 |
مدیر تاریخ و بخش فرهنگ و ادب کردی 
|
|
تاریخ عضویت: Aug 2009
محل سکونت: مهاباد
نوشته ها: 19,499
سپاسها: : 3,172
3,713 سپاس در 2,008 نوشته ایشان در یکماه اخیر
|
|
وصیتنامهی داریوش اول هخامنشی
وصیتنامهی داریوش اول هخامنشی
• داريوش شاه خطاب به خشایارشا گويد :
بزرگ است اهورامزدا که زمین را آفرید، مردم را آفرید، و برای مردم شادی آفرید.
از اینکه من از این دنیا میروم، 25 امپراطوری جزء ایران است و در تمام این کشورها پول ایران رواج دارد و آن کشورها دارای احترام هستند و مردم آن کشورها در ایران نیز دارای احترام هستند.
جانشین من « خشایارشا » باید مثل من در حفظ این کشور بکوشد و راه اداره کشورها آنست که در امور داخلی آنها دخالت نکند و مذهب و شاعر آنان را محترم شمارد.
اکنون که من از این دنیا میروم، تو « خشایارشا » دوازده کرور در یک زر در خزانه سلطنتی داری و این زر یکی از ارکان قدرت تو میباشد. زیرا قدرتهای شاه فقط به شمشیر نیست، بلکه به ثروت نیز هست.
البته بیاد داشته باش تو باید به این ثروت بیفزایی، نه اینکه از آن بکاهی. من نمی گویم که در موقع ضروری از آن برداشت نکن، زیرا قاعده ی این زر در خزانه آنست که در هنگام ضرورت از آن برداشت کنند. اما در اولین فرصت آنچه را که برداشتی به خزانه بازگردان. مادرت آتوسا بر من حق دارد، پس پیوسته وسایل رضایت خاطرش را فراهم کن.
ده سال است که من مشغول ساختن انبارهای غلٌه در نقاط مختلف کشور هستم. و من روش ساختن این انبارها را که از سنگ ساخته میشود و به شکل استوانه هست، در مصر آموخته ام.
چون انبارها پیوسته تخلیه میشوند، حشرات در آن بوجود نمی آیند و غله در انبارها چند سال می ماند، بدون اینکه فاسد شود. و تو باید بعد از من به ساختن انبارهای غله ادامه بدهی، تا اینکه همواره آذوقه ی دو یا سه سال کشور در آن انبارها موجود باشد و هر ساله بعد از اینکه غله ی جدید بدست آمد، از غله ی موجود در انبار برای تامین کسری خوار و بار از آن استفاده کن و غله ی جدید را بعد از اینکه بوجاری شد، به انبار منتقل نما و به این ترتیب تو هرگز برای آذوقه در این مملکت دغدغه ای نخواهی داشت، ولو دو یا سه سال پیاپی خشکسالی شود.
هرگز دوستان و ندیمان خود را به کارهای مملکتی نگمار و برای آنها همان مزیت دوست بودن با تو کافیست. چون اگر دوستان و ندیمان خود را به کارهای مملکتی بگماری و آنان به مردم ظلم کنند و استفاده ی نامشروع نمایند، نخواهی توانست آنها را به مجازات برسانی. چون با تو دوست هستند، و تو ناچاری رعایت دوستی بنمایی.
کانالی که من میخواستم بین شط نیل و دریای سرخ بوجود آورم هنوز به پایان نرسیده و تمام کردن این کانال از نظر بازرگانی و جنگی خیلی اهمیت دارد. تو باید آن کانال را به اتمام برسانی. و عوارض عبور کشتی ها از آن کانال نباید آنقدر سنگین باشد که ناخدایان کشتیها ترجیح بدهند از آن عبور نکنند.
اکنون من سپاهی به طرف مصر فرستاده ام تا اینکه در این قلمرو نظم و امنیت برقرار کند. ولی فرصت نکردم سپاهی را به طرف یونان بفرستم، و تو باید این کار را به انجام برسانی. با یک ارتش قدرتمند به یونان حمله کن، و به یونانیان بفهمان که پادشاه ایران قادر است مرتکبین فجایع را تنبیه کند.
توصيه ی دیگر من به تو « خشایارشا » اینست، که هرگز دروغگو و متملق را به خود راه نده. چون هر دو ی آنها آفت سلطنت هستند و بدون ترحم، دروغگو را از خود دور نما هرکز عمال دیوان را بر مردم مسلط نکن و برای اینکه عمال دیوان بر مردم مسلط نشوند، قانون مالیات وضع کردم که تماس عمال با مردم را خیلی کم کرده است و اگر این قانون را حفظ کنی، عمال حکومت با مردم زیاد تماس نخواهند داشت.
افسران و سربازان ارتش را راضی نگه دار و با آنها بد رفتاری نکن. اگر با انها بد رفتای کنی، آنها نخواهند توانست معامله ی متقابل کنند, اما در میدان جنگ تلافی خواهند کرد ولو به قیمت کشته شدن خودشان باشد و تلافی آنها اینطور خواهد بود که، دست روی دست می گذارند و تسلیم می شوند. تا اینکه وسیله ی شکست خوردن تو را فراهم کنند.
امر آموزش را که من شروع کردم ادامه بده و بگذار اتباع تو بتوانند بخوانند و بنویسند. تا اینکه فهم و عقل آنها بیشتر شود. و هر چه فهم و عقل آنها بیشتر شود، تو با اطمینان بیشتری میتوانی سلطنت کنی. همیشه حامی کیش یزدان پرست باش. اما هیچ قومی را مجبور نکن که ار کیش تو پیروی نماید. و همیشه و پیوسته بیاد داشته باش، که هر کس باید آزاد باشد و از هر کیش که میل دارد پیروی کند.
بعد از اینکه من زندگی را بدرود گفتم، بدن مرا بشوی و آنگاه کفنی را که خودم فراهم کرده ام بر من بپیچان و در تابوت سنگی قرار بده و در قبر بگذار. اما قبرم را که موجود است را مسدود نکن، تا هر زمانی که میتوانی وارد قبر بشوی و تابوت سنگی مرا در آنجا ببینی و بفهمی که من پدر تو پادشاهی مقتدر بوده ام و بر بیست و پنج کشور سلطنت میکردم. مردم و تو مثل من خواهید مرد، زیرا سرنوشت آدمی اینست که بمیرد. خواه پادشاه بیست و پنج کشور باشد، خواه خارکن. هیچ کس در این جهان باقی نخواهد ماند. اگر تو هر زمان که فرصت بدست می آوری وارد قبر من بشوی و تابوت مرا بینی، غرور و خودخواهی بر تو غلبه خواهد کرد. اما وقتی که مرگ خود را نزدیک دیدی بگو قبر مرا مسدود نمایند. وصیت کن که پسرت قبر تو را مسدود نگه ندارد، تا بتواند تابوت حاوی جسد تو را ببیند.
زنهار، زنهار، هرگز هم مدعی و هم قاضی نشو. اگر از کسی ادعایی داری، موافقت کن یک قاضی بیطرف آن ادعا را مورد بررسی قرار دهد، و رای صادر کند. زیرا کسی که مدعی است اگر هم قاضی باشد، ظلم خواهد کرد.
هرگز از آباد کردن دست بر ندار. زیرا اگر از آباد کردن دست برداری کشور، تو را به ویرانی خواهد گذاشت. زیرا این قاعده است که کشوری که آباد نمی شود، به طرف ویرانی میرود.
در آباد کردن، حفر قنات، شهر سازی و احداث جاده را در درجه ی اول قرار بده. عفو و سخاوت را فراموش نکن. و بدان بعد از عدالت برجسته ترین صفت پادشاهان عفو است و سخاوت. ولی عفو باید موقعی بکار بیفتد که کسی نسبت به تو خطایی کرده باشد. و اگر به دیگری خطایی کرده باشد، و تو آن را عفو کنی ظلم کردی. زیرا حق دیگری را پایمال نموده ای.
بیش از این چیزی نمی گویم. این اضهارات با حضور کسانی که غیر از تو در این جا حاضر هستند کردم. تا بدانند قبل از مرگ من این توصیه ها را کردم.
و اینک بروید و مرا تنها بگذارید، زیرا احساس میکنم مرگم نزدیک شده است.
www.Bastan.persiangig.comمنبع
__________________
شاره که م , به ندی دلم , ئه ی باغی مه ن
ره وره وه ی ساوایه تیم , سابلاغی مه ن
دل به هیوات لیده دا , لانکی دلی
تو له وه رزی یادی مه ن دا , سه رچلی
خالید حسامی( هیدی )
|
|
جای تبلیغات شما اینجا خالیست با ما تماس بگیرید
|
|