موضوع: طومار تاریخ
نمایش پست تنها
  #8  
قدیمی 10-01-2013
behnam5555 آواتار ها
behnam5555 behnam5555 آنلاین نیست.
مدیر تاریخ و بخش فرهنگ و ادب کردی

 
تاریخ عضویت: Aug 2009
محل سکونت: مهاباد
نوشته ها: 19,499
سپاسها: : 3,172

3,713 سپاس در 2,008 نوشته ایشان در یکماه اخیر
behnam5555 به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض


فارابي

فارابي، در حدود سال257 هجري قمري/ 870 ميلادي در دهکده «وسيج» از ناحيه پاراب (فاراب) در فرارود (شهر اُترار کنوني در جنوب قزاقستان) يا پارياب (فارياب) خراسان در افغانستان کنوني به دنيا آمد. در جواني براي تحصيل به بغداد رفت و نزد «متي بن يونس» به فراگرفتن منطق و فلسفه پرداخت. سپس به حرّان سفر کرد و به شاگردي «يوحنا بن حيلان» درآمد. از آغاز کار، هوش سرشار و علم آموزي وي سبب شد که همه موضوعاتي را که تدريس مي‌شد، به خوبي فرا گيرد. به زودي نام او به عنوان فيلسوف و دانشمند شهرت يافت و چون به بغداد بازگشت، گروهي از شاگردان، گرد او فراهم آمدند که «يحيي بن عدي» فيلسوف مسيحي يکي از آنان بود. در سال 330 هجري قمري(941ميلادي) به دمشق رفت و به «سيف الدوله حمداني» حاکم حلب پيوست و در زمره علماي دربار او درآمد. فارابي در سال 338 هجري قمري(950 ميلادي) در هشتاد سالگي در دمشق وفات يافت. مورخان اسلامي معتقدند که فارابي فردي زهد پيشه و عزلت‌گزين و اهل تامل بود. اعراض او از امور دنيوي به حدي بود که با آن که «سيف الدوله» برايش از بيت‌المال حقوق بسيار تعيين کرده بود، به 4درهم در روز قناعت مي‌ورزيد. فارابي در انواع علوم بي همتا بود. چنانکه درباره هر علمي از علوم زمان خويش کتاب نوشت و از کتاب‌هاي وي معلوم مي‌شود که در علوم زبان و رياضيات و کيميا و هيات و علوم نظامي و موسيقي و طبيعيات و الهيات و علوم مدني و فقه و منطق داراي مهارت بسيار بود. درست است که «کندي» نخستين فيلسوف اسلامي است که راه را براي ديگران پس از خود گشود؛ اما او نتوانست مکتب فلسفي تأسيس و ميان مسائلي که مورد بحث قرار داده‌است، وحدتي ايجاد کند. در صورتي که فارابي توانست مکتبي کامل را بنيان نهد. «ابن سينا» او را استاد خود مي‌شمرد و ابن رشد و ديگر حکماي اسلام و عرب، برايش احترام بالايي قائل بودند. در سنت فلسفه اسلامي، فارابي را بعد از ارسطو که ملقب به «معلم اول» بود، معلم ثاني لقب داده‌اند. فارابي نخستين فيلسوف مسلمان و از بزرگ‌ترين متفكران تاريخ است كه تاثير شگرفي بر جهان انديشه گذاشته است. اهميت فارابي تنها در اين نيست كه از برجسته‌ترين شارحان آثار ارسطو و افلاطون است بلكه او در بسياري از مباحث فلسفي موسس يا صاحب‌نظر است. اگر به آراي فلسفي او نگاهي بيندازيم و موضوعات فلسفي‌اي را كه فارابي وارد كرده بررسي كنيم گستره و عمق كارهاي فارابي به چشم مي‌آيد و شخصيت مستقل و ممتاز او از لا‌به‌لاي آثارش جلوه‌گر است. او در فلسفه تعمق كرده و در كليات عالم انديشيده و دُرَر گرانبهايي را به عالم انديشه عرضه داشته و اسرار آن را در حد طاقت بشري كشف كرده است. تا قبل از فارابي فلسفه آن مقام و منزلت اصلي خويش را بين مسلمين نداشت. او با تلاش خويش معضلات و مشكلات را از سر راه فلسفه برداشت. فلاسفه يونان دغدغه معارف عقلي داشتند اما فارابي دغدغه دين و عرفان را نيز داشت. معرفت شناسي فارابي به نحوي توسعه دايره شمول فلسفه را به همراه دارد زيرا در سخنان فلاسفه پيشين مهم‌ترين يا به عبارتي فقط مصداق موضوع فلسفه- واجب‌الوجود- چندان جدي گرفته نمي‌شد و مباحث فلسفي از عمق لازم برخوردار نبود. اما فارابي مباحثي چون واجب‌الوجود، عقل، تقسيم موجودات، انواع علل و غيره را به شكل كامل وارد اين ميدان كرد. فارابي به وضوح به تمايز منطقي ميان وجود و ماهيت و زيادت وجود برماهيت قائل است و اين بحث را زيربناي بحث‌هاي ديگر خويش قرار داده و در كتاب گرانسنگ «فصوص‌الحكم» خويش بحث را با اين موضوع آغاز كرده است. همچنين او در مباحث فلسفي، واجب و ممكن را به جاي حادث و قديم نشانده است كه اين موضوع در بحث مناط نياز معلول به‌علت از مباحث كليدي فلاسفه است و مشكل قديم زماني و حادث ذاتي بودن عالم را حل مي‌كند. ديگر نكته مهم در بحث وجودوماهيت اين است كه فارابي معتقد به حدوث ذاتي ماهيت است و اتصال و قرب و بعد آنها به مبدا واجب را از ناحيه وجود شان مي‌داند. عقل نيز از ديگر مبحث مورد توجه فارابي است. مخلوق اول و ويژگي‌هاي آن از ديگر مباحث كليدي ورود به انديشه فارابي است. او در «رسالة في‌العقل» انواع و مراتب عقل و ويژگي‌هاي هر مرتبه را با دقت توضيح داده است. او انواع عقل را به اصناف مردم نسبت داده و از عوام تا حكما را داراي انواع و مراتب عقل از بالفعل تا عقل بالمستفاد مي‌شمرد. فارابي براي اثبات خداوند دو نوع برهان ارائه مي‌دهد يك نوع برهان طبيعي و تأمل در طبيعت و پي بردن از فعل به فاعل كه مختص عوام و براي مردمي‌كه غور در الهيات ندارند عرضه شده و يك سري براهين عقلي كه طريقه حكماي الهي است و اين روش را بر ساير روش‌ها ترجيح مي‌دهد و آن را مخصوص اهل خرد و انديشمندان مي‌شمرد. برهان اسد و اخصر از اين دست براهين است. در فلسفه فارابي توجه ويژه‌اي به حكمت عملي شده است. او به‌نظريه‌پردازي در مورد سعادت بشر و لذت و الم پرداخته و راه نيل به سعادت را بهره بردن جامعه از حاكم عالمي‌دانسته كه خود مصداق انسان كامل است. نظريه سياسي فارابي كه جزئي از علوم مدني از نظر اوست مبتني بر نظريه نبوت است كه اين بحث از عالي‌ترين مباحث فارابي است. سياست از نظرفارابي داراي تقدس است به همين جهت در كتاب آراي اهل مدينه فاضله، ابتدا بحث را با موجود اول شروع مي‌كند كه اين نشان دهنده جهت گيري الهي فارابي در بحث اجتماعي و سياسي است زيرا هدف او ارائه الگويي است كه جامعه را به سعادت واقعي برساند نه سعادت موهوم. به همين دليل او ويژگي‌هاي انواع مدينه‌ها را ذكر مي‌كند و سعي در تطبيق مفهوم سعادت با آنها دارد تا نشان دهد كدام مدينه و حاكم روبه‌سوي سعادت دارد. فارابي براي حاكم مدينه فاضله خويش خصوصياتي را ذكر مي‌كند كه تنها قابل انطباق بر پيامبر و امام است. فارابي در منطق نيز داراي تاليف است. او مجراي انتقال منطق صوري ارسطويي به مسلمانان است و در تاليفات منطقي خويش عناوين و ابواب بحث را دقيقا مطابق منطق ارسطو بيان مي‌كند و به شرح آن مي‌پردازد



__________________
شاره که م , به ندی دلم , ئه ی باغی مه ن
ره وره وه ی ساوایه تیم , سابلاغی مه ن

دل به هیوات لیده دا , لانکی دلی
تو له وه رزی یادی مه ن دا , سه رچلی

خالید حسامی( هیدی )
پاسخ با نقل قول
جای تبلیغات شما اینجا خالیست با ما تماس بگیرید