از كوي خود دواندي آخر به صد جفايم
در حضرت تو اين بود اي ماه وش سزايم؟
در خيل عشقبازان رسم من اين نباشد
با يار خويش عهدي، بربندم و نپايم
ما را مزن ز درگه، همچون غزال وحشي
بگريزم ار ز كويت، مشكل دگر بيايم
بي جرمي اي ستمگر، انداختي ز چشمم
يا زين غمم رها كن، يا بر شمر خطايم
ما را ز گلشن و گل، صد بار خوشتر آيد
خاري ز كوي جانان گر مي خلد به پايم
شب تا سحر بنالم، و آن سنگدل ندارد
گوشي ز روي رحمت، بر نوحه و نوايم
مستوره، از وفايش، سر بر لحد گذارم
تا قصه ها پس از من، گويند از وفايم
مستوره کردستانی
__________________
شاره که م , به ندی دلم , ئه ی باغی مه ن
ره وره وه ی ساوایه تیم , سابلاغی مه ن
دل به هیوات لیده دا , لانکی دلی
تو له وه رزی یادی مه ن دا , سه رچلی
خالید حسامی( هیدی )
|