
11-28-2013
|
 |
مدیر تاریخ و بخش فرهنگ و ادب کردی 
|
|
تاریخ عضویت: Aug 2009
محل سکونت: مهاباد
نوشته ها: 19,499
سپاسها: : 3,172
3,713 سپاس در 2,008 نوشته ایشان در یکماه اخیر
|
|
زندگی نامه حضرت سلمان فارسی
( 3 )
سلمان در زمان امامت امير المومنين علي عليه السلام
اين صحابي جليل القدر رسول گرامي اسلام، بعد از شهادت مولاي خود، به وصي و جانشين بحق ايشان، اقتدا كرد و لحظه از علي عليه السلام، دور و جدا نشد، و بقول امام جعفر صادق عليه السلام، او هواي اميرالمومنين عليه السلام بر هواي نفس خود ترجيح ميداد. لذا، با غاصبين خلافت، به هر روشي كه مقدور بود، مقابله ميكرد، و اين شعار كوبنده اش " كرديد و نكرديد " كه در مخالفت غاصبين سر ميداد، زبانزد دوست و دشمن علي عليه السلام بوده و هست. و اين مخالفتها، صحنه تاريخ اسلام را بجايي كشاند كه، اين صحابي بزرگ (بهمراه اصحاب جليل القدر ديگر مانند اباذر)، مورد هتك حرمت و ضرب و شتم قرار ميگيرند.
تا اينكه در زمان خلافت عمر بن خطاب، بعد از 16 سال، بهمراه مسلمانان براي لشكر كشي و حمله و فتح ايران، به وطن خود بازگشت. اين مرد بزرگ، در اين فتح، كه به قادسيه معروف است، رائد (ناظر و راهنما) و داعيه (دعوت كننده)، در صف اول جنگ حضور داشت، كه مردم هر منطقه را در هر روز قبل از جنگ، 3 بار دعوت به اسلام ميكرد. و ميفرمود: من از شمايم. و به شما علاقه مند، به اسلام بپيونديد، و اگر مسلمان نشويد، بايد جزيه دهيد، و گرنه جنگ ادامه مييابد. بيايد مسلمان شويد تا با هم، بر اساس برادري و تعاون زندگي كنيم.
تا آنكه، در ابتداي اين نبرد، شهر مدائن، با پيوستن 4000 نفر ايراني به سپاه اعراب (كه به آنها حمرا، سفيد رو، كه به مواليان گفته ميشد)، در تاريخ 16 هجري قمري فتح شد، و فرماندهان جنگ، تصميم بر اين گرفتند كه، سلمان فارسي را حاكم اين منطقه كنند.
اعراب مسلمان، در پيشروي خود در داخل ايران به، مناطق مختلفي مانند قصر شيرين، ديلم و قزوين رفتند، كه اين فتوح باعث فتح تقريبا كامل ايران شد.
سلمان پس از فتح مدائن، به فرمانروايي در اين شهر منصوب شود. او مقر حكومت خود را، كاخ كسري، كه محل حكمراني شاهان ساساني بود انتخاب نكرد بلكه در كنار بازار شهر، خانه براي خود ساخت، تا بهتر بتواند بر اوضاع شهر حاكم باشد. او، علاوه بر حكمراني كه تمامي حاكمان بر آن پافشاري ميكنند، برنامههاي را به اجرا گذاشت كه كمتر حاكمي به آنها توجه ميكرد.
براي نمونه، چند كاري كه زبانزد شده بود را، بيان ميكنيم:
زهد و بي توجهي به دنيا، كه نقل شده است، در خانه اش، فقط مهمترين وسايل، شمشير و قرآن بود.
و يا نقل شده است كه، در لحظات رحلتش ناراحت بود و گريه ميكرد و ميفرمود كه رسول خدا با ما عهد كرد كه توشه هر يك از شما از دنيا، بهاندازه توشه يك مسافر باشد، ولي در كنار من، اثاثيههاي وجود دارند كه نگران كنندهاند، و اين در حالي بود كه راوي نقل ميكند، در كنارش، طشت، سپر جنگي، آفتابه گلي وجود داشت.
و در مذمت دنيا دوستي ميفرمود:
يا ساكن الدنيا تأهب و انتظر يوم الفراق
واعد رادا للرحيل فسوف تهدي بالرفاق
و أبك الذنوب بأدمع تنحل من سحب الاماق
يا من أضاع زمانه! أرضيت ما يفنى بباقي
(ترجمه: اي كسی كه در دنيا سكونت كردهاي، آماده آخرت و در انتظار جدايي از دنيا باش. و براي كوچ خود توشه را فراهم كن كه به زودي به وسيله كاروانهاي رونده به سوي مرگ روانه ميشوي. براي گناهان خود گريه كن و اشكهايت را از پردههاي چشمهايت بريز. اي كسيكه فرصت وقت را تباه ساختي، آيا از آن همه فنا شدهها به باقي مانده (اندك) عمرت خشنود هستي؟!).
برگزاري جلسات تفسير قرآن. او كه فقيهترين انسان بعد از اهلبيت بود و تحت تعليم كامل و مستقيم اهلبيت عليهم السلام بود، در كاخ كسري (مدائن) درس تفسير سوره يوسف برگزار كرده بود. و حتي در آنجا، نماز، بخصوص نماز جمعه برگزار ميكرد. و در بعضي از منابع آمده است كه، اندك اندك مردم از برگزاري جلسه تفسير، با خبر شده بودند، كه در حدود 1000 نفر تجمع كردند، ولي سپس نسبت به اين جلسات بي ميل، و به 100 نفر تقليل پيدا كردند، اما سلمان، از اين اوضاع و احوالات ناراحت ميشد، و ميفرمود آيا دوست داريد درباره اباطيل با شما سخن بگويم.
سلمان پس از رسيدن به فرمانروايي مدائن، و بدنبال فتح شهرهاي ايران توسط مسلمانان، به آن شهرها سفر ميكرد، محصول اين سفرها، تبليغ تشيع (اسلام شيعي) بود كه، بقول لويي ماسينيون، بايد به مسلمانان بياموزد كه علي را امام شرعي بشاسند. و از اين جهت در تاريخ، نمونههاي را مطرح ميكنند، كه دال بر تشيع مردم در آنزمان را دارد.
و اينچنين است كه سلمان در بعد از شهادت رسول معظم اسلام، مبلغ اصلي و قدرتمند شيعه، در سرزمين ايران و عراق بحساب ميآيد، مخصوصا در ايران، كه از فرمانروايي مدائن و سفر به شهرهاي ايران، كه در گامهاي ابتدايي آشنايي با اسلام بودند، توانست تشيع را، با اندازه توان خود و مردم، گسترش دهد.
اما، بايد اذعان كرد كه مطالب تاريخي، اقناع كننده درباره سلوك او در اين مدت، وجود ندارد، و لذا، فرضيات فوق، از روشنايي لازم برخوردار نيستند.
و در نهايت اين صحابي جليل القدر كه، باب النبي در روايات شيعي، ناميده شده است، بعد از 19 سال فرمانروايي در مدائن، در تاريخ 35 ق، دار فاني را وداع گفت، و به مولي خود رسول معظم اسلام صلي الله عليه و آله و سلم پيوست. و اين در حاليست كه (به نقل از زاذان، خدمتكار سلمان) امير عليه السلام براي جنازه مباركش، غسل و نماز فرمود و در نماز خود تكبير بلند بلند ميفرمود و دو نفر ديگر هم به ايشان اقتدا كرده بودند، كه بعد از نماز از امير المومنين عليه السلام پرسيدم كه اينان كيانند، فرمود: برادرم جعفر طيار، و ديگري خضر نبي عليهما السلام بودند و با هر يك از آنها، 70 صف از فرشتگان حضور داشتند كه در هر صفي هزار هزار فرشته حاضر بودند (و بهمين دليل، تكبيرها را بلند بلند ميگفتم).
و سلام و درود بي پايان خدا،
بر تو اي ابا عبد الله سلمان،
اي اهل بيت پيامبر،
اي كسيكه بر تمام ايرانيان شيعه، حقي پايان ناپذير داري!
منابع و مآخذ:
1. دكتر محمد رضا تركي، پارساي پارسي (سلمان فارسي به روايت متون فارسي).
2. پرويز پور تجن، در شناخت ابن مقفع، فارابي، بزرگمهر و سلمان فارسي، انتشارات شباهنگ.
3. رسول جعفريان، تاريخ تشيع در ايران تا طلوع صفوي، انتشارات انصاريان.
4. عبدالحسين زرين كوب، تاريخ مردم ايران، انتشارات امير كبير.
5. علي اكبر دهخدا، لغت نامه دهخدا.
6. شيخ صدوق، كمال الدين و تمام النعمة.
7. جعفرمرتضي العاملي، سلمان الفارسي، موسسه النشر الاسلامي.
8. الشيخ عبد الواحد المظفر، سلمان المحمدي، المكتبة الحيدرية.
9. آيت الله كمرهاي، فتاواي صحابي كبير سلمان فارسي.
10. لويي ماسينيون، سلمان پاك، ترجمه و مقدمه دكتر شريعتي.
11. محمد عبدالحليم عبدالله، سلمان فارسي (ترجمه حسن فرامرزي)، انتشارات جاويدان.
12. محمد محمدي اشتهاردي، رابطه ايران با اسلام و تشيع،. انتشارات برهان.
13. محمد محمدي اشتهاردي، زندگي پر افتخار سلمان فارسي – پيشگام رابطه ايران و اسلام، اتشارات پيام آزادي.
14. مجلسي، بحار الانوار.
15. شيخ مفيد، الاختصاص.
16. عطا الله مهاجراني. بررسي سير زندگي و حکمت و حکومت سلمان فارسي.
17. محمد يحيي الحداد، تاريخ اليمن السياسي.
18. عباس ملكي، سلمان فارسي، دفتر نشر فرهنگ اسلامي.
19. ميرزا حسين النوري الطبرسي، نفس الرحمن في فضائل سلمان.
20. وحيد دامغاني، سيماي سلمان از بردگي تا فرمانداري، انتشارات مؤسسه فراهاني.
21. ياقوت حموي، معجم البلدان، دارالكتب العلميه.
تذکر : درج این مقاله در راسخون به معنای قبول تمامی مطالب این مقاله نمی باشد
نويسنده: محمد ياسر شافعيان
-------------------------
بقایای کاخ کسری در شهر مدائن که فقط طاق آن برجای مانده است
طاق كسري
هان اي دل عبرت بين، از ديده نظر كن هان! / ايوان مدائن را آيينه عبرت دان".
اين مطلع قصيده معروف "خاقاني" شاعر نامدار قرن ششم هجري است كه درباره طاق كسري سروده شده و در طول قرنها، حتي بيش از طاق كسري ماندگار شده است، طاقي كه زماني مقر پادشاهان ساساني بود و امروز ، ويرانه هايش در شهر مدائن در 30 كيلومتري جنوب بغداد باقي است
طاق كسري" (تاق خسرو) يا ايوان مدائن نام كاخ پادشاهان ساساني در شهر اسبانيار در ساحل خاوري رود دجله از مهمترين سازه هاي دوره ساسانيان بوده كه به دستور شاپور اول ساخته شده است. طاق اصلي اين كاخ بلندترين طاق خشتي ساخته شده بدست بشر است. بلنداي اين طاق 35 متر، پهناي آن 25متر و درازاي آن 50 متر است. اين طاق در خلال اشغال عراق توسط امريكا بر اثر درگيريها و اصابت چندين خمپاره خسارت زيادي ديده است
هان ای دل عبرت بین از دیده عبر هان ایوان مداین را آینه عبرت دان
__________________
شاره که م , به ندی دلم , ئه ی باغی مه ن
ره وره وه ی ساوایه تیم , سابلاغی مه ن
دل به هیوات لیده دا , لانکی دلی
تو له وه رزی یادی مه ن دا , سه رچلی
خالید حسامی( هیدی )
|
|
جای تبلیغات شما اینجا خالیست با ما تماس بگیرید
|
|