نمایش پست تنها
  #2848  
قدیمی 01-07-2014
behnam5555 آواتار ها
behnam5555 behnam5555 آنلاین نیست.
مدیر تاریخ و بخش فرهنگ و ادب کردی

 
تاریخ عضویت: Aug 2009
محل سکونت: مهاباد
نوشته ها: 19,499
سپاسها: : 3,172

3,713 سپاس در 2,008 نوشته ایشان در یکماه اخیر
behnam5555 به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض

صداي پاي بهار و نوروز

در ولوله و شادی فراراه بهار قرار داریم که زمان یک سال دیگردر دفترچه عمر ما خواهد نوشت و سیمای آغازین لحظه نوین سال دیگر حیات خود را در جلوه شگوفه های گل و ناله شور انگیز بلبل و پوشیــدن قبای سبزچمــن و ده ها شگفتی هـــای طبیعت رنگیــن شده بهــــــاری مشاهـــده خواهیــــــم نمــــود.

اگـــر بهــاربیایــد ترانه ها خواهم خــوانــــد
ترانه های خوش عاشقانه خواهم خواند

بـــــه گهــــواره آغـــوش مــن چو آیی تـــــو
بگوش خــاطر تو منفسانه ها خواهم خــواند

گشــوده لانه عشق و فشانــده دانهء مهــــــــر
تــراپــرنــدهء غمگین به آشیانه خواهم خواند




باز عالم و آدم و پوسیده گانخزان و زمستان خندان و شتابان به استقبال بهار میروند تا اندوه زمستان را به فراموشی سپارند و کابوس غم را در زیر خاک مدفون سازند و آنگه سر مست و با وجد ونشاط و با رقص و پایکوبی با ترنم این سرود طرب انگیز نو روز و جشن شگوفه ها را برگذار می نمایند.

جشن فـــرخنده فـــرودیـن است
روز بازار گـــل و نسرین است

و باز گرمای ملایم و فرحبخش روزهای آفتابی بهار در باغ و راغ و کشتزار ها به سبزه و گلها و درختان بشارت میدهد تااز خواب سنگین زمستان بیدار شوند و روح تازه بخود گیرند و آنگاه این نوای جانبخش راساز بدارند .

دی شد و بهمـــن گذشت فصل بهاران رسید
جلوهء گلشن به باغ همچو نگاران رسیـــــد

و باز نسیم گوارای گیسوان مشک بوی بته های گلاب را با آهنگ موزون تکان میدهد تا با لالهء خوش عذار و نرگس و ریحان و گل های دشتی همزمان جوانه زنند و ترانه عشق را به گوش عشاق برسانند و آنگاه در چمنها و دشت و دمن طوفان برپا کنند ـ

باز هم صداي پاي بهار

و باز هوای شاداب به عشرتگاه باغ و لاله زار هاراه میگشاید و گلهای سرخ و زرد و نیلوفری را که در سبزه زار ها می رویند نوازشمیدهد و آنگاه آبستن چمن را به نظاره می نشیند و همین که در مرغزاران حریر پوش به میزبانی مردان پاکدل دشت می شتابد نالهء نی را می شنود و وظیفه دار این پیام میگردد.

رونق عهـــد شبابست دگــر بوستان را
میرسدمـــژده گل بلبل خوش الحان را

ای صبا گر به جوانان چمـن بـاز رسی
خدمت مابرسان سرو گل ریحـــان را

و باز فرزندان خورشید در دره ها وادیها کوهپایه ها و باغ های خندان به بشارت عید بهار و خوشحالی جوانه زدن شاخه های پرنقش و نگار فاخته ها و کبک دری و عتدلیان را به نغمه سرایی می طلبد و پروانه ها رابه پذیرایی عطر شگوفه ها دعوت می نماید و غزلان دلفرین را که عشاق سرگردان به یادچشم مست معشوقه بی وفا و دل آزار خودشان بیابان در بیابان می پرستند فرا میخواند تاسختی های زمستان را به فراموشی بسپارند و عید رابا دیدار دو باره با فصل باران تجلیل کنند و با شنیدن این سرود دلنشین همراز و هم صحبت با آنهای گردند که دل به عشق زنده دارند.



ای نو بهار خنـــدان از لامکان رسیــــدی
چیزی به یار مانی از یـــار ما چه دیـــدی

خندان و تازه رویی سرسبز و مشک بویی
همرنگ یار مایی یا رنگ از او خریــدی

و اما درآریانای کهن در نزد آباء و اجداد مان رسم و آئین استقبال از بهار و سال نو و تجلیل از عید نوروز چگونه بود؟ خبرگان ادب و فرهنگ آورده اند که مردم در شب نوروز آتش میافروختند و دنیا را چراغان میکردند و در بامداد بر سبیل خوشحالی آنگونه که شبنم برپای لاله میریخت و غبار غم را از صفحهء سفید گل نسیرین می شست بر یکدیگر آب میپاشیدند و کدورت ها را می زدودند و آنگاه به شکرانهء نعمت های بهار به همدیگر شکرهدیه می دادند و سال نو را با شادکامی و خرسندی استقبال می نمودنداکنون نیز بهار و نوروز با شور و هیجان در وطن عزیز ما با سنتهای دیرینه آبایی که مملوءاز نیکها بود با شادمانی جشن گرفته می شود. دید و بازدیدها و رفتن به زیارت سخی وبختن حلوا و ده ها رسم و آیین های دیگر هنوز هم برپا می شود و یادشان نسل به نسل درمیان مردم ما جاودانه می گردد

بلبلا مــژدهء بهـــاربیــار
خبر بد به بوم و باز گذار

صدای بوسه بهاران
صدای بوسه باران صدای خنده ی گل صدای کف زدن لحظه ها برای بهار. دوباره معجزه ی آب و آفتاب و زمین شکوه جادوی رنگین کمان
بهاری شکوفه و چمن و نور و رنگ و عطر و سرود سپاس و بوسه و لبخند و شادباش و درود دوباره چهره ی نوروز و شادمانی عید دوباره عشق و امید... دوباره چشم و دل ما و چهره های بهار. غم زمانه به پایان نمی رسد، برخیز.. به شوق یک نفس تازه در هوای بهار.

درباره نوروز از سعدی شیرازی:

برآمد باد صبح و بوی نوروز
به کام دوستان و بخت پیروز

مبارک بادت این سال و همه سال
همایون بادت این روز و همه روز


شعری درباره بهار از حافظ شیرازی:


ز کوی یار میآید نسیم باد نوروزی
از این باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی

به صحرا رو که از دامن غبار غم بیفشانی
به گلزار آی کز بلبل غزل گفتن بیاموزی


شعری از نظامی گنجوی درباره بهار


بهاری داری از وی بر خور امروز
که هر فصلی نخواهد بود نوروز

گلی کو ، را نبوید ، آدمی زاد
چو هنگام خزان آید برد ، باد




__________________
شاره که م , به ندی دلم , ئه ی باغی مه ن
ره وره وه ی ساوایه تیم , سابلاغی مه ن

دل به هیوات لیده دا , لانکی دلی
تو له وه رزی یادی مه ن دا , سه رچلی

خالید حسامی( هیدی )

ویرایش توسط behnam5555 : 01-07-2014 در ساعت 01:45 PM
پاسخ با نقل قول
جای تبلیغات شما اینجا خالیست با ما تماس بگیرید