
01-07-2014
|
 |
مدیر تاریخ و بخش فرهنگ و ادب کردی 
|
|
تاریخ عضویت: Aug 2009
محل سکونت: مهاباد
نوشته ها: 19,499
سپاسها: : 3,172
3,713 سپاس در 2,008 نوشته ایشان در یکماه اخیر
|
|
تـاریـخ نــوروز
برخی از ایرانیان بنابر افسانه ها و ادب فولکلورشان که بیــــــا ن کنندهء اعتقادات عوام الناس است نوشته اند. وقتی جمشید زمام کشور را بدست گرفت از منطقهء دماوند تا شهر با بل را در یک روز طـــــی کرد. از این سبب اشـــــراف و در باریان او این روز را روز نویا نوروز خواندند که مصادف بود به اول حمل و تا ختم دورهء زمام داری وی همه در اول ســا ل خورشیدی این روز را بخاطر سفر طولانی جمشید ازدماونـد تا با بـــل با جشن و سرور تجلیل میکردند که با گذشت زمان تجلیل از این رو ز به شکل عنعنه و رسوم مردم در آمد. گرچه در بعضی اوقات این جشن هاکم رنگ جلوه کرده اسـت ولی بآن هم طبق عادات از جانب بیشماری از کشور ها ی مختلف کـه درفوق تذکر داده شده درروستا ها و محلات تجلیل و برگزارمیگــردد چه عده از نویسندگان افغانستان نوشته اند. جشـن نوروزدر پا میـــــــر واقع در قلمرو افغانستان بنام ( خدیر ایام) یاد میگردد که بمعنی عیــــد بزرگ است.
در کتاب اوستا آمده است که روز یازدهم ماه خورشیدی( خیـرروز) نامیده میشود زیرا آفتاب به زبان آریایی (خور) . به زبـــــــا ن اوستا یی ( خیر ) آمده است . دوکتور خوش نظر یکی ازنویسند گا ن سمت شمال افغانستان نگاشته است . طبق تحلیل های جغرافیوی,محـل پادشاهی جمشید رادرشمال افغانستان در ( بخدی) یا بلخ امروز دانسته اند. یک تعداد مسلمانان را در ایران و بعضی از کشور های دیگر عقیده برآن است که حضرت علی (رض)خلیفه ء چهارم در ســال او ل خورشیدی بر کرسی خلافت نشست و عدالت را در قلمروش برقرار نمود از آن رو به یاد و بود این عدالت گستری , اول هر سا ل باجشن و سرور استقبال میگرددکه همین گونه نظریات مختلفی در زمینـــه وجود دارد.
در افغانستان نوروزدر سایر ولایات کشور تجلیل میگــــردد که هموطنان عزیز مان با تفاوت های کم و بیش از این روزاستقبــا ل نموده جشن و سروررا بر پا میدارند .در شهر مزارشریف در جوارآرام گاه حضرت شاه او لیـــــا که روضه شریف گفته میشوددر روز نو روز علم مبارک ( جنــده ) با شورو هلهلهء تما شا چیان برافراشته میشود که تعداد زیـــــــاد ی از مــــردم کشورو حتا توریست ها از گـــوشه وکناردر این مراســـم اشتراک مینمایند که این روز راروز جنـــده بالا مینامندو مـــــرد م مهمان نواز مزارشریف از مهمانان با پذیرائی گرمی استقبال میکننـد که در شب نوروز هیچ خانهء از شهر مزارشریف بدون مهمان نمــی با شــــــد و مرا سم جنده بالا تا مدت چهل روز ادامه میداشته با شــد زایرین که برای زیارت بدرگاه شاه ولایتمآب می آیند روح اخــــو ت و همدلی بآنها دمیده میشودو کدورت های شانرا نسبت به یک دیگـر بیاد فراموشی میسپارند . زیرا روز نوسال را ایام به فراموشی سپردن تمام کدورت ها تلقی میکنند. و همچنان اینروز را بنام میلهء گل سرخ نیز مینماند چه دراین موقع که اول بهار است در دشت و دمن و حتا روی بام خا نـــــه های کاه گلی لاله های سرخ میروید وبیننده را با تماشـای خو یـــش شاد میسازد . در دیگر ولایات کشور مردم نیز برای تـفریح بخــاطر لذت بردن از هوای گوا را ی بهار به بیرون از منزل رفته در دامنـه های سر سبز وگلهای زیبای بهاری به سیر و تماشا میپردازند . عدهء از مردم کشور را عقیده برآن است که شب اول سا ل نــــو غذا های را آماده بسازند که حرف اول غذا آماده شده (س) با شــد مثــــل سبزی ,سیر ,سماروق, سیب و غیره و در شب اول سال یعنی شب نوروز سبزی چلو با گوشت مرغ سفید میپزند .
جوانان برای تفریحی و سر گرمی در هوای آزاد آتش می افروزند واز بالای آتش باالنوبه میگذرند و حین گذشتن از آتش سرودی را زمزمــه میکنند (غمهای من از تو + روشنی تو از من ) زنان و دختران جوان قبل از فرا رسیــــدن نو روز به صـــفا یی منازل شان میپردازند و با وسا یل دسته داشته خویش خانه های خـود را می آرا یند .هفت میوه تر کرده نیز یکی از میوه های سا ل نــــوونورو ز است که برای آماده کردن هــفت میوه از مــیوه های خشـــک عبارت ازکشمش , خسته,پسته,چارمغز,سنجد,زردآلوی خشک وبادام استفاده میکنند و در روز اول سا ل یعنی نوروز فامیل ها هفت میوه را صرف میکننــد در بعضی از شهر ها و روستاها برای دختران وپسران نامـــزده شده از جانب فامیل های شان تحفه های لباس , با ماهی و جلبی هــا ی رنگــه تدارک و به خانه های آنان فرستاده میشود و این اقدام را یک اقدام نیــک و آغاز خوشبختی دوجوان نامزد شده میپندارند . در بعضی از ولایات کشور جوانان به استقبال ازاینروز به اسپ سواری , کشتی گیری, توپ بازی و غیره تفریحی میپردازند . نا گفته نباید گذاشت که این سه دهه جنگ روستا ها وبعضــی از شهر هارا ویران کرده است که تعداد از مردم خانه بدوش ودرزیر خیمه ها بسر میبرند و توان خرید غذای لازم را ندارد . و هموطنان که از نعمـــا ت مادی برخوردارند مردم بی بضاعــــت خویش را در چنــین حالات کمــک ویاری رسا نند و نگذارند که لحظات خوش طبیعت را سر بی شام وچشــم گریان سپری نمایند . زمانیکه دلی را بدست آوریم و مستمندی را شـــــا د بسازیم آنوقت است که خود بخود احساس خوشی برای ما دست میدهد وازخوشیهای بهار و نوروز دوچند لذت میبریم .
در ایامی که بهار به کوی و برزن آمده و طبیعت زنده شده و زیبایی های خود را به رخ می کشد، می توان دقایقی را به سیرو سیاحت در گلزار ادبیات ایران پرداخت و چه مناسبتی بهتر از نوروز!
شاید در ادبیات کمتر کشوری به اندازه ایران آمیختگی شعر و ادبیات با سنت های کهن وجود داشته باشد.
شاعران بزرگ و مفاخر گنجینه های ادبیات این سرزمین به فراخور حال در اشعار خود از نوروز یاد کرده اند و هر یک از منظری دلنشین و متفاوت به آن پرداخته اند.
تعدد و تنوع این اشعار و نیز محتوا و مضامین بکر آن به اندازه ای است که فراهم آوردن همه آنها در یک جا ممکن نیست.
پس به مصداقِ »آب دریا را اگر نتوان چشید، هم به قدر تشنگی باید چشید«، مجموعه کوچکی از شعر شاعران درباره نوروز و بهار را تقدیمتان می کنیم.
تـاریـخ نــوروز
نـوروز جشن شکوهمند آریایی و آیین کهن یادگار سلسله ها وتمدنهایی است که گــویای پیـشینه تابناك سرزمینهای ( اریانا بزرگ ) و جلوه ای مهم از فرهنگ غنی این اقـوام است. نوروز كه چند هزار سال و سده هاست؛ بر همه جشن های جهان فخر می فروشد، از آن روسـت كه یك جشن تحمیلی سیاسی نیست. آیین زمینی و جهان باوراست. نوروز را هم میتوان آیین دانست، هم میشود تقویم پذیرفت و هم تاریخ آنرا که با تاریخ اساطیر و افسانه ها نسبت دارد، روایتنامه ی دوران پیش از تاریخ تلقی نمود.
نوروز آیین آشنایی انسان با طبیعت است. ازژرفای این باور دانشهایی پدید می آید، که رازناکی و سردر گذشته داشتن این رسم پرشکوه را بررخ نسلها و نحله های گوناگون می کشد. آیین نوروز خاطره های خویشاوندی انسان با جهان و آفرینش رادردل طبیعت بر میتابد. برای همین است که پور سینا آنرا راز آمیز بودن شناسنامه انسان در طبیعت میخواند و دانشنامه بیرونی نیز پراز معانی بکر در ژرفای این باور است.
ابوریحان در آثار الباقية، می نویسد: " برخی از علمای ایران می گویـند: سبـب این كـه ایـن روز را نـوروز می نامند این است كـه در ایـام تهمورث صـائبه آشكار شدنـد و چون جمشید بـه پادشاهی رسید دین خود را تجدید كرد و این كار خیلی بزرگ به نظر آمد و آن روز را كه روز تازه ای بود، جمشید عید گرفت".
در آثار پیشینیان آمده است كه، این جشن را نــخست جمشید برپا كرد. گویند در این روز جمشید بـه جنگ دیـوان رفت و آنان را فرمانبردار خویش ساخت. جمشید در این روز بر تختی نشست كـه دیوان آن را می بردند و بـا آن به یك روز راه از دماوند به بــابـل رسید. مردم در تعجب شدند و آن روز را جشن گرفتند. میگویند جمشید که همان یما نخستین پادشاه ازاساطیر بلخ باشد، تخت شاهی آراست وخود برجایگاه نشست. آنگاه همه دانشمندان، فلکشناسان، موبدان کیشها و باورهای گوناگون، افسانه گویان، بزرگان اندیشه در دستگاه پادشاهی و همه نخبگان دوران خویش را فراخواند، تااز سنتها و باورهای گوناگون رسم مشترکی بیرون بیاورد.
خیام نویسنده نوروز نامه دراین باره میگوید: " سبب نهادن نوروز آن بوده است كه چـون دانستند كه آفتاب را دو دور بـوده یكی آن سیصد و شست و پنج روز و ربــعی از به اول دقیـقه حمـل باز آید، بـه همان وقت هر روز كه رفته بود بدین دقیـقه نتواند آمدن چـه هـر سال از مدت همی كم شود. چون جمشــید این دو را دریـافت انرا نوروز نام نهاد و جشــن آیـین آورد. پـس از آن پادشاهـان دیـگر مردمان بدو اقتدار كردند.
پایه گذاران ادبیات فارسی نیز در سده های سوم وچهارم خورشیدی، همانند دانشمندان و نوروز شناسان سرگذشت آیینهای نوروزی را رسم جمشیدی خوانده اند وجم را آغاز گرآن آیینها میشناسند. سرایندگانی چون: رودکی، دقیقی، فردوسی، عنصری، خسرو قبادیانی و دیگران نسبت جشن کهن ودیرپای نوروز راچنین یافته اند و برتافته اند:
جهان انجمن شد برتخت او
ازآن برشده فره بخت او
سرسال نو هرمز فرو دین
برآسوده ازرنج تن دل زکین
بزرگان بشادی بیاراستند
می ورود ورامشگران خواستند
به نوروزنوشاه گیتی فروز
برآن تخت بنشست فیروز روز
به جمشیدبرگوهر افشاندند
مرآن روز را روز نو خواندند
آیینهایی چون جشن مهرگان، یلدا، سده، سوری و ... هنگام برگزاری از یکشبانه روز بیشتر نیستند، این جشنهارا یونانیان و مردم آسیای میانه نیزبرگزارمیکنند. اماجشن وآیینهای نوروز، دست کم از دوهفته بیشتر ادامه دارد. فلکشناس معروف ابوریحان بیرونی، برگزاری نوروز در زمان جمشید را یکماه میداند. او چنین مینویسد:
" چون جم درگذشت، پادشاهان همه این ماه را عید گرفتند. عیدهاراشش بخش کردند، پنج روز نخست را به پادشاهان اختصاص دادند، پنجه دوم رابه اشراف وبزرگان، پنجه سوم را به خادمان پادشاهی، پنج روز چهارم رابه ندیمان ودرباریان، پنجه پنجم را به توده مردم وپنجه ششم رابه برزگران، رعایا و تهدیدستان اختصاص داده بودند".
آیین های نوروز یکباره و ناگهان رسم نشده اند، درهم آمیزی و امتزاج فرهنگی ملل ونحل گوناگون سبب شده است که در این آیین ها نیز دگرشده ایی پیش آید ونسلهادرآن تحولات شگرفی بیارند. برگزاری آینهای نوروز بر روزهای مذهبی و رسم دیگران نیز اثرنموده است، بسیاری از مراسم مذهبی در کسوت نوروز و رسم کهن آریایی درامده اند. اینکه پیش از ظهور اسلام چه رواجهایی از نوروز تاثیر پذیرفته اند وبه آن یکی شده اند، در کنار آینهای نوروز ی فهمیدنی اند. اما همین اعیاد اسلامی نیز در قلمرو اقوام آریایی و فرهنگ زبان فارسی، بگونه نوروز برگزار میشوند. مثلا عید رمضان و عید قربان، در ملت عجم همانند نوروز سفره و ترتیبات سه روزه دارد، اما در عرب زمین چنین نیست.
__________________
شاره که م , به ندی دلم , ئه ی باغی مه ن
ره وره وه ی ساوایه تیم , سابلاغی مه ن
دل به هیوات لیده دا , لانکی دلی
تو له وه رزی یادی مه ن دا , سه رچلی
خالید حسامی( هیدی )
|
|
جای تبلیغات شما اینجا خالیست با ما تماس بگیرید
|
|