نوروز در آیین زرتشت
ششم حمل، سه هزار و هفتصد و هفتاد و یکمین سالروز تولد اَشوزرتشت، پیام آور آیین راستی و خرد است. اَشوزرتشت 1768 سال پیش از میلاد مسیح به دنیا آمد. در 30 سالگی، پس ازآنکه 10 سال در طبیعت زندگی کرد، به پیامبری برگزیده شد و برای نخستین بار، آیینیکتاپرستی را به جهانیان سفارش کرد. در باور پیروان اَشوزرتشت، وجود انسان از چهارگوهر تشکیل شده که به هم پیوسته اند و از تاثیر آنها بر یکدیگر، پویندگی و بالندگیاز هر فرد سرچشمه می گیرد. این چهار جزء عبارتند از تن و جان که مربوط به جهان مادیاست، روان و فروهر که مربوط به بعد مینوی سرشت آدمی هستند. از این میان فروهرارزشمندترین پاره وجودی انسان است؛ چراکه پرتوی فروغ بی کران ذات اهورمزدا ( خدا)است در ذات هر شخص.
اساسا نام حمل هم از فروهرها گرفته شده است. بر پایه اعتقادات ایرانیان باستان، فروهرافراد فوت شده، از پنج روز مانده به آغاز بهار به مدت 10 روز برای سرکشی به خانوادههایشان به زمین می آیند تا ببینند آنها چگونه زندگی می کنند. بنابراین تمام رسمهای خانه تکانی، نظافت، خرید لباس نو، تهیه غذاهای خوب و آجیل شیرین به نام "لورک"،مراسم چهارشنبه سوری و چیدن سفره هفت سین، حالت تقدس و تبرک داشته و حتی در دورانباستان مردم آجیل بر بامها می گذاشتند تا به اصطلاح فروهرها به آن نظر کنند و متبرک شوند.
از طرفی فارسی زبانان ، نخستین روز از نوروز را بر مزار مردگان می رفتند و اکنون زرتشتی ها اینکار را انجام می دهند. این چیزی است که در مراسم اسلامی هم وجود دارد و اکثر مردماولین روز سال سر خاک رفتگانشان می روند و سبزه می گذارند.
همین فروهرهاییکه زرتشت از آنها نام برد، بعدها مبنای کار افلاطون در " مُثُل افلاطونی " و مبنایکار عرفان اسلامی شد. زیرا بر این اساس، وجودی که از خداوند در ما است، همواره نیازمند بازگشت به اصل خویش است و آن وجود، عشق الهی را در فرد ایجاد می کند. بدینسان خداوند ابتدا جهان فروهرها را آفرید. یعنی نخست مُثُل یا صورت متعالی هر چیز راکاملا پاک و منزه از ماده به وجود آورد.
و اما نوروزشادترین جشن زرتشتیان است. جشنوارهء بهاری همراه با ویژگی های دینی. نوعی بزرگداشت اتحاد جهان ایزدی و انسانی. فلسفه نوروز برمی گردد به آن چیزی که در همه ادیان وکتابهای آسمانی اشاره شده است.
اینکه خداوند درشش روز جهان را آفرید. در اوستا نیز آمده است که خداوند جهان را در شش روز طی یکسال و در فصلهای مختلف خلق کرده است. آریائیان باستان به این شش روز " گهنبار " یا " گاهنبار " می گفتند. در گهنبار اول یا مدیوزرم ( 11 تا 15 اردیبهشت ) خداوند آسمانرا آفرید. گهنبار دوم یا مدیوشم ( 11 تا 15 تیر ) زمان آفرینش آب، گهنبار سوم یاپتیه سهیم ( 26 تا 30 شهریور ) آفرینش زمین، گهنبار چهارم یا ایاتریم ( 26 تا 30مهر ) افرینش گیاهان، گهنبار پنجم یا مدیاریم ( 15 تا 20 دی ) آفرینش حیوانات وگهنبار ششم یا همستمدم، 5 روز مانده به آغاز بهار مربوط به آفرینش انسان است. ایرانیان باستان همچنین معتقد بودند که جهان در 3 سه هزاره آفریده شده است. در سههزاره اول، حهان حالت مینوی و آسمانی داشته و فروهرها در حالت سکون و مینوی میزیستند و در جهان واپسین، اهریمن شرارت می کرده است. در سه هزاره دوم خداوند به فروهرها می گوید: ایا شما دوست دارید برای جنگ با اهریمن به زمین و عالم مادی برویدتا جهان از شرارت پاک شود؟ فروهرها قبول می کنند. در سه هزار ساله سوم، فروهرها بااهریمن می جنگند و پیروز می شوند و دوباره به عالم بالا بازمی گردند. از آنجایی کهفروهرها می پذیرند به زمین و عالم ماده هبوط کنند، انسان آفریده می شود و گهنبارششم مربوط به آن است. به همین خاطر آیینهای نوروزی از همان پنج روز آخر سال شروع میشود٠
نوروز در افغانستان
نوروز یکی از سنت های نادری است که با وجود هزاران سال نشیب و فراز هنوز هم یکی از شاخص های اساسی فرهنگی در افغانستان به حساب می آید.
این روز که مصادف است با اول حمل (فروردین) تنها یک سالروز تقویمی، که آغاز یک دور تازه را در گردش زمین مشخص می سازد، نیست. نوروز در تاریخ و فرهنگ افغانستان مظهر بزرگداشت از زندگی، طبیعت و ارزشهای انسانی است که ریشه های عمیقی در شعر و ادب، هنر، فولکلور و رسوم خانوادگی و اجتماعی این کشور دارد.
گرچه در مورد چگونگی و زمان پیدایش نوروز پژوهشها از گمانه زنی ها فراتر نرفته است، اما مسلم است که عمر این سنت به درازای عمر اقوام آریایی است. به طور سنتی آغاز نوروز را به یاما یا جمشید، فرمانروای اساطیری بلخ، نسبت می دهند. این افسانه در آثار بزرگانی چون ابوریحان بیرونی، طبری (مولف کتاب تاریخ الرسل والملوک، معروف به تاریخ طبری) و فردوسی بازتاب یافته است.
آئین های جشن نوروزی در افغانستان پیشینهً حداقل 3000 ساله داشته و ریشه های عمیقی در نظام مذهبی زرتشتیان دارد که تا غلبه اسلام براین سرزمین، رایج بود.
اما با وجود این پیشینه تاریخی، نوروز درافغانستان هیچگاه منحصر به کیش یا گروه ویژه ای نبوده است.
حتی ظهور و گسترش اسلام، که اعیاد مذهبی ویژه ای را با خود آورد، مانع برگزاری آیین های نوروزی نشد. بلکه نوروز دراین کشور با ارزشهای دینی در آمیخت و غنای بیشتری یافت. چنانچه بر افراشتن جهنده (پرچم، بیرق) حضرت علی ، در شهر مزارشریف، اوج آیین های نوروزی درافغانستان است. پس از آن مردم تا چهل روز در دشتها که پر از گل سرخ می شود به گردش می روند.
مردم از سراسر افغانستان برای برگزاری این آیین ها به شهر مزارشریف و ولایت بلخ سفر می کنند. در برخی دیگر از ولایات شمال کشور نیز با راه اندازی مسابقه های بزکشی برسرور نوروزی می افزایند.
در سایر روستا ها و شهرستانها نیز مردم اعم از زن و مرد با برگزاری آیین های ویژه به پیشواز نوروز می شتابند. برای بزرگداشت این روز لباس نو می پوشند، سفره ها را با شیرینی ها و خوردنی های خوش طعم رنگین می سازند و بیرون از شهر ها و محل های بودوباش، دردامن طبیعت یا در میدانهای خاص به تفریح و شادی می پردازند.
سرگرمی هایی چون تخم جنگی، کشتی گیری، سگ جنگی، خروس جنگی، اتن (رقص ملی)، آواز خوانی و غیره شامل آئین هایی است که در این روز برگزار می گردد.
تهیه و صرف هفت میوه و سمنک آیین های دیگری است که با آن نوروز را در افغانستان گرامی می دارند.
هفت میوه، چیزی شبیه هفت سین درایران، مجموعه ای است از پسته، بادام، کشته (برگه) زردآلو، شکرپاره، گردو و سنجد که یک روز پیش از نوروز در آب گذاشته می شود تا روز نوروز مهمانان را با آن پذیرایی کنند.
سمنک که از گندم خیسانده و سبز شده تهیه می شود، مظهر خیرو برکت به حساب می آید و آن را به امید برآورده شدن نیاز ها و مراد ها می خورند. تهیه سمنک چندین روز را دربر می گیرد و دختران هنگام پختن دف می نوازند و آهنگ های ویژه می خوانند.
یکی دیگر از آیین های جالب این روز در افغانستان هدیه های نوروزی نامزدان است. پسران در این روز هدیه هایی همراه با ماهی و جلبی (نوعی شیرینی) به نامزدان خویش می فرستند و خانواده دختر با گذاشتن هدیه ای در ظرف آنرا به داماد بر می گرداند.
گرچه از نوروز به مثابه جشن همگانی تقریبا در کل کشور بزرگداشت به عمل می آید، اما در محل های مختلف این آیین ها با ویژگی های محلی برگزار می گردد که این بر تنوع و رنگینی نوروز در افغانستان می افزاید.
جنبش طالبان در یکی از نخستین حمله ها بر میراثهای فرهنگی کشور، برگزاری آیین های نوروزی را به این تعبیر که غیر اسلامی است، ممنوع کرد.
افعانها، شاید برای نخستین بار در تاریخ خود، پنج بهار را بی نوروز پشت سر گذاشتند. آغاز سال 1381 خورشیدی در واقع تولد دو باره نوروز در افغانستان است.
چگونگی برگزاری نوروز در استان های افغانستان
نوروز در کابل
مهمترین آیین نوروزی در افغانستان بر افراشتن جهنده (پرچم، بیرق).
در شهر کابل، پایتخت افغانستان، همانطور که در عکسها پیداست دهها هزار نفر برای تماشای مراسم بر افراشتن پرچم جمع شده بودند.
تصویر سبزپوشان
گفته می شود حضور چنین جمعیتی برای این مراسم، حتی پیش از دوره حکومت طالبان نیز بی سابقه بوده است.
__________________
شاره که م , به ندی دلم , ئه ی باغی مه ن
ره وره وه ی ساوایه تیم , سابلاغی مه ن
دل به هیوات لیده دا , لانکی دلی
تو له وه رزی یادی مه ن دا , سه رچلی
خالید حسامی( هیدی )
ویرایش توسط behnam5555 : 01-07-2014 در ساعت 02:27 PM
|