نمایش پست تنها
  #2974  
قدیمی 06-18-2014
behnam5555 آواتار ها
behnam5555 behnam5555 آنلاین نیست.
مدیر تاریخ و بخش فرهنگ و ادب کردی

 
تاریخ عضویت: Aug 2009
محل سکونت: مهاباد
نوشته ها: 19,499
سپاسها: : 3,172

3,713 سپاس در 2,008 نوشته ایشان در یکماه اخیر
behnam5555 به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض



شعری از شاعر مهابادی خانم حسناگل خورشیدی
چند شب پیش اخبار از وضعیت بد کارگران معدن زغال سنگ حرف زد. از حقوق و مزایای بسیار کم و
بخور و نمیر. از وضعیت جسمانی شان که به خطر می افتد، از شرمندگی شان پیش روی زن و فرزند،از
نامطلوبی و نا امنی معدنی که هر آن امکان فروریختنش هست...جمله ی آن کارگر را که می گفت:
" اینجا رویمان سیاه است و در خانه هم پیش زن و بچه به نوعی دیگر روسیاه" آمد در شعرم...
رویت سفید کارگر ِ معدنِ زغال
کای می روی به پای خودت در سیاه چال
با آنکه زندگانی ِ تو غرق ظلمت است ،
بی آرزو نشسته ای اندر دلِ محال
خود با زغال روز و شبت را به سر بری
اما نکرده ای تو سیه کس ، که تا به حال!
گفتی:" که ام به معدن و هم خانه رو سیاه
من را چه حاصلست پس از رنجِ بی مثال"
روزی رسد زمان رهاییت ازین غبار
رویت سفید کارگر معدن زغال
__________________
شاره که م , به ندی دلم , ئه ی باغی مه ن
ره وره وه ی ساوایه تیم , سابلاغی مه ن

دل به هیوات لیده دا , لانکی دلی
تو له وه رزی یادی مه ن دا , سه رچلی

خالید حسامی( هیدی )
پاسخ با نقل قول
کاربران زیر از behnam5555 به خاطر پست مفیدش تشکر کرده اند :
جای تبلیغات شما اینجا خالیست با ما تماس بگیرید