نمایش پست تنها
  #2975  
قدیمی 06-18-2014
behnam5555 آواتار ها
behnam5555 behnam5555 آنلاین نیست.
مدیر تاریخ و بخش فرهنگ و ادب کردی

 
تاریخ عضویت: Aug 2009
محل سکونت: مهاباد
نوشته ها: 19,499
سپاسها: : 3,172

3,713 سپاس در 2,008 نوشته ایشان در یکماه اخیر
behnam5555 به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض



سخنی از معارف سلطان ولد


در آدمی هردو صفت هست: آسمانی و زمینی. هر صفت که بر او آن غالب باشد او را بدان خوانند و آن مغلوب را که در اوست، چون اندک است و ضعیف، آن را اعتباری ننهند و به حساب نیارند. چنان که در نقره چون مس اندک باشد آن را نقره خوانند و قلب نگویند. و چون مس غالب باشد آن را نقره نگویند بلکه قدر او کم از پولی باشد؛ زیرا فرشته نشد که آسمانی باشد. و حیوان نیز نیست که بار کشد و منفعت انسانی گردد که اولئک کالانعام بل هم أضل. (مذبذبین بین ذلک لا الی هؤلاء و لا الی هؤلاء).
آورده اند که گرگی و آهویی با هم جفت شدند و از ایشان بچه ای پیدا شد. از مفتیی پرسیدند که این را گرگ گیریم یا آهو؟ اگر گرگش گیریم گوشتش مردار و حرام باشد و اگر آهوش گیریم حلال باشد. در تردد مانده ایم که این را از کدام گیریم، نامش چه نهیم؟ مفتی حاذق چنین فتوا داد که حکم مطلق نیست مفصل اس. دسته گیاه و استخوان ها پیش این بچه نهید اگر میل به استخوان کند گرگ است گوشتش حرام باشد؛ اگر میل بدان گیاه کند و خوردن آن، آهو باشد و گوشت او چون گوشت آهو حلال بود. همچنان حق تعالی آن جهان و این جهان و آسمان را با زمین آمیخت و جفت کرد؛ ما که بچگان این دوییم اگر میل به علم کنیم و قوت ما علم و حکمت باشد حلالی و آسمانی باشیم و اگر میل به خواب و خور و نعم و ملبوسات این جهانی کنیم حیوانی و زمینی باشیم. مقام ما اسفل السافلین بود نه اعل علیین.
(معارف سلطان ولد،ص ۱۵۳)
__________________
شاره که م , به ندی دلم , ئه ی باغی مه ن
ره وره وه ی ساوایه تیم , سابلاغی مه ن

دل به هیوات لیده دا , لانکی دلی
تو له وه رزی یادی مه ن دا , سه رچلی

خالید حسامی( هیدی )
پاسخ با نقل قول
کاربران زیر از behnam5555 به خاطر پست مفیدش تشکر کرده اند :
جای تبلیغات شما اینجا خالیست با ما تماس بگیرید