
06-25-2014
|
 |
مدیر تاریخ و بخش فرهنگ و ادب کردی 
|
|
تاریخ عضویت: Aug 2009
محل سکونت: مهاباد
نوشته ها: 19,499
سپاسها: : 3,172
3,713 سپاس در 2,008 نوشته ایشان در یکماه اخیر
|
|
« نادانی فرعون » گویند ابلیس وقتی نزدیک فرعون آمد خوشه ای انگور در دست داشت و تناول می کرد – ابلیس گفت هیچ کس نتواند که این خوشه انگور تازه را خوشه مروارید خوشاب ساختن فرعون گفت نه ابلیس به لطایف سحر آن خوشه انگور را خوشه مروارید ساخت فرعون تعجب کرد و گفت اینست استاد مردی که تویی که ابلیس سیلیی برگردن او زد و گفت مرا با این استادی به بندگی هم قبول نکرد – تو با این حماقت دعوی خدایی چگونه میکنی !؟
__________________
شاره که م , به ندی دلم , ئه ی باغی مه ن
ره وره وه ی ساوایه تیم , سابلاغی مه ن
دل به هیوات لیده دا , لانکی دلی
تو له وه رزی یادی مه ن دا , سه رچلی
خالید حسامی( هیدی )
|
|
جای تبلیغات شما اینجا خالیست با ما تماس بگیرید
|
|