نمایش پست تنها
  #3389  
قدیمی 02-24-2015
behnam5555 آواتار ها
behnam5555 behnam5555 آنلاین نیست.
مدیر تاریخ و بخش فرهنگ و ادب کردی

 
تاریخ عضویت: Aug 2009
محل سکونت: مهاباد
نوشته ها: 19,499
سپاسها: : 3,172

3,713 سپاس در 2,008 نوشته ایشان در یکماه اخیر
behnam5555 به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض


نام های عربی - اسم پسرانه عربی

جعفر : جوی ، جوی كوچك ، جوی كلان ، جوی پر آب ، شتران ماده پر شير

ذبيح : آنچه قربان كنند ، قربانی ، ذبح شده (اين صفت برای حضرت اسماعيل نيز به همين معنا استفاده شده) ، حيوان ذبح شده

باقر : شكافنده ، گشاينده ، وسعت دهنده ، مرد بسيار عِلم ، متبحر در علم ، مرد بسيار مال ، شير كه چون بر شكار پيروز شود شكم او بدرد و بشكافد ، شير درنده ، گروه گاوان يا گاو چرانان ، رگي است در بيغوله چشم ، پرنده اي است ابلق يا خاكستر گون يا سپيد

عباس : شيري كه شيران از او بگريزند ، بسيار ترش رو

عثمان : بچه ا�?دها ، مار يا بچه مار

كاظم : خاموش و فروخورنده خشم ، بردبار و صبور ، ساكت

هاشم : آنكه نان در اشكنه براي بستگانش خرد مي كند ، دوشنده شير ، كوه نرم

حيدر : شير ، اسد

اصغر : خردتر ، كوچكتر ، كهتر (امام حسين (ع) سه پسر داشتند و بخاطر عشق وافري كه به امام علي داشتند نام علي را بر هر سه پسر خويش نهاده بودند: علي اكبر:علي بزرگتر ، علي اوسط: علي مياني ، علي اصغر : علي كوچكتر)

غلام : كودك ، پسر از هنگام ولادت تا آمد ِ جواني و بلوغ ، غلام بزرگتر از صبي و خردتر از شاب است و آن سني است از چهارده سالگي تا بيست و يك سالگي ، فارسيان غلام به معني مطلق بنده و پسر استعمال كنند خواه كودك باشد ، خواه جوان و خواه پير. معني اصلي غلام ، پسر و امرد است ، ولي چون پادشاهان و امرا و شعرا و توانگران ، علاوه بر استفاده از غلامان خود در مورد خدمتگزاري و جنگاوري و تجمل ، با بعضي از بندگان خوبرو عشق مي ورزند ، ‌از اين رو غلام در ادبيات مفهوم معشوق به خود گرفته است.

سعید : خوشبخت

مسعود : سعادتمند

صفی اله : جانشین خدا

شمس اله : خورشید خدا

بیت اله : خانه خدا

روح اله : روح خدا
__________________
شاره که م , به ندی دلم , ئه ی باغی مه ن
ره وره وه ی ساوایه تیم , سابلاغی مه ن

دل به هیوات لیده دا , لانکی دلی
تو له وه رزی یادی مه ن دا , سه رچلی

خالید حسامی( هیدی )
پاسخ با نقل قول
جای تبلیغات شما اینجا خالیست با ما تماس بگیرید