موضوع: طومار تاریخ
نمایش پست تنها
  #9  
قدیمی 02-26-2015
behnam5555 آواتار ها
behnam5555 behnam5555 آنلاین نیست.
مدیر تاریخ و بخش فرهنگ و ادب کردی

 
تاریخ عضویت: Aug 2009
محل سکونت: مهاباد
نوشته ها: 19,499
سپاسها: : 3,172

3,713 سپاس در 2,008 نوشته ایشان در یکماه اخیر
behnam5555 به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض



خلاصه ای ازتاريخ صفويه

شيخ صفي الدين اردبيلي در 12 سپتامبر 1334 /12 محرم 735 درگذشت. صدرالدين موسي پسر وي در سي سالگي (بعد ازپدر) به رهبري طريقت صفويه رسيد وي در دوران رياست خود (91 ـ 1334 / 93 ـ 735) بناي زيارتگاه خاندان صفوي در اردبيل را پايگذاري كرد. آنگاه بسياري از امراي ايلخاني و اشراف مغول در شمار مريدان مشايخ اردبيل درآمدند. اين دوران مقارن بود با از هم پاشيدن امپراطوري ايلخاني در ايران و بين النهرين. شيخ صدرالدين در 2 ـ1391 / 793 درگذشت. وي پيش از مرگ، پسرش خواجه علي را به عنوان جانشين و نايب خود برگزيده بود و «سجاده ارشاد و تربيت عباد» را به وي سپرده بود. خواجه علي تا هنگام درگذشتش در 15 مه 1427 /18 رجب 830 رئيس طريقت بود. تحت رهبري وي تعاليم نيمه مخفي طريقت صفويه آشكارا ماهيت شيعي گرفت.[1][1] بعد ازمرگ وي در بيت المقدس پسرش ابراهيم تا 1447 / 851 عهده دار همان رياست شد. وي در دوران خود شبكه هواخواهاني را كه فعالانه درگير پيشبرد تبليغات صفويه در آناتولي و ديگر نقاط بودند حفظ و تقويت كرد. بعد از حيدر پسرش جنيد به رهبري طريقت صفويه رسيد، وي به قدرت معنوي صرف بسنده نكرد و به تحريك مريدانش با جهاد عليه كفار، روحيه جنگجويي را در طريقت وارد ساخت[1][2] اين فعاليت باعث سوء ظن حكمران غرب ايران، جهانشاه قره قويونلو شد. كه سلطه اش از آذربايجان و مرزهاي گرجستان تا خليج فارس برقرار بود. جنيد (ملقب به سلطان) با اوزون حسن (حكمران آق قويونلو) متحد شد و در جريان حمله به شيروان در 4 مارس 1460 / 11 جمادي الاول 864 ، در سواحل رود كر كشته شد. و پسرش حيدر (خواهرزاده اوزون حسن) جانشين وي گرديد. . و پسرش حيدر (خواهرزاده اوزون حسن) جانشين وي گرديد. حيدر در 1488 /893 شهر شماخي پايتخت شيروان را غارت كرد، (در اين زمان اوزون حسن درگذشته بود) اما طي حمله يي متقابل، شيروانشاه كه از دامادش يعقوب، سلطان آق قويونلو 4000 نيروي جنگي دريافت كرده بود توانست در نهم ژوئيه همان سال سپاه حيدر را شكست داده و خودش را نيز به قتل رساند. حيدر، ابداْع كننده كلاه مخصوص قرمز رنگي بود كه به مناسبت دوازده امام شيعه دوازده ترك داشت. از آن پس اين كلاه علامت مشخصه طرفداران دودمان صفوي گشت[1][3] و سبب شد كه عثمانيان به منظور استهزا به آن لقب قزلباش[1][4] يا سرخ سر بدهند. حيدر سه پسر داشت كه علي جانشين وي گرديد و از همان ابتدا خود را شاه ناميد لذا توسط سلطان يعقوب دستگير و زنداني شد. بعد از درگذشت سلطان يعقوب در دسامبر 1490 /صفر 896، علي و برادرانش بعد از چهار سال و نيم حبس آزاد شده و به هم پيماني يكي از مدعيان تاج و تخت آق قويونلو بنام رستم درآمد اما يك سال بعد با آشكار شدن قدرت هواداران صفويه رستم قصد جان برادران صفويه را كرد كه در اين كشاكش علي كشته شد و اسماعيل كه از طرف برادر مقتولش جانشين وي و رئيس طريقت صفويه تعيين شده بود توانست خود را به اردبيل برساند. و مخفي شود. و با كمك مريدانش به گيلان فرار كند در اين زمان اسماعيل هفت سال داشت. بعد از كشته شدن رستم توسط پسرعموي خود، (1497 /902) اسماعيل با كمك و مشاوره هفت نفر از مريدان نزديك خاندان صفويه كه به «اهل اختصاص» معروف بودند، به مبارزه بر عليه دولت آق قويونلو برخاست و توانست در دسامبر 1500/جمادي الاخر 906 از رود كر گذشته در نزديكي قلعه گلستان به نبرد با شيروانشاه فرخ يسار بپردازد. فرخ يسار كشته شد و اسماعيل بعد از شكست دادن دشمن باكو را تسخير نمود سپس در منطقه شرور نخجوان سپاه قدرتمند الوند را شكست داده و كنترل آذربايجان را بدست گرفت. نهايتا وي در 14 سالگي (1501/907 ) در شهر تبريز به عنوان اولين پادشاه سلسله صفويه تاج بر سر نهاد. سكه ها به نام اسماعيل ضرب شد اما مهمترين كار او اعلام تشيع اثني عشري به عنوان مذهب رسمي كشور جديد صفويه بود.
قبل از برقراري دولت صفويه، رهبر صفويه در تبليغات اين طريقت صرفا نماينده امام غايب نبود بلكه خود امام غايب بود؛ حتي رهبر صفويه را تا آنجا مي رسانند كه ادعا ميكردند خداوند در او حلول كرده است. ادعا شده كه مريدان جنيد آشكارا از وي به عنوان «خدا» و از پسرش به عنوان «پسر خدا» ياد مي كردند و در ستايش وي مي گفتند: «هو حي القيوم، لااله الاهو» و به اسماعيل ولي الله ميگفتند.
هنگاميكه اسماعيل در تبريز تاج بر سرنهاد تنها بر ناحيه آذربايجان تسلط داشت؛ ده سال طول كشيد تا توانست بقيه ايران را فتح كند. او بغداد را هم تسخير كرد اما زياد نتوانست نگه دارد. مراحل اصلي گسترش امپراتوري صفويه عبارت بودند از: شكست بازمانده نيروهاي آق قويونلو نزديك همدان (1503/909) (كه مركز و جنوب ايران را تحت كنترل اسماعيل درآورد)؛ به انقياد درآوردن نواحي مازندران وگرگان در مجاورت بحر خزر و تسخير يزد در جنوب شرقي (1504/10ـ909)، آرام ساختن مرزهاي غربي و الحاق ديار بكر (7-1505/11-910 الي 13-912)؛ تسخير بغداد و فتح جنوب غربي ايران (1508/4-913)؛ به انقياد درآوردن شيروان (10- 1509 /915)؛ و فتح خراسان (1510/918) كه سه سال قبل توسط ازبكان ماوراءالنهر از تيموريان گرفته شده بود. لكن بزرگترين پيروزي اسماعيل بي ترديد در جنگ مرو در دوم دسامبر 1510/26 شعبان 916 به دست آمد كه در نتيجه آن ناحيه خراسان به اختيار صفويه درآمد و شهر هرا، دومين شهر و محل اقامت جانشين بلافصل سلطنت شد.
حكومتي كه صفويان در اوايل قرن دهم هجري برپا كردند يك حكومت مذهبي و برپايه تشيع بود، اين دوره نزديك به دو قرن و اندي طول كشيد. با توجه به تاثير بلند مدت دستاوردهاي صفويان تا عصر حاضر، مي توان گفت كه آنها در حل و فصل مشكلات برخاسته از امور نظامي، اجتماعي، اقتصادي و مذهبي تا حدود قابل ملاحظه اي موفق بودند. سلسله هايي كه پس از صفويان بر سر كار آمدند در پيدا كردن راه حل براي مشكلات موجود جامعه به اندازه صفويان موفق نبودند. ايران در زمان صفويان به رغم فشارهاي داخلي و خارجي توانست با دستيابي مجدد به هويت ملي، به كشوري قدرتمند و مستقل در شرق اسلامي تبديل شود. اين نظام به مدت دويست و بيست و پنج سال در ايران ثبات و استواري پديد آورد.

ترتيب حکومت شاهان صفوي:

شاه اسماعيل اول 1501م/ 907 تا 930 هجري (تخلص شعري وي خطايي بود)
شاه طهماسب اول 931 تا 984 هجري
شاه اسماعيل دوم 984 تا 985 هجري
سلطان محمد خدابنده 985 تا 996 هجري
شاه عباس اول 996 تا 1038 هجري
شاه صفي اول 1038/ 17 فوريه 1629تا 1052 هجري
شاه عباس دوم 1052 تا 1078 هجري
شاه سليمان 1078 تا 1105 هجري 1666/1077
شاه سلطان حسين 1105 تا 1135 هجري 1722/1135
شاه طهماسب دوم 1135 تا 1145 هجري
شاه عباس سوم 1145 تا 1148 هجري

[1]ايران عصر صفوي: راجر سيوري ترجمه: كامبيز عزيزي. نشر مركز، چ اول 1372، ص 12
[2]نقل شده در: ًWilfred Blunt. pietros pilgrimage (london1953) .P. 127.
[3]بيشتر تركمن هاي مريد صفويه از اين كلاه استفاده مي كردند.
[4]ايران عصر صفوي: راجر سيوري ترجمه: كامبيز عزيزي. نشر مركز، چ اول 1372، ص 19

__________________
شاره که م , به ندی دلم , ئه ی باغی مه ن
ره وره وه ی ساوایه تیم , سابلاغی مه ن

دل به هیوات لیده دا , لانکی دلی
تو له وه رزی یادی مه ن دا , سه رچلی

خالید حسامی( هیدی )
پاسخ با نقل قول
جای تبلیغات شما اینجا خالیست با ما تماس بگیرید