
04-02-2015
|
 |
مدیر تاریخ و بخش فرهنگ و ادب کردی 
|
|
تاریخ عضویت: Aug 2009
محل سکونت: مهاباد
نوشته ها: 19,499
سپاسها: : 3,172
3,713 سپاس در 2,008 نوشته ایشان در یکماه اخیر
|
|
طنز، هزل و هجو كمدی، چه در شعر و چه در نثر و چه در...
( 2 )
یادآور میشود كه در پیشنهاد ما :
1. چنانكه پیشتر هم به اشاره گفتیم، ممكن است برخی از زیرمجموعهها در هر سه مجموعه تكرار شود. مثلاً نقیضه یا parody، هم میتواند در زیرمجموعه طنز باشد (= نقیضه طنز) و هم هزل (= نقیضه هزل) و هم هجو (= نقیضه هجو)، به ترتیب مانند نقیضههای طنز بسحق اطعمه، نقیضههای هزل خارستان قاسمی كرمانی و نقیضههای هجو پریشان قاآنی.
2. ممكن است چنانچه اشاره كردیم، در آثار یك شاعر، از هر سه گونه طنز و هزل و هجو یافته شود، مثل عبید زاكانی.
عبید، در این قطعه كه از اخلاقالاشراف او نقل خواهیم كرد، تنها طنزپرداز است :
... لولیی با پسر خود ماجرا میكرد كه تو هیچ كاری نمیكنی و عمر در بطالت بسر میبری، چند با تو بگویم كه معلق زدن بیاموز و سگ از چنبر جهانیدن و رسن بازی یاد گیر تا از عمر خود برخوردار شوی. اگر از من نمیشنوی به خدا تو را در مدرسه اندازم تا آن علم مرده ریگ ایشان بیاموزی و دانشمند شوی و تا زنده باشی در مذلت و ادبار و فلاكت بمانی و یك جو از هیچ جا به حاصل نتوانی كرد...
و یا در همین كتاب مینویسد :
... از قزوینی پرسیدند : امیرالمؤمنین علی (ع) را میشناسی؟ گفت : شناسم. گفتند: چندم خلیفه بود؟ گفت : من خلیفه ندانم، آن است كه حسین (ع) را در دشت كربلا شهید كرده است!...
ولی همو هزّال است؛ وقتی كه در همین رساله دلگشا مینویسد :
... زنی نزد قاضی رفت و گفت : شوهرم مرا در جایگاه تنگ نهاده است و من از آن دلتنگم. قاضی گفت: سخت نیكو كرده است. جایگاه زنان هر چه تنگتر بهتر!...
و سرانجام وقتی در كلیات از همین عبید، امثال ابیات زیر را میخوانیم، او هجوپرداز است:
تهمتن چو بگشاد شلوار بند به زانو درآمد یل ارجمند
و اهاجی او چنان است كه از شدت ركیك بودن، نمیتوان تمام آن را ذكر كرد.
* * *
آنچه گفتیم تنها محدود به شعرای متقدم نیست. شاعرانی هم بودهاند از معاصرین كه در هر سه حوزه با توانایی سخن بر جای نهادهاند، مثلاً ملكالشعراء بهار در این قطعه طنزپرداز است:
دیدم به بصره دختركی اعجمی نسب
روشن نموده شهر به نور جمال خویش
میخواند درس قرآن در پیش شیخ شهر
وز شیخ دل ربوده به غنج و دلال خویش
میداد شیخ درس « ضلال مبین» بدو
و آهنگ « ضاد» رفته به اوج كمال خویش
دختر نداشت طاقت گفتار حرف « ضاد»
با آن دهان كوچك غنچه مثال خویش
میداد شیخ را به « دلال مبین» جواب
وان شیخ مینمود مكرر مقال خویش
گفتم به شیخ : راه ضلال اینقدر مپوی
كاین شوخ منصرف نشود از خیال خویش
بهتر همان بود كه بماند هر دوان
او در « دلال» خویش و تو اندر « ضلال» خویش (22)
اما در دو نمونه زیر كه دو رباعی منسوب به اوست، او هزّال و هجاگو است:
میگویند آب رود شور قم را كه از محلات به قم میآید، محلاتیان در زمان نخستوزیری صدرالاشراف به پشت گرمی او، بر مردم قم بسته بودند. تحصن و شكوای قمیها به جایی نرسید، تا به صرافت افتادند از بهار بخواهند كه آب را به زور هجا بگشاید و او گفت:
این صدر ز اشراف پدرسوخته است آب دگران به رویشان دوخته است
دزدیدن آب را ز مجرای حرام این بی پدر از مادرش آموخته است
نسبت كمدی با حقیقت یا واقعیت
گفتیم هر اثر خندهانگیز یا كمیك یا فروحقیقی (23) و یا فروواقعی (24) را به سه دسته اصلی طنز، هزل و هجو تقسیم و برای هر یك زیرمجموعههایی پیشنهاد میتوان كرد :
اساس آن پیشنهاد و تقسیم، دو محور و معیار دارد، یكی در مبدأ و مرتبط با فاصله آن نسبت به حقیقت و یا واقعیت.
و دیگری در منتها و نتیجه و در قیاس و مرتبط با هنجارهای اخلاقی پذیرفته شده در هر جامعه. از همین جاست كه یك مطایبه یا شوخی، یا لطیفه، مثلاً در زبان انگلیسی برای مردم انگلیس خندهانگیز است ولی همان در كشور ما و یا حتی در كشور انگلیسی زبان دیگر، ممكن است مطلقاً بانمك و خندهانگیز نباشد.
در مورد محور و معیار اول، برخی، به جای فاصلهای كه مابین اثر یا اندیشه كمیك یا حقیقت یا واقعیت پیشنهاد كردهایم؛ زاویه نگرش، را پیشنهاد كردهاند؛ یكی از پژوهندگان مسائل نظری طنز مینویسد:
... ظاهراً ابوعلی حسن بن هیثم بصری (345-430هـ ق) ریاضیدان و منجم و طبیب؛ اولین كسی است كه اتاق تاریك را به كار برده است. معروفترین اثر وی، كتابی ست در علم مناظر و مرایا كه در قرون وسطی به لاتین نیز ترجمه شد و شاید لئوناردو داوینچی، از جمله كسانی بود كه این كتاب بر آنها تأثیر گذاشت... لئوناردو بعدها توانست كشف كند كه تصویری كه از شیء بر شبكیه میافتد، مانند تصویری كه در اتاق تاریك به وجود میآید نسبت به شیء معكوس است. اما تصویر ذهنی، برخلاف تصویری كه بر شبكیه میافتد، مستقیم است. لئوناردو داوینچی در یادداشتهایش با وحشتی طنزآلود نوشت:
حقیقت اینست كه انسان با سر راه میرود، نه با پا!...
... اما اگر همه ما، تاریكخانهای در چشم داریم، چرا همه جهان را واژگون نمیبینیم؟ ... لئوناردو معتقد بود كه حتی جهتِ نگارش، (از چپ به راست یا برعكس) نیز، بر درك ما از جهان، تأثیر میگذارد. از این رو، با معكوسنویسی، میخواست بر این تأثیر، غلبه كند و شاید هم بر مرگ چیره شود. مگر مرگ همان نقطهای نیست كه بر پایان جهان میگذاریم؟!
هر كس اتاق تاریكی در چشم (و بالطبع در مغز) دارد : تصویر معكوسی از جهان هنرمند، تصویر معكوس (تصویر حقیقی) جهان را در اختیار ما میگذارد.
این تصویر، شكلهای مختلفی دارد كه یكی از آنها مطایبه (Humour) است. در ان ساخت، انسان میتواند از خود بیرون آید و خود را ببیند كه دارد از خیابانی میگذرد : نمای بیرونی از خود... در دنیای دلكش مطایبه انسانها را میبینیم كه با سر راه میروند. مطایبه دیدن جهان با چشم قورباغه است...
اگر لحظهای از چشم قورباغه بنگریم، همه چیز را از پایین به بالا میبینیم. همه تغییر شكل مییابند... (25)
چنانكه ملاحظه میفرمایید، فرضیه اتاق تاریك؛ همان زاویه نگرش است. بنده تغییر شكل یافتن را در این فرضیه برای مطایبه و یا هر پدیده خندهانگیز، باور ندارم. فرضیه اتاق تاریك این است كه شكل حقیقی همه پدیدارها در جهان همان شكل باژگونه است و در اطاق تاریك همه چیز شكل حقیقی خود را دارند پس در واقع آنچه ما اكنون میبینیم عكس شكل واقعی جهان است! و آنچه واقعی نیست، همین جهانی ست كه ما میبینیم!
در این فرضیه، هرگونه طنز و هر گونه مطایبه؛ نقیض حقیقت یا نقیض واقعیت فرض میشود.
در حالی كه در پیشنهاد این جانب؛ فاصله هر پدیده خنده انگیز با حقیقت یا واقعیت است كه خنده و حتی میزان و مقدار آن را تعیین میكند نه تباین و تقابل آن.
منبع:http://www.cloob.com
22. بهار، محمدتقی ملكالشعراء. دیوان. ج 2، صفحه 315، چاپ امیركبیر، به نقل از خواندنیهای ادب فارسی. نوشته دكتر علیاصغر حلبی. انتشارات اساطیر، 1377، ص369.
23. در برابر فراحقیقی یا اندیشه تراژیك.
24. در برابر فراواقعی یا اعیان و آثار تراژیك.
25. اخوت، احمد. نشانهشناسی مطایبه. نشر فردا، اصفهان، 1371. ص 11 و 12.
__________________
شاره که م , به ندی دلم , ئه ی باغی مه ن
ره وره وه ی ساوایه تیم , سابلاغی مه ن
دل به هیوات لیده دا , لانکی دلی
تو له وه رزی یادی مه ن دا , سه رچلی
خالید حسامی( هیدی )
|
|
جای تبلیغات شما اینجا خالیست با ما تماس بگیرید
|
|