موضوع: مشاعره سنتی
نمایش پست تنها
  #794  
قدیمی 11-24-2008
دانه کولانه آواتار ها
دانه کولانه دانه کولانه آنلاین نیست.
    مدیر کل سایت
        
کوروش نعلینی
 
تاریخ عضویت: Jun 2007
محل سکونت: کرمانشاه
نوشته ها: 12,703
سپاسها: : 1,382

7,486 سپاس در 1,899 نوشته ایشان در یکماه اخیر
دانه کولانه به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض

میخواستم یه شعر از سعدی که خیلی بهش علاقه دارم و خیلی تعجب کردم که چرا تا حالا نذاشتم رو بنویسم که دلیلشو یادم اومد چون با اواز شجریان خونده شده گذاشتم وقتی که اوازو اپلود کردم بذارم
پس فعلا یه شعر از اوحدی مراغه ای

دیوانه می شـد از غم او گاه گاه ، دل
زآن بســـتم اندرآن سر زلف سیاه ، دل

دل را در این حــدیث ملامت نمیــکنم
این جــرم دیـده بود ، نـدارد گنـــاه ، دل
دلخسته ام، ولی نتوان رفت هر نفس
پیـــش رُخ چـــو آیـــنه او کــه: آه ، دل
بسیار می کـِـشد به زنخــــدان او دلم
ای سینه ! همـّتی که نیفــتد به چاه ، دل
ای دیده مردمی کن وچشمی براه دار
آخر نه هم به قول تو، گم کرده راه، دل
جانا چو زلف، با دل شوریده بد مشو
دانی که هست روی تورا نیکخواه ، دل
گر شمع صورت تو نگشتی دلیل جان
هرگز به کوی عشـق نمی برد راه ، دل
در جان نهاد مهر تو را، اوحدی مگر
ترســد از آنکه راز نـــدارد نـــگاه ، دل
__________________
مرا سر نهان گر شود زير سنگ -- از آن به كه نامم بر آيد به ننگ
به نام نكو گر بميــرم رواست -- مرا نام بايد كه تن مرگ راست



پاسخ با نقل قول
جای تبلیغات شما اینجا خالیست با ما تماس بگیرید