موضوع: مشاعره سنتی
نمایش پست تنها
  #836  
قدیمی 11-30-2008
دانه کولانه آواتار ها
دانه کولانه دانه کولانه آنلاین نیست.
    مدیر کل سایت
        
کوروش نعلینی
 
تاریخ عضویت: Jun 2007
محل سکونت: کرمانشاه
نوشته ها: 12,702
سپاسها: : 1,382

7,486 سپاس در 1,899 نوشته ایشان در یکماه اخیر
دانه کولانه به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض

نقل قول:
نقل قول:
نوشته اصلی توسط tanha نمایش پست ها
دانی که چرا زمیوه ها سیب نکوست
نیمی رخ عاشق است ونیمی رخ دوست

این شعر خیلی جالب بود نشنیده بودم
ممنون
میخواستم بدونم شاعرش کیه سرچ کردم خیلی نتیجه خوبی نگرفتم

اما جناب سعدی هم همینو داره حتی شاید اینی که شما گفتین از سعدی باشه :


بوسه دادن به روی دوست چه سود
هــــــم در این لحظه کـردنش بدرود
سیب گــویی وداع بـستــان کــــرد
روی از این نیمه سرخ،وزان سو زرد


و اما جواب مشاعره شما :


تو خود دانی که من بی‌تو عدم باشم عدم باشم
عدم خود قابل هست است از آن هم نیز کم باشم
http://p30city.net/showpost.php?p=32727&postcount=751

همه دردم، همه داغم، همه عشقم، همه سوزم

همه در هم گذرد،هر مه و سال و شب و روزم

وصل و هجرم شده یکسان، همه از دولت عشقت

چه بخندم، چه بگریم، چه بسازم، چه بسوزم

گفتني نيست كه گويم ز فراقت به چه حالم

تصنیف همه دردم از ایرج بسطامی
http://www.patocks.com/g.htm?id=3136
__________________
مرا سر نهان گر شود زير سنگ -- از آن به كه نامم بر آيد به ننگ
به نام نكو گر بميــرم رواست -- مرا نام بايد كه تن مرگ راست



پاسخ با نقل قول
جای تبلیغات شما اینجا خالیست با ما تماس بگیرید