لازم نكرده تو برو همونجائي كه تا حالا بودي معتاد معتاد
دخترتم ديگه حاضر نيست ببينتت
برو معتاد به همه ميگم اشك خدا ميكشي تو پدر خوبي نيستس يه ادم .....
سه ئنگ اينجا مال منه و من چون مردم مديرم اخه كي ديده يه زن تو قهوه خونه مدير باشه باباااااااااااااااااااا يواش يواش دارم ميفهمم به درد كار كردن تو اين محيطه مردونه نميخوري اين يه واقعيته بايد قبول كني حقيقت تلخه
__________________
ميدانستم ، ميدانستم روزي خورشيد نيز خاموش خواهد شد خدايا آيا او نيز فراموش خواهد شد ....
رويايم را ببين
خداوند در آن گوشه زيز سايه سار درخت لطف خويش
با لبخند
نفسهايت را سپاس ميگويد
پس بر تو چه گذشته كه اينچنين
آرزوي مرگ ميكني ......
ببين فرصت نيست
فرصت براي بودن نيست
پس سعي كن
تا درخت را احساس كني
سبزه رابشنوي
و بوسه دادن را از گل سرخ بياموزي
تا روزي
شايد
درخت را تا مرز انار
تعقيب كني (تاري)
ویرایش توسط رزیتا : 01-23-2012 در ساعت 12:52 PM
|