
09-29-2009
|
 |
ناظر و مدیر ادبیات  
|
|
تاریخ عضویت: May 2009
محل سکونت: spain
نوشته ها: 5,205
سپاسها: : 432
2,947 سپاس در 858 نوشته ایشان در یکماه اخیر
|
|
من لاله ی آزادم ، خود رويم و خود بويم
در دشت مکان دارم، هم فطرت آهويم
آبم نم باران است ، فارغ ز لب جويم
تنگ است محيط آن جا،در باغ نمی رويم
من لاله ی آزادم ، خود رويم و خود بويم
از خون رگ خويش است ،گررنگ به رخ دارم
مشّاطه نمی خواهد زيبايی رخسارم
بر ساقه ی خود ثابت ، فارغ ز مددکارم
نی در طلب يارم ، نی در غم اغيارم
من لاله ی آزادم ، خود رويم و خود بويم
هر صبح نسيم آيد ، بر قصد طواف من
آهو برگان را چشم، از ديدن من روشن
سوزنده چراغستم ، در گوشه ى اين مامن
پروانه بسى دارم ، سرگشته به پيرامن
من لاله ى آزادم ، خود رويم و خود بويم
ازجلوه ى سبز و سرخ ، طرح چمنى ريزم
گشته است ختن صحرا ، از بوى دلاويزم
خم مى شوم از مستى،هرلحظه و مى خيزم
سر تا به قدم نازم ، پا تا به سر انگيزم
من لاله ى آزادم ، خود رويم و خود بويم
جوش مى و مستى بين، در چهره ى گلگونم
داغ است نشان عشق، در سينه ى پرخونم
آزاده و سرمستم ، خو كرده به هامونم
رانده ست جنون عشق ، از شهر به افسونم
من لاله ى آزادم ، خود رويم و خود بويم
از سعى كسى منّت بر خود نپذيرم من
قيد چمن و گلشن ، بر خويش نگیرم من
بر فطرت خود نازم ، وارسته ضميرم من
آزاده برون آيم ، آزاده بميرم من
من لاله ى آزادم ، خود رويم و خود بويم

__________________
Nunca dejes de soñar
هرگز روياهاتو فراموش نكن
|
|
جای تبلیغات شما اینجا خالیست با ما تماس بگیرید
|
|