(دانه کولانه;76707]
در این زمانه رفیقی که خالی از خلل است
صراحی می ناب و سفینه غزل است
مقام امن و می بیغش و رفـیـق شـفـیـق
گـرت مـُــدام مـیـسـّر شـود زهــی تـوفـیـق
جهان و کار جهان جمله هیچ بر هیچ ست
هزار بـار من ایـن نـکـتـه کـردهام تـحـقـیـق
دریـغ و درد کـــه تـا ایـن زمـان نـدانـسـتـم
که کـیـمیـای سـعـادت رفـیـق بـود ، رفـیـق
..